بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناسیونال ٣٢٢

فرشاد حسینی

دیوار برلین و کمونیسم

روز دوشنبه ۹ نومبر مصادف با بیستمین سالگرد فروپاشی دیوار برلین بود. روسای دولتهای جهان بار دیگر در این روز در برلین گرد هم جمع شدند تا در بطن بحران اقتصادی به زعم خود مرگ کمونیسم و آزادیخواهی را جشن بگیرند. جشنی که در بطن بحران و ورشکستگی و استیصال و شکست الگوهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ایدئولوژیکی بازار آزاد، با بی رونقی هر چه تمامتر برگزار شد.

دیوار برلین كه شهر برلين را از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ ميلادی به دو بخش شرقی و غربی جدا كرده بود، چه در احداث آن و چه در فروپاشی آن پیش از آنکه نمادی از جنگ سرد باشد نمادی از تعرض وسیع دو قطب سرمایه داری دولتی و باز آزاد به کمونیسم بود. نمادی از تقابل دو الگو و مدل سرمایه داری برای پروسه تسریع انباشت سرمایه بود. برلین که که پس از جنگ جهانی دوم بین متحدین و متفقین تقسیم شده بود با در پیش گرفتن دو الگوی متفاوت اقتصاد سرمایه داری برای بازسازی و بازتولید سود و انباشت سرمایه به تدریج خود به دیواری عظیم بدل شد. هدف اصلی ایجاد دیوار برلین توسط بلوک شرق ، جلوگیری از فرار نیروی کار مورد نیاز این بلوک بود. گفته میشود که بین سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱ نزديك به ۵/۲ ميليون نفر از آلمان شرقی فرار کرده بودند. بیشتر این مهاجرین، کارگران متخصص، کارشناسان، اساتید دانشگاه و روشنفکران بودند که کمبود آن‌ها در بخش شرقی آلمان تهدیدی برای پروژه انباشت سرمایه بود.

نظام سیاسی و سیستم اقتصادی،حقوقی؛ سیاسی و اداری بلوک شرق کوچکترین ربطی به سوسیالیسم و کمونیسم نداشت. با هيچ ملاکى، اعم از اقتصادى و سياسى تا ادارى و ايدئولوژيکى، کمونيسم و سوسياليسم را نمايندگى نميکرد. برعکس خود محصول درهم کوبیدن کمونیسم و انقلاب کارگری اکتبر بود. محصول یورش بورژوازی دولتی به دست آوردهای عظیم سیاسی این انقلاب و خفه کردن دامنه وسیع آزادی و حقوق سیاسی مردم بود که در انقلاب اکتبر بدست آمده بود. شوری و کل بلوک شرق تلاش برای بازسازی سرمایه داری بر مبنای الگوی دولتی را با یورش به کمونیستها و دست آوردهای مبارزات آنها و طبقه کارگر و قلع و قمع آنها شروع کردند. دیوار برلین قبل از هر چیزی دیواری برای یورش به کمونیسم و بنیادهای پایه ای و اساسی کمونیسم بود. دیواری برای مسخ چهره و نفوذ و محبوبیت و مقبولیت اجتماعی کمونیسم در دنیا بود. دیوار برلین یورش به امید و آرزوی مردم دنیا برای رهایی از شر کل نظام سرمایه بعنوان مسبب اصلی تمام فلاکتها و بدبختی ها و فجایع امروز جامعه بشری بود. با این دیوار بزرگترین موانع را برای پیشروی انقلاب کارگری و کمونیسم در دنیا ایجاد کردند.

کمونیسم جنبش دیوار سازی و ایجاد زندان و خفقان و استبداد پلیسی نیست. جنبش رهایی و خلاصی انسان از هر نوع قید و بند و محدودیت حقوقی، سیاسی و اجتماعی است. جنبش رهایی جامعه و دخالتگری وسیع آحاد مردم در تمام دقایق سرنوشت و زندگی سیاسی و اجتماعی خودشان است. نطام کمونیستی نظام ایدئولوژیک نیست. جامعه آزاد به ایدئولوژی رسمی نیازی ندارد. کمونیسم نظام توزیع عادلانه فقر نیست. نظام توزیع وسیعترین رفاهیات است. نظام محدود کننده نیازها نیست، نظام تامین گسترده ترین نیازهای بشری است. نظام انباشت سرمایه در دست دولت نیست، نطام شکوفایی خلاقیت ها و استعدادهای فردی و اجتماعی است. کمونیسم انسان را در خدمت بازار قرار نمیدهد بازار را در خدمت برآوردن نیازها و رشد انسان قرار میدهد. اینها بدیهیات کمونیسمی است که در بلوک شرق سر سوزنی از آن نمایندگی نشد. برعکس سرکوب شد.   

اما فروپاشی دیوار برلین و پیروزی مدل اقتصاد بازار آزاد بر اقتصاد دولتی، خود نیز سرآغاز فجیع ترین، کثیف ترین و ارتجاعی ترین یورش ها به کمونیسم و به هر ایده و آرمان انسانی، به آزادیخواهی به انسانیت و هویت جهان شمول انسانی بود.  اين يورش در واقع مدتها قبل از فروريختن ديوار برلين با تاچريسم و ريگانيسم در دهه ٨٠ آغاز شد. تاچريسم بر هر چه نشانی از انسانيت و برابری طلبی و آزاديخواهی دارد ميتازد و بجای آن در تمام عرصه ها، در سياست و هنر و فرهنگ توحش عريان سرمايه داری بازار آزاد را مينشاند. تاچريسم با خود تمام لجن تاريخ را به سیمای زندگی اجتماعی بشر پخش کرد. مذهب و ناسيوناليسم و راسيسم و قومپرستی بجلو رانده شدند. انسان تبدیل شد به انسان مذهبی، انسان قومی، انسان نژادی، انسان جنسی، انسان فرهنگی. هر لجنی را به تن انسانها آویزان کردند و برایش هویت تراشیدند تا هویت و حقوق و آزادیهای جهان شمول او را زیر چکمه های خود له کنند. فروپاشی دیوار برلین اين سیر و روند ارتجاعی را به مراتب تسريع کرد و جهان يک قطبی پس از جنگ سرد را به ميدان تک تازيهای سرمستانه بورژوازی غرب تبديل کرد. "پایان کمونیسم" و پیروزی دمکراسی و بازار آزاد را به شمشیر ی بدل کردند که بر فرق سر جامعه کوبیدند . با این ترمها آخوند شد نماینده مشروع سیاسی جامعه ایران، اسلام شد فرهنگ مشروع کل جوامع خاورمیانه. دسته جات هار و عقب مانده قومی و ملی شدند نماینده مشروع تمایلات و مطالبات  مردم تشنه آزادی و برابری. بردگی مزدی و رقابت فردی شد فرمول راز بقای انسانها. حق تحصیل و درمان رایگان و مهدکودک و بیمارستانها در بازار آزاد ادغام شد و تمام این حقوق بدیهی و پایه ای انسانی به میزان پول جیب انسانها گره خورد. اعتصاب کارگر ممنوع شد و بیکار سازی و بی خانمان کردن هزاران کارگر مشروع. سکولاریسم و نقد مذهب ممنوع شد و تکریم و تعظیم به مذاهب شد فرهنگ آزادیخواهی . اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی از دل این دوره جشن ذبح آزادیخواهی به مرکز سیاست دنیا پرتاب شد.

امروز بیست سال پس از فروپاشی دیوار برلین خورشید واقعیت از پس ابرهای غبارآلود کنار رفته است. دنیا حقایق تلخ و هولناک پس هیاهوهای مرگ کمونیسم را دید که چگونه این دوره ای برای قربانی کردن انسانیت بود. این دوران اگر چه دوران سخت و برزخی بود، اگر چه دورانی بود که تلفات زیادی بجا نهاد اما بسرعت سپری شد. تمام حباب بلورین تئوری جاودانه بودن نظام سرمایه و بازر آزاد در تمام ابعاد زندگی اجتماعی بشر ترکید. امروز دنیا بیش از هر زمان دیگری به کمونیسم نیاز دارد. به حزبیت نیاز دارد. به پرچم و افق زندگی انسانی نیاز دارد. پرچمی که امروز حزب کمونیست کارگری در دست دارد. حزبی که خود در پاسخ  به یورش جهانی سرمایه داری به کمونیسم و آزادیخواهی و برابری طلبی شکل گرفت. حزبی که خود نماد مقاومت در مقابل یورش به انسانیت بود. *


بازگشت به صفحه اول