بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

یادداشت هایی بر  یک انقلاب (32)

قبل از 13 آبان!

مصطفی صابر

 

سیزده آبان هنوز نیامده اوضاع سیاسی ایران را از هر جهت تغییر داده است. و البته هرچه این روز پرجمعیت تر و شعارها رادیکالتر و چپ تر باشد،  اوضاع را  بیشتر تغییر خواهد داد.  کم و بیش در دنباله خطوطی نظیر این:

 

1) تظاهرات سیزده آبان اعلام قطعی این است که  انقلاب جاری مردم ایران علیه جمهوری اسلامی اکنون به حدی رشد کرده که ادامه روش ها و شیوه های سابق سرکوب و بقاء را از حاکمین سلب کرده است. انقلاب دست به تاکتیک غریبی علیه جمهوری اسلامی زد که در یادداشت های پیشین از آن صحبت کردیم. روزها و مناسبت های خود رژیم را از دست حکومت بیرون آورد و بر علیه آن بکار گرفت. "روز قدس سابق" اینرا به روشنی نشان داد و اکنون 13 آبان دارد اعلام میکند که این به یک روش مستمر انقلاب تبدیل میشود. اگر در دوره شاه "چهلم ها" و گرامیداشت یاد کشته شدگان به معیادگاه از پیش تعیین شده مردم تبدیل شد، اکنون مناسبت های شناخته شده این نقش را ایفاء میکند. اگر تظاهرات 13 آبان وسیع تر و تند و تیز از روز قدس بشود، آنوقت میتوان انتظار داشت که تظاهرات بعدی میلیونی تر و شکست ناپذیرتر باشد. این ضربه ای خرد کننده بر رژیم فی الحال آویزان جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تبعات گسترده ای در داخل و خارج خواهد داشت.

 

2) اولین نتیجه این خواهد بود که فضای سیاسی را حول بود و نبود جمهوری اسلامی  قطبی تر خواهد کرد. موقعیت نیروهایی که سعی میکنند بخیال خودشان حد وسط را بگیرند و هم جمهوری اسلامی و وضع موجود را حفظ کنند و هم خودشان را  همراه با مردم  و انقلابشان جلوه دهند را، بمراتب دشوارتر خواهد کرد. قبل از هرچیز جناح مغضوب رژیم  (و بویژه موسوی، خاتمی و کروبی)  مجبورند صریح تر و روشن تر از آنچه که تاکنون بوده اند علیه انقلاب مردم بایستند و یا اینکه فاصله خود با جناح در قدرت جمهوری اسلامی  را بیشتر کنند. هردو این "انتخاب" ها برای این حضرات حکم کاسه زهر دارد. در یک کلام دوره اینها دارد بسر میرسد. اینها حالا باید دعا کنند که نه "آقا" و احمدی نژاد آنقدر زورشان زیاد بشود که انقلاب را به عقب برانند و نه انقلاب آنقدر شعله بکشد که آقا و قدرت سرکوب جمهوری اسلامی را دود کند و بهوا بفرستد. بی جهت نیست که این روزها هم کروبی هم موسوی و هم خاتمی به تقلا افتاده اند و  از یکطرف به مردم میگویند "شعارهای ساختار شکنانه ندهید"، و از طرف دیگر به جناح در قدرت میگویند "اگر ما نتوانیم حرف بزنیم  کسانی خارج از نظام عرصه را بدست خواهند گرفت."  ادامه وضع موجود "نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد" کمال مطلوب اینان است. و ابلهانه تر از این در دوره انقلاب نمی توان یافت. 

 

3) بعد از 13 آبان شکاف در بالا تشدید خواهد شد. پیشروی انقلاب و تضعیف بیشتر قدرت سرکوب رژیم که قبل از سیزده آبان نیز کاملا محسوس است، جمهوری اسلامی را به نقطه تعیین تکلیف درونی خواهد کشاند. رژیم باید خودش را یکدست کند به این امید که ظرفیت بقایش را بالا ببرد. اما همین یکدست کردن در عین حال به معنی بگیر و ببند وسیع در خود حکومت و چه بسی تضعیف بیشتر آن خواهد بود.  این وضعیت بن بست و برزخ که ظاهرا نوعی تعادل در بالا به نظر میرسد فعلا بطور شکننده ای برقرار است.  اما  بعد از 13 آبان شکننده تر خواهد شد. انقلاب به این باز شدن و باز هم بازتر شدن شکاف در بالا شدیدا نیاز دارد و با تمام قوا در کار انجام آن است.  

 

4) تضعیف قدرت سرکوب و اقتدار و کنترل رژیم و پیشروی انقلاب مردم به معنی برقراری نوعی فضای باز فعالیت سیاسی از پایین و به نیروی انقلاب خواهد بود. این فضا فی الحال نیز وجود دارد، اما علنی تر و تعرضی تر و گسترده تر خواهد شد. دانشگاه و مدارس و ادرات و مهمتر از همه کارخانه ها و مراکز کارگری عرصه فعالیت سازمانگرانه توده ای و حزبی خواهد شد.

 

5) بعد از 13 آبان مساله رهبری انقلاب حاضر با شفافیت بیشتری مطرح خواهد شد.  انقلاب نمی تواند با تکیه صرف بر اشکال کنونی و بدون رهبری متمرکز سیاسی که افق آینده را بروشنی ترسیم میکند و سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن توسط حاکمیت بلافصل مردم انقلاب کننده  را جلوی جامعه میگذارد، به پیش رود. اینکه برخی سعی میکنند وضع فعلی را تقدیس کنند که این انقلاب رهبر ندارد و هندوانه زیر بغل مردم میدهند که  هرکس خودش یک رهبر است، دارند نسخه درجا زدن و شکست انقلاب را می پیچنند. اینها میخواهند مردم به این اکتفاء کنند که قدری جمهوری اسلامی را به عقب برانند و  اصلاح کنند. این ها نمی خواهند که مردم انقلابی جمهوری اسلامی را پایین بکشند و خود به قدرت انقلابی و حاکم بر سرنوشت خود تبدیل شوند.  این در واقع راست جامعه  است که میداند نمی تواند رهبری انقلاب را بگیرد در نتیجه میخواهد وضع تکامل نیافته از لحاظ شکل و رهبری انقلاب را نهادینه کند تا در گام بعد کاملا زمینگیرش کند و به شکست بکشاندش.  اینها دارند آب به آسیاب جمهوری اسلامی و خامنه ای میریزند. انقلاب بدون رهبری تیز و سازمان وسیع و قدرتمند و منظم، بالاخره جایی متوقف خواهد شد و در هر حال  لقمه آسانی زیر دندان دیکتاتور است!  نقد و افشای این ترفند راست و تامین این رهبری همه جانبه سیاسی و سازمانی وظیقه چپ و بویژه حزب کمونیست کارگری است که از روز اول این انقلاب حرفش و تلاشش دائما همین بوده است.

 

6) قطبی شدن فضا حول بود و نبود جمهوری اسلامی فضای جامعه را بیش از پیش به چپ خواهد چرخاند یا صحیح تر فضا را برای تامین رهبری سیاسی و سازمانی چپ آماده تر خواهد کرد. تا اینجا این چپ بوده که خواهان رهایی از شر جمهوری اسلامی بوده است. (راست دائما سعی کرده یا کل نظام جمهوری اسلامی یا گوشه هایی از آن را حفظ کند و حداکثر یواش یواش آنرا  "دمکراتیک" یا "لیبرال دمکراتیک" کند.)  این چپ بوده که خواهان انقلاب بوده و برای پیشروی آن تلاش کرده است. (راست دائما کوشیده اینطور جلوه دهد که مبارزه مردم بر سر اصلاحات و تقلب انتخاباتی و اینطور چیزهاست.)  راست جز برای مهار و نهایتا شکست انقلاب و مبازه مردم  به میدان نیامده و فعلا امیدش را به بقای جمهوری اسلامی و تعدیل آن بسته است. با پیشروی بیشتر انقلاب و نزدیک شدن سرنگونی رژیم اسلامی توسط مردم انقلابی،  راست ناگزیر است از توهم بقاء رژیم و یا حفظ چهارچوبه آن دست بردارد. اینکه راست به چه کارهایی ممکن است روی آورد را باید جداگانه صحبت کرد. اما 13 آبان پرجمعیت و رادیکال و ضد جمهوری اسلامی ضربه ای مهلک بر راست نیز خواهد بود.

 

اما آیا ما با یک 13 آبان رادیکال و وسیع روبرو خواهیم بود؟ تظاهرات های متعدد و هردم رادیکال شونده دانشجویی یکی دو هفته اخیر در دانشگاههای مختلف ، تظاهرات و اعتصابات کارگری یکی دو هفته اخیر، وقایعی نظیر شعاردادن مردم در یک کنسرت موسیقی در کرمان یا به بازخواست کشیدن جناب "خ.ر" در یک مجمع دستچین شدگان از "نخبگان" و همینطور  اجتماعات مادران و خانواده های زندانیان سیاسی و یا حرکاتی نظیر تظاهرات امروز مردم اکباتان و بالاخره تدارک وسیع برای حضور در تظاهرات 13 آبان که بحث هر محفل و جمع مردم است، همه حکایت دارد که جواب سوال فوق مثبت است. (دوم نوامبر 2009)


بازگشت به صفحه اول