بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناسیونال ٣٢٠

ستون اول

محسن ابراهیمی

١٣ آبان: هراسها و امیدها!

پنج روز به ١٣ آبان، روز دانش آموز باقی مانده است. بعد از جنبش انقلابی عظیم ماههای خرداد و تیر امسال، هیچ وجهی از جامعه ایران دیگر مثل گذشته نیست و نخواهد بود.   ١٣ آبان هم، مثل همه روزها و سالگردها و مراسمها، حال و هوای دوران بعد از عروج جنبش انقلابی مردم را دارد.

 

برای توده های میلیونی مردم در ایران، امروز بسیار بیشتر از گذشته، هر روز و هر سالگرد و هر مناسبتی، در وحله اول منفذی برای ابراز خشم و نفرت علیه حکام اسلامی، مجرایی برای ابراز وجود سیاسی، سنگری برای رویارویی با قدرت حاکم، پله ای برای جهش بیشتر بسوی سرنگونی، و در یک کلام ادامه جنبش انقلابیشان برای بزیر کشیدن حکومت اسلامی است. مردم، جوانان و زنان و کارگران، در هر کدام از این روزها و از طریق هرکدام از این روزها یکبار دیگر عزمشان برای سرنگونی را اعلام میکنند، قدرتشان برای مقابله با رژیم را نشان میدهند و اتحادشان علیه ارتجاع حاکم را تقویت میکنند. مردم با هر کدام از این روزها، یکبار دیگر اعلام میکنند که نبردشان با جبهه استثمار و فساد و تباهی و عقب ماندگی و خرافات و اعدام و شکنجه و تجاوز ادامه دارد؛ که مبارزه شان تا برچیدن کامل این دستگاه قتل و جنایت تعطیل نخواهد شد.

 

در آستانه ١٣ آبان، در میان همه کسانی که با امید و آرزوی ویران کردن دستگاه فساد و ستم اسلامی روزشان را آغاز میکنند، یعنی در میان میلیونها انسان، تحرکی وسیع در جریان است که این روز را هم به کابوسی دیگر برای حکومت اسلامی تبدیل کنند. در پشت خرواری از رجزخوانیها و خودفریبیها و استخاره ها و دعاهای وحشت سران ریز و درشت حکومت، نسلی پرشور و مصمم خود را آماده میکند که ١٣ آبان را هم به ١٦ آذرها و ٨ مارسها و اول مه ها وصل کند. این نسل سایه سنگین سانسور اسلامی را در هم میشکند، قرار مدراهایش را میگذارد، پیش بینی هایش را انجام میدهد، شعارهایش را  آماده میکند، و خود را برای یک رو در رویی دیگر با باند اسلامی حاکم، با حکومت اسلامی آماده میکند. جامعه یکبار دیگر آماده میشود تا خیابانها را با طنین شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر جمهوری اسلامی بلرزاند. جامعه آماده میشود تا ضربه ای دیگر بر جمهوری اسلامی وا رد کند.

 

در مقابل چنین تلاشی، هم در صف جناح حاکم و هم در صف جناح مغلوب نظام اسلامی نگرانی فقط یک چیز است: تبدیل شدن ١٣ آبان به روزی  دیگر علیه کلیت نظام اسلامی و گسترش آن به یک انقلاب تمام عیار علیه کل نظام اسلامی.

 

صف اپوزیسیون درون حکومتی، دست اندر کاران دیروز و مغضوبین امروز، همان رسالتی را پیش میبرد که به خاطرش اپوزیسیون شده است: رسالت حفظ نظام در مقابل تعرض انقلابی مردم. این اپوزیسیون درباری- اسلامی، همان اپوزیسیونی است که هراس از انقلاب مردم ناگزیرش کرده با همکیشان و همرزمان و هم حکومتیهای سابقش شاخ تو شاخ شود. اینها همانهایی هستند که دیروز زمام امور دولت و دادگاه و سپاه و زندان در دستشان بود و امروز مغضوب شده اند. همانهایی هستند که اتفاقا در همین روز دانش آموز، در سال اول بعد از انقلاب  ٥٧ ، به نام خط امام و تحت نظر و حمایت مستقیم امام خونخوارشان، نمایش تسخیر سفارت آمریکا راه انداختند تا با بسته بندی مبارزه با "آمریکای جهان خوار"، ارتجاع اسلامی را در ایران  در مقابل توقعات انقلابی و انسانی مردم انقلاب کرده ضمانت کنند و در جهان به نقطه امید مردم محروم متنفر از نظامهای فاسد سر به آمریکا تبدیل کنند. اینها از مردمی که مصممند علیه امام و وراثش انقلاب کنند میخواهند که به دوران خود امام و "خط امام" برگردند. اینها از مردم میخواهند به خاطر چیزی به خیابان بیایند که در مقابلش قد علم کرده اند: "اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی"! اینها با کمال بیشرمی مردم را دعوت میکنند جانشان را فدای چیزی بکنند که میخواهند پایانش دهند: "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد"!  اینها از مردمی که کل ساختار حکومت اسلامی را با شعارهای "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر خامنه ای"، مرگ بر جمهوری اسلامی" هدف گرفته اند میخواهند از شعارهای "ساختار شکن" پرهیز کنند! این صف، زائده هایی در خارج از حکومت دارد که از انقلاب مردم بیشتر از نظام اسلامی هراس دارند. اینها هم رسالت اپوزیسیون اصلاح طلب درون حکومتی را در خارج از حکومت ادامه میدهند. یا مشغول این هستند که نسل جوان بیزار از مذهب و حکومت مذهبی را قانع کنند که حکومت سکولار در ایران جایي ندارد و بايد به تفسير درستتر از قران متوسل شد ( شيرين عبادي). و يا اصلا کاتوليک تر از پاپ شده اند و ياران قديم امام خميني را راهنمايي ميکنند که مبادا به شعارهاي راديکال تن دهند. (حجت السلام والمسلمين فرخ نگه دار).

 

در صف جناح حاکم چه خبر است؟ هنوز آيت الله ها از کابوس قدس فارغ نشده اند که کابوس ١٣ آبان سراغشان آمده است. هنوز فرياد "مرگ بر ديکتاتور" در روز قدس در گوشهايشان زنگ ميزند که کابوس "مرگ بر ديکتاتور" در ١٣ آبان به هراسشان انداخته است. حکومتي که حتي روز خودش مثل "روز قدس" هم در امان نيست، مجبور است هر چيزي که در چنته دارد را بکار بگيرد تا اين روز را هم با کمترين تلفات پشت سر بگذارد. واکنش حکومت به روز ١٣ آبان، ترکيبي از خود فريبي و فريبکاري و ارعاب و در عين حال اداي اهل مدارا در آوردن است.

 

سران حکومت، از آيت الله ها تا سرداران اسلام، ريش تا ريش در مقابل "خطر" ١٣ آبان صف کشيده اند. فرمانده نيروي انتظامي "توصيه" کرده است که هرکس مي‌خواهد تجمعي داشته باشد، "مجوزهاي لازم" را بگيرد تا از "چتر امنيتي" ناجا بهره  مند شود!  استاندار تهران، هشدار داده است که با تجمع‌هاي غيرقانوني "برابر قانون" رفتار خواهد شد! (به زبان آدميزاد يعني زنجير اوباش بسيجي و سپاهي و انتظامي را ول خواهند کرد). و فرمانده سپاه سيدالشهدا "خطر" را گوشزد کرده است که "اگر مراقب نباشيم در آينده مشكلات جدي‌تري را خواهيم داشت"! و بالاخره حرف اصلي را فرمانده کل سپاه بيان کرده است: "حفظ نظام جمهوري اسلامي ايران از اداي نماز واجب‌تر است، اگر تصور كنيم خطراتي نظام را تهديد نمي‌كند اشتباه فكر كرده‌ايم. نمي‌توانيم بگوييم فتنه‌ها كاملا سركوب شده و شعله‌هاي آتش آن خاموش شده است."  دقيقا اين چنين است. اصلا شان نزول نماز و روزه و حج و قران و سنت و امام و شريعت تماما به خاطر حفظ نظام است. همه اين بساط رنگارنگ و خونين مقدسات آسماني به خاطر حفظ خود نظام اسلامي در زمين پهن شده است. همه اين اشباح پاک آسماني براي حفظ جيب آيت الله هاي ميلياردر از معرض خشم گرسنگان در زمين ساخته شده اند و بالاخره همه اين تقلاها به خاطر اين است که "خطراتي" خطر سرنگوني نظام را تهديد ميکند و "شعله هاي آتش آن" خاموش نشده است. و ما اين را اضافه ميکنيم که اين شعله خاموش نخواهد شد تا لحظه اي که کل اين بساط خون و چرک و خرافه و جنايت را بسوزاند و خاکستر کند. ١٣ آبان ميتواند شعله اي از شعله هاي اين آتش باشد که کل اين عمارت اسلامي را در کام خود خواهد کشيد. *

تورنتو، ٧ آبان ١٣٨٨، ٢٩ اکتبر ٢٠٠٩


بازگشت به صفحه اول