بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناسيونال ٣٢٢

ياشار سهندي

صفحه بازتاب هفته

نمايشي مشمئز كننده و مذبوحانه

 

هفته گذشته بهزاد نبوی از "کارگزاران" سابق و سرشناس رژیم جمهوری اسلامی را با حال نزار از تخت بیمارستان به دادگاه کشاندند و به جرم ایجاد ترافیک(!) و تبلیغ علیه نظام محاکمه کردند. این اولین بار نیست که رژیم جمهوری اسلامی ددمنشی خود را به نمایش گذاشته است. به روایت شاهدان که از زندانیان سیاسی دهه ٦٠ بوده اند این رژیم در زندانها به معلولین جسمی هم رحم نمیکرده و به گفته ایرج مصداقی فردی را که قطع نخاع بوده به دار کشیدند. این رژیمی است که زندانی را در شهر شیراز  به دار کشیده و چون از چوبه دار پایین آورده و دیدند که هنوز زنده است بنا به فتوای یکي از علمای اسلام (آيت الله دستغیب كه اكنون از طرفداران "خط سبز" است)، فرد محكوم را به خانه همان عالم رباني بردند تا تعیین تکلیف شود. و بوسیله خود همين مرد خدا به دار مجدد کشیده شد و ايشان بعد از اين جنايت فرمودند" این هم تکلیف، دیدید که کاری نداشت!" این رژیمی است که زندانی را بر صندلی نشاندند و طناب را بر گردنش انداختند و از دو سو کشیدند تا قربانی خفه شده. این عملشان که فرد زندانی را بعد از عمل جراحی بلافاصله محاکمه کند بازیچه ای بیش در مقابل آن اعمال دد منشانه نیست. آن جنایتها سبعانه در "دوران امام" رخ داده، دورانی که امثال همين جناب بهزاد نبوی و موسوی و کروبی و خاتمی برای آن له له میزنند.  آن جنایتها را هنوز هم  بر حق میدانند چون میگویند "دوران جنگ و ترور" بوده است. اما این روشها مختص "دوران امام" و "استثنا" نبوده است. در همان زمان حکومت به اصطلاح اصلاح طلبان به رهبری خاتمی نیز همین روش به محابا ادامه داشته است. و نیز خاطر همگان باید باشد که خاتمی در مرگ لاجوردی چه مدحی از این جلاد کرد. آن مدیحه سرایی در وصف جلاد اوین پیام روشنی بود که در بر همان پاشنه خواهد چرخید. با وجود همه اينها و شايد بهتر است بگوييم با توجه به همه اينها از نظر ما محاكمه نمايشي سران ديروز همين حكومت هم مشمئز كننده و ضد انساني و محكوم است.

 

اما لفظ "دادگاه" دادن به این محاکمات نفرت انگیز دست و دل بازی بسیار زیادی است. سیستم قضایی جمهوری اسلامی را سیستم قضایی دانستن خطای فاحشی است. این سیستم یا به بیان دیگر این "قوه" ابزار همیشگی جمهوری اسلامی برای سركوب و جنايت و ایجاد رعب و وحشت بوده است. این قوه مکمل "قوای" كثيف دیگر نظام است. با این ابزار، شکنجه، تجاوز جنسی، اعدام، سنگسار و زندان را صورت قانونی دادند. امثال همين بهزاد نبویها تا توانستند جزء به جزء این قوانین را تدوین کردند. امثالهم باید در خاطر مبارکشان باشد که برخی از زندانیان در دهه ٦٠ که زیر شکنجه شکسته میشدند، ایشان اینها را بپای مصاحبه تلویزیونی میکشاندند. ایشان باید خوب خاطر شان باشد که بارها و بارها از سیمای جمهوری اسلامی زندانی بینوایی را به تصویر کشیده بودند که به پای مادرش افتاده بود تا از خونش بگذرد! و آن مادر میگفت:" نه، تو باید بخاطر مخالفت با امام کشته شوی." باید یادشان باشد، چون خودشان ترتیب این نمایش کثیف و جنایتکارانه را داده بودند. نبویها این قوانین و این ابزارها را ساختند و بکار بردند تا مردم به خیابان آمده در سال ٥٧ را منکوب کنند و تا "درس عبرتی" باشد برای فرزندان آن نسل و نسل اندر نسل از این جنایتها در وحشت بسر برند. اما فرزندان نسل ٥٧ کاری کردند که خود ضدانقلابیون ٥٧ به جان هم افتادند و همدیگر را لت و پار میکنند و این روزها مدام نقشه میکشند که چه طوری دیگری را به همان خوفگاهی به نام دادگاه بکشانند. امروز نجات خودي هاي حكومت از دست برادران كثيف در قدرتشان هم دست مردم آزاديخواه و انسان دوست است.

 

اما این خوفگاه نیز لبه تیز خود را از دست داده است. و نه فقط اين. اكنون در دوره تظاهراتهاي ميليوني و هزاران نفره عليه حكومت منحوس اسلامي، اين نوع تلاشهاي نفرت انگيز خشم مردم را بيشتر و بيشتر بر مي انگيزد و همچون نفتي بر آتش عمل خواهد كرد. اگر قرار بود کسی وحشت کند ١٣ آبانی شکل نمی گرفت که از صغیر و کبیرشان به هم هشدار دهند که "جنون انقلابی" در راه است. "جناح اصولگرا" برای آرام کردن دل خودش، برای قوت قلب دادن به گله پاسدارش این نمایشات را ادامه میدهد تا بگوید هنوز سرپاست. "جناح اصلاح طلب" برای نجات کل نظامشان یاد "خمینی پاریس" افتادند تا شاید مردم آرام شوند. سمبه پر زور مردم اما همه این تلاشها را به نتیجه محتوم خود رسانده و آن شكست و ناكامي است.*


بازگشت به صفحه اول