بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

نشریه همبستگی شماره 22 

ضرورت مقابله با رویکرد مهاجرت گونه اتحادیه اروپا به مسئله پناهندگی

 

بهزاد جوادیان

 

علیرغم اینکه مفاد کنوانسیون ژنو  به وضوح ترس از مورد ظلم قرار گرفتن افراد را که به دلایل نژاد ، مذهب ، ملیت ، عضویت در یک گروه سیاسی و  به دلیل ترس حاضر نیست در کشورش زندگی کند را به عنوان دلایل پذیرش پناهندگی ذکر کرده است اما این ژست انسانی دول اروپایی با محدود شدن به دوره جنگ سرد و مختومه شدن آن در دوره از تاریخ معاصر، سیاستهای این دول را به چرخشی واضح به سمت پناهنده ستیزی بدل ساخت و نشان داد که این مدعا صرفا برای تبلیغات بر علیه سیستم حاکم بر بلوک شرق راه افتاده بوده چرا که دیری نپایید تا جای خود را به نظریه نسبیت فرهنگی که موضعی کاملا مغایر با پدیده پناهندگی داشت داد ،همان تفکر ارتجاعی که انسان را بر اساس قوانین و سنن موجود در هر کشور محکوم به تن دادن به ظلم و ستم در محل زندگی خود می کند حتی اگر وحشیانه ترین ستمها را به او روا دارند .

 

این در حالی است که وضعیت امروز جهان به مراتب اسفناک تر از زمان قهرمان پروری فراریان بلوک شرق است .جنگ و کشتار ، شکنجه و تجاوز در چهار گوشه جهان بیداد می کند اسلام سیاسی بر بخشی از آسیا و شمال ۀفریقا و خاور میانه حاکم شده است . زن در جوامع اسلام زده و از نگاه رژیمهای مذهبی انسان محسوب نمی شود و سنگسار ، زندان و تجاوز جز قوانین مدون این جوامع است در حالی که قوانین بین المللی در زمینه پناهندگی به شدت و به طور روز افزون در حال زیر پا گذاشته شدن است .

 

شکی نیست که پرداختن به همه آنچه که حول محور پناهندگی در موقعیت کنونی و جهانی آن می گردد از امکان این نوشته خارج است و خود مستلزم پژوهشی همه جانبه در این خصوص است که امید است بتوان در آینده ای نزدیک به آن همت گمارد ولی اشاره به یکی از معضلات و مشکلات دنیای پناهندگی که عبارت از تعبیر وارونه از مفهوم پناهندگی و تحمیل اختلاط و تشابهی آگاهانه با مفهوم مهاجرت از سوی کشورهای پناهنده پذیر نکته مهمی است که در اینجا به آن اشاره کرده و لازم می دانیم آنرا در ادبیات حاکم بر مبارزه برای حق پناهندگی مد نظر داشته باشیم.

 

به طور کلی واژه مهاجرت و مهاجر دارای بار معنایی خاصی است که بر اساس آن جابه‌جایی انسان از مکانی به مکانی دیگر به منظور کار یا زندگی معنا می دهد. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد. تعریفی که بدون توجه به جنبه های امنیتی ، سیاسی و جو اختناقی ، و فعالیت های سیاسی در کشورهای دیکتاتور زده از سوی کشور های پناهنده پذیر تبلیغ و به طور اتوماتیک بخش اعظمی از دلایل فرار افراد را از دایره قوانین پناهندگی خارج می کند خصوصا در زمانی که افراد بنا بر دلایلی، مدارک و اسناد مشخصی را بر ادعای خود در دست ندارند.

در این حالت کشورهای پناهنده پذیر غالبا با عادی جلوه دادن اوضاع کشورهای تولید کننده پناهنده سعی در توجیه زندگی همراه با تحمل در کشورفرد پناهنده را دارند و گردن نهادن به قوانین داخلی هر کشور را دلیلی بر عدم پذیرش تقاضای پناهندگی مطرح می کنند.

نمونه بارز ، تاریخی و تازه ترین  سند این مدعا حوادث پس از انتخابات در ایران است . جنایاتی که هر چند طی 30 سال از سوی جمهوری اسلامی  به شکل گسترده ای جاری بود ولی رودر رویی با آن از طرف کشورهای غربی اصولا بر اساس منافع اقتصادی و استراتژیک آنها رقم  خورد و جنبه ها وابعاد وسیعی از آن از چشم مردم دنیا مخفی نگه داشته شد ، نوع و شیوه انعکاس اخبار داخل ایران در بسیاری از مطبوعات غربی که در سایه ای از محافظه کاری و چشم پوشی از گستره جنایت نظام جمهوری اسلامی شاهد آن بودیم نمونه ای از رفتار دو گانه غرب در مواجهه با این جنایت تارخی است .

 این چشم پوشی و به اصطلاح سیر در کوچه علی چپ از سوی دولتها و ادارات مهاجرت  در شرایط زندگی مردم داخل ایران و دلایل فرار از کشور در حال حاضر به عنوان یکی از عمده ترین موانع بر سر راه پناهجویان ایرانی مطرح بوده تا جایی که بر اساس همین سیاست ضد انسانی هزاران نفر را در بلاتکلیفی تمام و کمال ، آواره کشور های اروپایی کرده و سخت ترین شرایط زندپی را به آنها تحمیل نموده است.

و اما  چه باید کرد ؟ این سوالی است که در دنیای امروز که قوانین بین المللی و دول مدعی حقوق انسانی و بشری خود در مقابل پناهندگان صف آرایی کرده و مناسبات خود را نه بر اساس اصول انسانی بلکه بر مبنای سود و زیان اقتصادی و سیاسی رقم می زنند تنها و تنها  روش و استراتژی توان مقابله با این هجمه را دارد که ضرورت تشکل  بیشتر و منظمتر ومنسجم تر برای مبارزه برای احقاق حقوق پناهندگی را به عنوان برنامه کاری خود انتخاب کرده و همه انسانهای حول این محور را بر دور این هدف متحد نماید وتا وقتی که دیپورت و قوانین ضد انسانی و ضد پناهندگی٬ دغدغه روزمره هزاران زن و کودک و خانواده پناهنده است ضرورت مبارزه ای همه جانبه مشاهده می گردد.

لذا در این روند پرهیز از بی تفاوتی و اتخاذ رویه ی دخالتگری و شرکت فعالانه در ساخت سرنوشتی که در صورت بی توجهی به آن  بیم از آینده ای تاریک را در حق پناهندگی انسانها رقم خواهد زد یکی از راه کارهای آینده را رقو خواهد زد که قرار گرفتن در صف مبارزه برای آن اولین گام در خنثی سازی اعمالی است که زندگی پناهجو را هر روز سخت تر و محدود تر می کند.

از طرفی دیگر در این مبارزه نباید فراموش کنیم که افشای چهره واقعی نظامی که آوارگی هر پناهنده ناشی از عملکرد ضد انسانی آن در مقابل زن و مرد، کودک و جوان  ، تفکر آزاد و صلب برابری انسانها ست ، یکی از وظایف اصلی مبارزات پناهندگی است تا بهانه را از دست فرصت طلبان و محافظه کاران مدعی در غرب گرفته و به ابزاری برای ادعای هر پناهجو تبدیل کند .

بهزاد جوادیان


بازگشت به صفحه اول