بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

موسوی از جنبش انقلابی چه می خواهد؟

سیاوش شهابی

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. موسوی - بیانیه 14

امروز شنبه، بیانیه جدیدی از موسوی منتشر شد. این بیانیه درست در شرایطی که جامعه می رود تا کل بساط رژیم اسلامی را جارو کند و درست در شرایطی که مردم یکصدا خواهان جامعه ای نوین با حکومتی نوین و سکولارهستند، دوباره مردم را از رسیدن به خواسته واقعیشان یعنی گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به یک حکومت سکولار بر حذر میدارد. برای توده های میلیونی مردم در ایران، این روز بسیار بیشتر از روزهای گذشته، در وحله اول منفذی برای ابراز خشم و نفرت علیه حکام اسلامی، مجرایی برای ابراز وجود سیاسی، سنگری برای رویارویی با قدرت حاکم، پله ای برای جهش بیشتر بسوی سرنگونی، و در یک کلام ادامه جنبش انقلابیشان برای بزیر کشیدن حکومت اسلامی است و به درست، موسوی ناچارا در مصاف با این موج عظیم ضد اسلامی مردم، بیانیه 14 را منتشر می کند. او از ساختن فردایی سخن می گوید که گذشته اش با قتل عام آزادیخواهان ساخته شد.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد. موسوی - بیانیه 14

و این ریسمان پوسیده ایست که کل ضد انقلاب سبز را به عمق پرتگاه سرنگونی خواهد برد. موسوی چاره ای جز این ندارد که از اسلام و جمهوری اسلامیش دفاع کند چرا که متعلق به همین خط سیاسی و ایدئولوژی مرگبار است. هیچ راهی جز آویزان شدن به این ریسمان پوسیده و همدستی با مردگان تاریخ برای جان به در بردن جمهوری اسلامی از انقلاب سوسیالیستی ندارد. بیانیه های موسوی، یکی پس از دیگری مسیری را که مردم طی کردند تا به امروز برسند نشان می دهند. اوایل بیانیه می دادند که مردم برای بازپس گیری رایتان مبارزه کنید، هشدار دادند از شعارهای هنجار شکن بپرهیزید و امروز بیانیه می دهند مراقب باشید اسلام به دست آزادیخواهان و سکولاریستها از صحنه خارج نشود! آری مردم به این رهبر پوشالی خیلی توجه داشتند! اما پس کجاست آن رای من کو؟

مردمی که 30 سال پیش به یکباره ضد انقلاب شدند و جوانانشان در زندانهایی که دوستان و همسنگران آقای موسوی ریاستش را در دست داشتند، قتل عام شدند، ( و البته از همان روز اول به قدرت رسیدن  جمهوری اسلامی، نامحرمان شده بودند ) اینک بعد از گذار از ایشان دوباره لقب "خرافه پرستان و نا اهلان و نامحرمان" گرفتند ( قبلا هم توسط احمدی نژاد به خس و خاشاک ملقب شده بودند) و صدالبته این نامحرمان، در صفی میلیونی برای به زیر کشیدن کل بساط حاکمیت اسلام 13 آبان را به میدان جنگی بزرگ تبدیل خواهند کرد. بیانیه 14 موسوی ابدا خطاب به مردم نیست بلکه در مواجه با مردم است. او برای چندمین بار، دارد به برادران آن یکی جناح تذکر می دهد که راه و هدفشان یکی است تنها وسیله متفاوت است. اطمینان می دهد اگر تفنگشان را علیه خودیها زمین بگذارند، میراث بجامانده از سرکوب خونین آزادیخواهان را می توان دوباره زنده کرد.

موسوی در این بیانیه ، برای فرار از سرنگونی رژیم اسلامی در مواجه با جناح در قدرت، تنها فانوس راه امامش را به دست گرفته. فانوسی برای صف اپوزیسیون درون حکومتی، دست اندر کاران دیروز و مغضوبین امروز تا اپوزیسیون مدافع رژیم اسلامی. اما این چراغ، سوسو زنان تنها راهی که نشان می دهد، لپه پرتگاه عمیق سرنگونی جمهوری اسلامی است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود بلکه به امید خدا بسیار زود مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. موسوی - بیانیه 14

 

و یکبار دیگر سدسازیهای نخ نما شده افراط گری و نکنید و نمی شود ها! این همان ترفند مذهبی همیشه در خدمت ضد انقلاب است. امید به خدا قرار است جای اه ددمند مادران عزاداری بنشیند که حتی موسوی از گفتن حقیقت "چرایی" کشته شدن فرزندانشان در خیابانها هراس دارد. جای آه کارگر ددمندی که 9 ما است حقوقش به گروگان گرفته شده و فریادش برای بازپس گیری با باتوم و گاز اشکاور و زندان پاسخ می گیرد. آقای موسوی از امید به خدا می گوید تا این صف به خشم آمده از خدا و اسلامش را کنترل کند و به مصلحت نظامش، مردم را به خانه بفرستد. اما صاحبان اصلی این کشور چه کسانی هستند؟ دستگاه سرکوب و جنایت رژیم اسلامی یا مردمی که می خواهند اختیار را خود به دست بگیرند؟

نمی توان این مردم را به خانه فرستاد. نمی توان رژیم اسلامی را از مردمی که چند ماه است در خیابان به کمینش نشسته اند جان به در برد. نمی توان به این مردم، اسلامی که 30 سال جنایاتش را با پوست و گوشت و استخوانشان تجربه کرده اند دوباره فروخت. تاکیدات موسوی بر بازگشت به قانون اساسی و راه خمینی برای این است که برنامه و راه دیگری ندارد. برای همین راه خمینی، زندانها، شکنجه ها و قتلهایش را باید یکبار دیگر با اسم رمز اجرای قانون اساسی جلوی مردم به صف کند. فرمانده سپاه اگر شمشیر را از رو می بندد و نعره حفظ نظام می دهد، موسوی اما با لباسی آراسته و اتو کشیده شده از حفظ نظام می گوید. اینها جز در فرم، هیچ تفاوتی با هم ندارد. هر دو به یک اندازه مخالف آزادی، سکولاریسم، مدرنیسم و جامعه ای با محوریت انسان هستند. برای موسوی، دوباره زنده کردن خاطره مردگان ( خمینی و قانون اساسی رژیم )، نه براى درآوردن اداى مبارزات انقلاب گذشته ( چون این خود بودند که آن مبارزات و مبارزین را سرکوب کردند ) بلکه کوشیدن برای زنده کردن دوباره اصلاحات در خیال مردم است اما این از گور برخواستگان تاریخ، بی خبرند که جمهوری اسلامیشان هم مرده، چه رسد به اصلاحاتش...

برای همین باید در 13 آبان، با صدای بلند فریاد زد:

جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم

آزادی برابری جمهوری انسانی

 

سیاوش شهابی

8 آبان 1388 / تهران


بازگشت به صفحه اول