بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناسيونال ٣٢٠

كاظم نيكخواه

صفحه بازتاب هفته

كابوس فسيلهاي حكومت و "انقلاب فرهنگي"

 

سران حكومت اسلامي مانده اند با جامعه و سرنگوني خواهي و آزاديخواهي چه كنند. مدتي پيش خامنه اي گفته بود كه علت دور شدن و مخالفت گسترده دانشجويان با حكومت اسلامي، گسترش مادي گرايي در ميان دانشجويان است و علت آنهم علوم انساني است و بايد كتابها عوض شوند و بر اساس اسلام نوشته شوند. اين سرآغاز تقلاي دست اندركاران حكومت براي راه انداختن يك جنايت سازمان يافته ديگر عليه دانشجويان بنام "انقلاب فرهنگي" شده است. اين هفته يكي ديگر از كرگدنهاي حكومتي يعني كاظم صديقي كه تازگي به اين سمت تعيين شده است همين مضمون را تكرار كرد و گفت "لازم است انقلابي مانند انقلاب اول در دانشگاههاي ايران صورت گيرد" او هم بر "اصلاح كتب دانشگاهي و علوم انساني" تاكيد كرد و گفت "برخي از استادان اين رشته ها هم مانند اين كتابها كه از غرب رسيده، رنگ غرب گرفته اند. گاهي انسان در اين فتنه ها آنقدر كه از اشرار ترس دارد بايد از اين كتب هم بترسد." و در جاي ديگري ادامه داد "استادان دانشگاه بايد با مطالعه قرآن كتابهاي تازه اي در اين عرصه بنويسند و دنيا را در چارچوب علمي نجات دهند"

 

اين نداهاي شوم كه از فسيلهاي حكومتي بر ميخيزد در واقع تماما از همان ترس و وحشت از دانشگاه و دانشجويان است. حتي نميتوانند پايشان را به راحتي به دانشگاه ها بگذارند و با اعتراض و شعار دادن و هو كردن دانشجويان مواجه نشوند. از خاتمي تا لاريجاني تا احمدي نژاد و تا خامنه اي مزه دانشگاه را چشيده اند. فرياد مرگ بر ديكتاتور را در مقابل خود شنيده اند. عكس احمدي نژاد را مقابل چشمش پاره كردند و جناب رهبر را مجبور شدند از در عقب دانشگاه وارد و خارج كنند. ترسشان از دانشگاه و كتاب و علوم بجاست.

 

جمهوري اسلامي وقتي از انقلاب فرهنگي ميگويد دارد از آرزوهاي برباد رفته اش سخن ميگويد نه از كاري كه ميتواند به آن دست بزند. اينها دلشان ميخواهد كه مثل طالبانهاي افغانستان و پاكستان، علم و علوم را به احاديث و قرآن و كتب عهد عتيقي و ارتجاعي محدود كنند و جز اين كتابها همه چيز را بسوزانند. ميخواهند چشم ها و گوشها را ببندند. ميخواهند دانشگاه ها به حوزه هاي علميه تبديل شوند. يك بار در سال ٥٩ توانستند با ابتكار كساني چون سروش و همين موسوي و خيل جنايتكارانشان جنايت سازمان يافته اي بنام "انقلاب فرهنگي" را در دانشگاهها پياده كنند و صدها استاد و هزاران دانشجو را از دانشگاهها اخراج كردند. صدها نفر را به زندان انداختند و شماري را اعدام كردند. اما عليرغم همه تصفيه ها وفيلترها و جناياتشان بازهم نتوانستند دانشگاه را به سنگر ارتجاع تبديل كنند. دانشگاه بازهم به فاصله كوتاهي به سنگر انقلاب و راديكاليسم و آزاديخواهي تبديل شد. اكنون در شرايطي كه ناقوس مرگ حكومتشان به صدا در آمده، يكي بفكر انقلاب فرهنگي است. يكي بفكر دوره امام است. يكي بفكر پايه ريزي علوم بر اساس قرآن است، و يكي هم خواب دوره لاجوردي را مي بيند. اما اگر مردم در اين روزها توانستند ناچارشان كنند كه از جناياتشان در كهريزك به غلط كردم بيفتند، اگر توانستند مجبورشان كنند با رسوايي تمام در پي كتمان قتل ندا و صحنه سازيهاي مسخره باشند، قطعا از فكر انقلاب فرهنگي در دانشگاهها هم پشيمانشان خواهند كرد. دوره انقلاب فرهنگي گذشته است. دوره، دوره انقلاب ديگري است كه به كل اين بساط پايان ميدهد.*


بازگشت به صفحه اول