بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

١٣ آبان، رژه انقلاب
پاسخي به نوشته سيزده آبان، رژه سرداران

عبدل گلپريان

اکنون ديگر براي کسي جاي هيچ ترديدي باقي نمانده است که آنچه در ايران در حال جريان است انقلاب مردم براي بزير کشيدن کل نظام اسلامي است. حرکت گسترده و راديکال مردم در سيزده آبان در بسياري از شهرهاي ايران شفافتر از ماههاي قبل نشان داد که اين انقلابي توده اي و راديکال براي خلاصي از بختک اسلامي است. سيزده آبان نقطه عطفي در سير پيشروي مبارزات مردم براي سرنگوني جمهوري اسلامي بود. اين را امروز ديگر خامنه اي و احمدي نژاد، موسوي و کروبي، همه جناحها و فرماندهان سپاه ميديا و دولتهاي غربي هم مي دانند و سيزده آبان اين واقعيت را در مقابل چشمان همه قرار داد که انقلاب دارد تعميق مي شود و هيچ مانعي جلودارش نيست. شعار "مرگ بر ديکتاتور"، يکي از شعارهاي محوري و توده اي مردم در ١٣ آبان بود، عکس احمدي نژاد را در مازندران به آتش کشيدند، در تهران، مردم براي چندمين بار از همرزمان رفتگر خود خواستند که اين ديکتاتورچه را در زباله داني بريزند و ببرند: "برادر رفتگر، محمودو وردار ببر" در همان حال مردم متنفر از حکومت اسلامي عکس ديکتاتور بزرگ را در چند قدمي کاخش بزير کشيدند، زير پا له کردند و آتش زدند. در يکي از فيلم ها پوستر بزرگ رهبر را از روي ديوار کنند و جوانان با استفاده از دوربين موبايلهايشان آنرا به جهان مخابره کردند. در سيزده آبان اگر رژه اي بود رژه انقلاب بود که در مقابل چشم ميليونها نفر بر پيکر حکومت در حال سقوط اسلامي به اجرا درآمد. شعارهاي ديگري که در سيزده آبان سر داده شد،"خامنه اي قاتله، نظامش هم باطله" ، "خامنه اي قاتله، ولايتش باطله" و "مرگ برخامنه اي" را فرياد زدند. "مرگ بر اصل ولايت فقيه" و"مرگ بر قانون اساسي جمهوري اسلامي" و شعار " نه موسوي، نه احمدي، آزادي برابري" از آن شعارهايي در سيزده آبان بود که همه جناحهاي رژيم و کل اپوزيسيون داخل و خارج حکومت را به وحشت انداخت. اين تنها گوشه اي کوچک از يک تصوير بسيار عظيم و شگرفي بود که مردم انقلابي ايران در شهرهاي زيادي در سيزده آبان خلق کردند.

اما در مقابل اين وضعيت انقلابي و شور انگيز و در شرايطي که قدرت انقلاب در مقابل هيولاي حکومت اسلامي هر روز عميقتر به جلو مي رود، شاهد رندي و حقه بازي احمقانه اي از جانب نويسندگان و کادر رهبري حزب کورش مدرسي هستيم که مدام اين واقعيت زنده حرکت انقلاب مردم براي بزير کشيدن حکومت اسلامي را تحريف و تحقير مي کنند.
پيشينه سياستها و مواضع اين حزب را کاظم نيکخواه اخيرا در دو نوشته بخوبي ترسيم کرده است من در اينجا وارد آن نميشوم اما مواضع اين حزب در برخورد به سيزده آبان اوج راست روي و ايستادگي آشکار در مقابل اين انقلاب را نشان داده است. خالد حاج محمدي کادر رهبري اين حزب، در نوشته اي تحت عنوان " سيزده آبان، رژه سرداران" کماکان همان سياست و مواضع راست، منجمد و هميشگي حزب مطبوعش را به نمايش گذاشته است. در اين شاهکار ارتجاعي آنچه که خود نمايي مي کند قلب واقعيت و تحقير و تحميق شمردن مردمي است که مي خواهند به سه دهه جنايت و فلاکت پايان دهند. اتفاقات شش ماه اخير و بويژه حرکت مردم در سيزده آبان که در بالا مختصر به آن اشاره شد را با اين خزعبلات مقايسه کنيد تا ببينيد که کادر رهبري اين حزب چگونه در مقابل اين انقلاب ايستاده است. ايشان مي نويسد:

١٣ آبان بهانه ديگري شد تا سرداران و فرماندهان، رهبران و پيشقراولان جمهوري اسلامي، براي بسيج مردم و کشاندن آنان به صف خود به تکاپو بيفتند. براي اين امر همه امکانات خود را به کار انداختند، از راديو و تلويزيون تا روزنامه و نماز جمعه در اين راه بسيج شدند. دول غربي و ميدياي هميشه گوش بفرمانشان مثل بي بي سي در بوق و کرنا دميدند. هر دو جناح تلاش کردند از اين مناسبت براي زورآزمايي و به رخ کشيدن قدرت و نيروي خود، استفاده کنند. ١٣ آبان امسال ميدان نبرد دو جناح بود.

ايشان در اين ارزيابي و بررسي وارونه مشاهدات خود را از راديو تلويزيون تا روزنامه و نماز جمعه حکومت و از سويي ميدياي غربي چون بي بي سي گرفته است و سپس به تحليل از وقايع سيزده آبان مي پردازد. گويا حال و حوصله ديدن تصاويري که مردم و بويژه جوانان که هر روزه با موبايلهايشان به سراسر جهان مخابره مي کنند را ندارند و نه تنها اشتياقي به ديدن اين تصاوير و شنيدن اين شعارها ندارند بلکه صاف و سر راست انکارش مي کنند، جرئت ندارند يک کلمه ازش اسم ببرند. همان تصاويري را که همين بي بي سي و سي ان ان و ديگر ميدياي غربي که قادر به انکارش نيستند از سوي اين جماعت انکار مي شود. عظمت و قدرت انقلاب مردم در ايران تا بدان حد است که انعکاس اين راديکاليسم را به رسانه هاي بورژوايي تحميل کرده است. گزارشات رسانه ها و ميدياي غربي در سيزده آبان اين حقيقت مسلم را نشان داد که بگويند راديکال و چپ بود.
حزب کورش مدرسي و کادر رهبري اين حزب از همان ابتداي به خيابان آمدن مردم در نوشته هايشان گفتند که اين جدالي بين دو جناح در حکومت است و در نهايت سخاوتمندي به بذل و بخشش پرداختند و حرکت مردم براي سرنگوني رژيم که دنيا را متوجه خود ساخت به موسوي تقديم کردند و بيش از هر رسانه بورژوايي ديگري از "جنبش سبز" گفتند و نوشتند و آنرا در بوق کردند. " جنگ جناحها" و " جنبش سبز"، سرتيتر، محتوا و مضمون تمام نوشته ها، تحليلها، مواضع و سياستهاي اين حزب در شش ماه اخير در بر خورد به انقلاب حاضر بوده است. نتيجه اين سياست در عمل اين بوده است که به مردم بگويند در خانه بمانيد چون دعواها مربوط به جناحهاي حکومت است. معني اين سياست اين است که نيروي انقلاب مردم کاري به اين نظام گنديده و در حال مرگ، کاري به سران سه دهه جنايت و جناحهاي مختلف آن نداشته باشند.
درست در شرايطي که يک موقعيت طلايي براي مردم بوجود آمده است و اين حضرات خوابش را هم نمي ديدند، به مردم فرمان، نکنيد، اين کار شما نيست، جنگ جناحها به خودشان مربوط است و غيره را تا کنون تحويل داده اند. اين سياستهاي راست و ارتجاعي، سياستهايي در مقابل انقلاب مردم است.
روايت اين خط راست اين است که بعد از شش ماه مردم را کماکان آلت دست جناحها مي داند. قادر به توضيح اين واقعيت نيستند و يا هستند و بايد منکر آن شوند که اين غول به حرکت درآمده چيست که هر دو جناح حکومت از يک سو و دولت و ميدياي غرب از سوي ديگر تمام امکانات خود را به کار انداخته اند تا از قبل آن سودي عايد بقا و اهدافشان بشود؟. بايد خبري باشد که اين همه مانور، بسيج، ميديا، شارلاتانيزم، شکنجه، تجاوز، سربه نيست کردن، اعدام و هزارو يک جنايت ديگر توسط اين رژيم دارد صورت مي گيرد. ابعاد اين انقلاب آنچنان خيره کننده است که کادرهاي رهبري حزب کورش مدرسي تا کنون در مقابل آن و در همين مايه قلم فرسايي کرده اند و در مقابلش صف کشيده اند.
ايشان مي گويد: تمام اين تدابير شديد امنيتي و بسيج خيل مزدوران به اين خاطر بوده است که سيزده آبان از چهار چوب قانوني خارج نشود و کاري بکنند که نظر مردم به خيابان آمده عليه حکومت را به طرف حکومت جلب کنند.
( خط تاکيد از من )
بزعم ايشان مردم براي اعتراض عليه کل اين نظام که شعارهاي آن را در بالا اشاره کردم به خيابان آمده اند اما همين مردم به خيابان آمده و با همان شعار" مرگ بر ديکتاتور" و "خامنه اي قاتله نظامش باطله" قرار است با تدابير امنيتي و بسيج مزدوران نظرشان به طرف حکومت جلب شود!!. اين ديگر تنها تحقير مبارزه مردم نيست بلکه مشتي چرت و پرت است که هر آدم ساده و بي اطلاع از دنياي سياست نيز به اين گونه تحليلها مي خندد.
در ادامه مي گويد:
تلاش نمايندگان سرمايه براي کشاندن مردم انقلابي به بهانه تقويت نظام يا ضديت با "حکومت کودتا"، تنها جهت تحميق و گرفتن توان و نيروي آنان عليه حريف و نشاندادن قدرت و توان خود به کل مردم بود. ١٣ آبان امسال نمايشي براي تحميق و به رخ کشيدن قدرت جناحهاي جمهوري اسلامي و تمکين مردم بود.
( خط تاکيد از من )
همانطور که اشاره کردم محتوا و مضمون اين نوشته، مملو از تحقير و توهين به مردم است. انکار انقلاب در مواضع و سيتهاي اين حزب نه تنها در شش ماه اخير بلکه قبلتر از آن نيز " زينت بخش" نوشته هاي رهبري اين حزب بوده است. اما معلوم نيست چگونه است که نمايندگان سرمايه براي تقويت نظامشان مردم انقلابي را به ميدان مي کشند!؟. اگر اين مردم انقلابي به ميدان آمده اند معنايش هم بسادگي اين است که مردم انقلابي براي انقلاب کردن به ميدان آمده اند و مي خواهند انقلاب کنند. شعارهاي راديکال، انقلابي و سرنگوني طلبانه مردم در سيزده آبان به وفور در اين باره سر داده شد و اين پيام را به هر ناباوري باوراند. عکس خامنه اي را پايين کشيدند، به قانون اساسي مورد حمايت موسوي و ديگر سران جناحها تف انداختند، ولايت و نظام رهبر را باطل اعلام کردند و دهها حرکت شورانگيز ديگررا با روحيه اي متعرض و اميد بخش تر از پيش به نمايش گذاشتند که همين ميدياي مورد اشاره ايشان ناچار شد اين راديکاليسم را منعکس کند و مهمتر از همه اينکه در سيزده آبان مردم با شعار" نه موسوي، نه احمدي، آزادي برابري" از کل جناحها، جريانات و گرايشات ضد انقلابي عبور خود را اعلام کردند. اين فضاي سياسي و انقلابي با اين شعارها گويا بهانه اي براي تقويت نظام و ضديت با کودتا چيان بوده است. در همين رابطه و در ادامه مي گويد:
اين سرمايه و جناحي از حکومت است که مردم انقلابي را عليه جناح ديگر به ميدان آورده است!!.
اين هم تکرار همان بخش اول نوشته ايشان است. اين جنگ جناحها است و اگر مردم به جان هر دو جناح در سيزده آبان افتاده اند مي گويد نخير مردم به آلت دست تبديل شده اند. بالاتر به اين مسئله اشاره کردم اما معلوم نيست که آيا واقعا کسي در اين حزب پيدا مي شود که به نويسنده اين سطور بگويد که اين تناقضات و اين جملات و فرمولهاي درهم برهم چيست؟.
گرفتن ژست چپ و مواضع و سياستهاي راست اتخاذ کردن، قطعا اين نوع تناقظات را هم از خود بيرون مي دهد.
براي کل سران حکومت اسلامي روز سيزده آبان يعني يکي از ستونهاي اين رژيم در تسخير سفارت آمريکا يعني هويت آن و تکيه زدن بر مواضع ضد شيطان بزرگ در جهت سه دهه سرکوب و جنايت عليه بشريت و درست در سيزده آبان بعنوان روز دانش آموز، مردم انقلابي و بپا خواسته در بسياري از شهرهاي ايران و با گراميداشت اين روز، اين ادعا و اين ستون هويتي حکومت اسلامي را بسيار راديکال و تعرضي و با شعار هاي تند و تيز به لرزه درآوردند. آيا درک کشافي مي خواهد که بفهمد مهمترين روز رژيم که آنرا بعنوان روزهاي هويتي خود تعريف کرده است اينگونه با تعرض صف انقلابي مردم نشانه گرفته مي شود چيست؟. به حزبي که دچار تحليل اشتباه از اوضاع سياسي شده باشد شايد بتوان گفت بس کنيد، تا کي مي خواهيد عدم دخالت و پاسيو بودن خود را در دايره جنگ جناحها تعريف و تکرار کنيد،گوشتان را به زمين بچسبانيد، بخود آييد و قدري سياسي به اوضاع سياسي و انقلابي نگاه کنيد اما به حزب کورش مدرسي و کادر رهبري اش نميشود اين را گفت به اين خاطر که کارنامه اين حزب تا به امروز نه از سر تحليل نادرست و اشتباه در قبال اوضاع سياسي ايران بلکه برعکس تمام مواضع، سياست و تحليهايش براي ايجاد مانع در مقابل اين انقلاب بوده است.
با فرا رسيدن هر مناسبتي حتي مناسبت روز قدس رژيم، مو بر بدن سران هر دو جناح و اپوزيسون داخل و خارج آن راست مي شود اما يک حزب اپوزيسيون" اعتراف و وحشت هر دو جناح از انقلاب مردم که شش ماه است خواب را از چشمانشان گرفته است را به جيب خود آنان مي ريزد و به اين شکل منکر انقلاب و مبارزه انقلابي مردم عليه کليت اين نظام در حال سقوط مي شود.
يداله جواني رئيس دفتر سياسي سپاه پاسداران و يکي از فرماندهان سپاه در مقاله اي هشدار داده است که روز قدس و سيزده آبان با حرکت توده ميليوني ( که منظور مقامات حکومت از توده ميليوني همان سپاه و بسيج است ) متفاوت بوده است و از خارج هدايت وتوسط دشمنان نظام سازماندهي مي شود.
( خط تاکيد از من )
هر آدمي که تنها در اين شش ماه به دنياي سياست وارد شده باشد مي داند که جناب فرمانده سپاه منظورش از متفاوت بودن اين است که در اين دو مناسبت مردم انقلابي با شعارهاي راديکال و بشدت سرنگوني طلبانه عليه همه جناح ها گل کاشتند، اميد ضد انقلاب را نا اميد کردند، پيامي انساني، آزاديخواهانه و برابري طلبانه و سرنگوني طلبانه را با دوربين موبايلهايشان به سراسر جهان مخابره کردند. اما تنها روز قدس و سيزده آبان نبود بلکه قبلتر از آن هيجده تير نقطه شروع عبوراز موسوي بود و موسوي بهانه است کل نظام نشانه است را اعلام کردند. درهيجده تيرانقلاب مردم براي سرنگوني اين نظام بر روي پاهاي خود ايستاد. همان موقع هر دو جناح به اندازه هم خط و مرز خود را با روز هجده تير ترسيم کردند. حزب کورش مدرسي نيز از همان شروع حرکت انقلابي مردم در شش ماه قبل نيز خط قرمز خود با انقلاب مردم براي سرنگوني رژيم را کشيد. در سيزده آبان سران و مقامات حکومت، هراس و وحشت خود از حضور گسترده مردم در بسياري از شهرهاي ايران و راديکالتر شدن قدمهاي انقلاب را بروز داده و نسبت به آن هشداردادند، مقالات و نوشته هاي کادر رهبري حزب کورش مدرسي اکنون نيز عميقتر از شش ماه قبل در مقابل اين انقلاب قلم چرخاني کرده است. نوشته خالد حاج محمدي نمونه تيپيکي از اين ايستادگي در مقابل انقلاب است.
همين مردم انقلابي در اين نوشته اينگونه توصيف مي شوند:
در اين ميان بسياري از مردم نقش سربازان جنگي را داشتند که اهداف، شکست و پيروزي جنگ به آنان مربوط نبود
اينجا نيز همان مواضع و گفته هاي تکراري و هميشگي تبديل نمودن مردمي که حماسه هايي چون سيزده آبان را آفريدند مورد تحقير مجدد قرار مي گيرند. در شش ماهي که از شروع انقلاب مردم عليه حکومت اسلامي مي گذرد آنچه که از چنته اين حزب و نويسندگانش خارج شده اين بوده است که هر چه هست جنگ و دعواي جناحها است، همه جا برايشان تاريک و مه گرفته است، مردمي در کار نيستند اگر هم هستند مردمي تحميق و تحقير شده، آلت دست قرار گرفته شده هستند و سربازان جنگي بيش نيستند. اين گونه نوشته هاي سراپا ارتجاعي و زمخت را اين حضرات بايد بعنوان مدال ايستادگي در مقابل انقلاب به گردنشان بياويزند. اين همان خط راستي است که با ارزيابي از اوضاع سياسي ايران در اين چند سال گذشته، تمام پديده ها را از بالا و در قامت جناحها توضيح داده است. ائتلاف با حجاريان يکي از اين تزها بود و در مقابل آن برسميت نشناختن فاکتور اصلي و تعيين کننده انقلاب يعني نقش توده هاي ميليوني مردم انقلابي که در فراخوانهاي اين حزب و به هر مناسبتي از آنان خواسته است که در خانه بنشينند، اگر هم بخواهند بيرون بيايند اشتباه مي کنند و شکست مي خورند.
کادر رهبري اين حزب تا کنون و طي چند سال موجوديتش خطي را بويژه در دوره اخير مبارزات مردم ايران ادامه داده است که در آن ايجاد سد و مانع آشکار با مبارزات مردم بوده است. سالهاي پيش هر نوع حرکتي را به راست، ملي گراها، الاحواز و يا هخا و جريانات ناسيوناليستي ربط دادند و به اين شيوه تا به امروز مردم را از مبارزه با رژيم برحذر داشته اند. از اين رو چشم اميد رهبري اين حزب با سياست، تز و تئوريهاي تاکنوني اش به تحولات در بالا بوده است. همکاري و ائتلاف با جريانات ارتجاعي و دست راستي به انحا مختلف آنهم با دادن رنگ و جلاي ظاهرا چپ به اين تئوريها، علت سنگر گرفتنشان در مقابل انقلاب مردم است. اما بدليل يدک کشيدن سابقه و گذشته چپ خود مجبورند تا براي تئوريهاي راستروانه خودپوشش چپ بسازند که مايه دردسرشان شده است.

12 نوامبر 2009
* * *


بازگشت به صفحه اول