بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

آينده ايران و نقش مردم آلمان در حمايت از مردم ايران

 

گزارشي از سه سخنراني مينا احدي در شهرهاي آلمان در ماه نوامبر ۲۰۰۹

 

در يك ماه گذشته مينا احدي در سه شهر آلمان سخنراني كرد. ۴ نوامبر در ارلانگن٬ ۱۷ نوامبر در ترير و ۲۰ نوامبر در فرانكفورت. اين سه سخنراني به دعوت سازمانهاي سكولاريست و اومانيست آلماني و همچنين سازمان زنان تره ده فام و سازمان هاي مدافع حقوق پناهندگي بود. صدها نفر در اين سمينارها شركت داشتند. تم اصلي اين سخنرانيها موضوع مهم آينده ايران و به سرانجام رساندن مبارزات مردم عليه حكومت اسلامي ايران و نقش و كمك مردم مترقي آلمان به اين مبارزات بود.

 

همگان ميدانند كه دولت آلمان روابط حسنه اي با جمهوري اسلامي داشته و كمك شاياني به سرپا ماندن اين حكومت كرده و ميكند. سي سال همراهي و همگامي دولت آلمان با حكومت اسلامي و سكوت مطلق در مورد حكومت فاشيست اسلامي و نقض وحشيانه حقوق انساني٬ بهمراه سي سال پيگيري علائق اقتصادي و سياسي در ايران٬ كارنامه دولت آلمان در مورد حكومت اسلامي ايران را ميسازد. در همين سي سال٬ مردم آلمان و نهادهاي مترقي و انساندوست در اين كشور٬ شاهد و ناظر اين سياست بوده و بارها به اين سياست مماشات با قاتلين مردم ايران اعتراض کرده اند یا آنرا  مورد انتقاد و اعتراض قرار داده اند. ايرانيان تبعيدي و مهاجر و پناهنده در آلمان٬ حدود 120 هزار نفر هستند و فعاليتهاي آنها در اين كشور قابل ارزيابي است. بي اغراق يكي از فعالترين و مهمترين شخصيت ها در آلمان٬ مينا احدي است. او كه با فعاليتهاي انساندوستانه و شبانه روزي عليه سنگسار و اعدام در آلمان معروف بوده٬ با كمپين پر سر و صداي "ما از مذهب رويگردانيم" ٬ به يك چهره كاملا شناخته شده در آلمان تبديل شد و بارها و بارها در رسانه هاي عمومي و راديو و تلويزيونهاي آلمان٬ عليه دخالت مذهب در زندگي انسانها٬ عليه جنبش اسلامي و اسلام سياسي٬ عليه حجاب و ساختن مساجد تحت لواي دفاع از مردم "مسلمان" و عليه حكومت اسلامي ايران مطلب نوشته و سخنرانی کرده است.

او در دو سال گذشته به شكل قابل توجهي در رسانه هاي اصلي آلمان حضور داشته  و كمپين سازمان داده است. اكنون به همت مبارزات ميليونها نفر در ايران٬ توجه ها به ايران جلب شده٬ توجه رسانه ها و مردم آلمان به مردم و جواناني  كه مدرن و مترقي هستند٬ جواناني كه ضد حكومت اسلامي و ضد دخالت مذهب در زندگيشان هستند٬ مردمي كه شعار سرنگوني حكومت سر ميدهند و مردمي كه خواهان رابطه اي مساوي با غرب هستند. اين يك تصوير كاملا متفاوت از ايران است كه قبلا نبود. تصويري متفاوت از آنچه كه دولت آلمان و خيل رسانه هاي رسمي و مالتي كالچراليستها مطرح ميكنند و تصويري برخلاف آنچه مورد نظر حكومت اسلامي و جنبش ملي اسلامي است. مينا احدي در سخنرانيهايش روي همين مسائل تاكيد ميكرد.

مينا احدي اوضاع ايران را چنين مورد بحث قرار داد:

در ايران از سي سال قبل٬ ضد انقلاب اسلامي با شكست دادن يك انقلاب آزاديخواهانه و حق طلبانه عليه ديكتاتوري شاه٬ به قدرت رسيد. اين قدرت يابي اسلاميها به عوامل جهاني و داخلي در ايران و نقش و سياست اپوزيسيون و حضور و چرخيدن اسلام در اين جامعه و دادن رنگ خود به بسياري از موضوعات و افكار داخلي و بين المللي ربط مستقيم داشت. نقش دول غربي و رسانه هاي نان به نرخ روزخور همچون بي بي سي كه ذوق زده از "انقلاب اسلامي" در ايران حرف زدند و خميني يك اسلامي كپك زده را بعنوان رهبر انقلاب معرفي كرده و زير نورافكن قرار دادند٬ را نيز بايد كاملا مورد توجه قرار داد.  

 

انقلاب ايران شكست نميخورد مگر با قتل عامهاي گسترده و اعدامهاي مخالفین سیاسی و کمونیست ها و فعالين سياسي٬ سرکوب وحشیانه مبارزات کارگران٬ زنان و دانشجویان و هر اعتراض حق طلبانه ای كه در ايران از همان روز اول عليه حكومت اسلامي وجود داشت.

 

همزمان با اين قتل عامهاي وحشتناك٬ فرمان حمله به مردم از سوي جلاد بزرگ خميني داده شد٬ يا روسري يا توسري٬ اين فرمان ضد انقلاب بود و با آن حمله به مردم آغاز شد و سپس حمله به كارگران٬ دانشجويان و مردم كردستان و همه مردم ايران  با شدت و حدت پيگيري شد.

ضد انقلاب اسلامي سياست سركوب را با حمله به زنان در جامعه آغاز كرد٬. اما همين حمله با عكس العمل زنان مواجه شد و جنبشي عليه حكومت اسلامي٬ حجاب اسلامي و اجباري و عليه سنتهاي ضد زن شكل گرفت كه امروز در خيابانها جلوه هاي بارز آنرا مي بينيم.  واقعيت اينست كه  در مقابل ضد انقلاب اسلامي جنبشهاي اعتراضي وسيعي در ايران شكل گرفت و مبارزه عليه قوانين ضد انساني و سركوبگرانه حكومت اسلامي همواره در جامعه ايران در جريان بوده است. و....

مينا احدي در مورد شرايط خارج كشو و سياست دولت آلمان گفت:

اگر در دوراني ما در آلمان عليه سنگسار حرف زده و فعاليت ميكرديم ٬ دولت آلمان رويش را بر ميگرداند و مديا تصوير جعلي ديگري از ايران به مردم حقنه ميكردند. دولت آلمان از طريق مطبوعات رسمي تصويري از ايران را مطرح ميكرد كه غير واقعي و براي معاملات خود با حكومت اسلامي كار ساز باشد. اگر گفته ميشد كه " ايران كشور اسلامي است" و مردم آنجا همه مسلمان هستند و با مردم اروپا فرق دارند٬ اگر گفته ميشد كه حقوق بشر به فرهنگ افراد گره خورده و جهانشمول نيست اگر گفته ميشد كه زنان مسلمان خودشان دوست دارند حجاب داشته باشند و اين فرهنگ آنهاست  و به ما ربطي ندارد٬ و... به اين دليل بود كه معاملات خود را با حكومت اسلامي دنبال كنند و ميدان رشد جريانات چپ٬  انساندوست و راديكال را محدود كنند. اين تصوير جنبش ملي اسلامي بود كه در مدياي خارج ايران هم دست بالا پيدا كرده بود.

مينا احدي مرتب تاكيد ميكرد كه: ما در مقابل اين تصوير ايستاده و ميگفتيم ايران كشور اسلامي نيست٬ مردم آنجا تعدادي مسلمان و تعداد غير مسلمان و يا بي خدا هستند٬ ولي تعلق مذهبي هويت اصلي آنها نيست و نبايد باشد٬ حقوق انسانها جهانشمول است. مردم ايران ساديست نيستند كه از حجاب اجباري لذت ببرند و كتك خوردن در خانه و يا در خيابان را بدليل مسلمان بودن تحمل كنند. اينها داستانهايي است براي ادامه روابط حسنه سياسي و اقتصادي با فاشيستهاي قرن .

 

در يكي از سخنرانيها مينا احدي تاكيد كرد كه: فراموش نكنيد كه با همين تصوير و دفاع از آن٬ شيرين عبادي جايزه نوبل گرفت و خودش در يك مصاحبه دو ماه پيش گفت٬ " جايزه را به من دادند٬ چون من ميگفتم اسلام با حقوق بشر تناقضي ندارد" . زنان متعلق به جنبش ملي اسلامي همچنان از اين تصوير دفاع كرده و ميگفتند و ميگويند حجاب چندان مهم نيست٬ ما زنان مسلمان هستيم و حكومت اسلامي و مذهب اسلام قابل رفرم است و ...

او همچنين گفت: اگر روزي در آلمان ما در مقابل كنفرانس " ايران بعد از انتخابات" بنياد هاينريش بل و سبزها و دولت آلمان ايستاده و واقعه اي تاريخي به اسم كنفرانس برلين را ساختيم٬ باز هم دولت آلمان و جنبش ملي اسلامي باهم ٬ همنوا بودند و خاتمي را رهبر رفرم در ايران معرفي كرده و سنگسار زنان در خفا را به اسم رفرم در ايران و عادي شدن اوضاع به مردم در دنيا مي فروختند٬ ما گفتيم نه. مردم ايران لايق زندگي در شرايط بهتري هستند و خاتمي جزو اين سيستم و رژيم است و قانون اساسي ضدانساني حكومت اسلامي ضد زن ٬ ضد كودك ٬ ضد كارگر و ضد انسان است و بايد عليه حكومت اسلامي بود.

 

در مقابل سفر خاتمي به آلمان كه او را فيلسوف اسلامي و رفرميست معرفي كردند! ما ايستاديم و گفتيم اينها همگي قاتلين مردم ايران هستند. جنبش ملي اسلامي و گروههاي متعدد اينها  براي خاتمي جان بر كف گذاشته و جنگيدند ...

 

مينا احدي در ادامه استدلال خود و توضيح اين تاريخ گذشته به امروز ميرسد و چنين ميگويد: امروز ميليونها جوان به خيابان آمده و سمبل آنها ندا آقا سلطان است. يك زن ٬ يك انسان مدرن و مترقي٬ يك مخالف جمهوري اسلامي٬ يك مبارز براي آزادي و رهايي . در آلمان رسانه ها جنبش ميليونها جوان شبيه به ندا را به موسوي منتسب ميكنند و رهبر مبارزات اين جوانان مدرن و مترقي و مرتبط با دنيا را مدافعين موسوي مطرح ميكنند. و طبعا جنبش ملي اسلامي با اينها همنوا است. انگار ميخواهند تاريخ را تكرار كنند.

 

ما آمده ايم اين بار هم بگوئيم که اين تصوير غلط است. همچنانكه تصوير جعلي خميني و جنبش اسلامي دوران انقلاب 57 و تصوير دوران برو بياي دوم خرداد جعلي بود.مردم ايران حكومت اسلامي نميخواهند و بازگشت به دوران سياه خميني را كه موسوي يكي از سران آن دوره بود٬ را ابدا نميخواهند. مردم ايران يك ايران سكولار٬ مدرن٬ بدون سلاح اتمي و مرفه و آزاد ميخواهند و طبق معمول دولت آلمان ٬ كماكان در كنار دولت ايران ايستاده و ما از مردم و همه سازمانهاي مترقي در آلمان و اروپا ميخواهيم فعالانه از مردم ايران دفاع كنند. ايران بدون حكومت اسلامي٬ يك افق را در خاورميانه و كشورهاي اسلام زده ميگشايد٬ نه فقط اين بلكه كمر اسلام سياسي با سرنگوني حكومت اسلامي مي شكند و اين آرامش و زندگي بهتري را براي مردم اروپا هم به ارمغان مي آورد. مقابله با تروريسم اسلامي امروز وظيفه همه ما است.

 

در مقابل اين سوال كه بجاي حكومت اسلامي چه كسي مي آيد و رهبر اين مبارزات كيست٬ پاسخ مينا احدي چنين است: پاسخ ما با پاسخ جنبش ملي اسلامي و ناسيوناليستهاي ايراني طبعا متفاوت و متضاد است. در چند سال اخير در آلمان چندين كنفرانس مهم در مورد آينده افغانستان و عراق در آلمان طراحي شد. اين كنفرانسها بعد از حمله وحشيانه سال 90 توسط دولت آمريكا به عراق و كشتار مردم عراق آغاز شد و بعدا در شهر بن هم يك كنفرانس بين المللي در مورد افغانستان برپا شد. نتايج آن كنفرانسها و عاقبت تصميمات آنها اين اوضاعي است كه الان ميبينيد. در هر دو مورد دولت آلمان و دولتهاي غربي از نيروهاي عقب مانده و ارتجاعي و مذهبي و اسلامي دفاع كردند.

 

در مورد ايران هم در اين كشور امروز بحث است. من بارها در بروكسل و پايتخت هاي كشورهاي اروپايي با سياستمداران در مورد آينده ايران حرف زده ام. امروز ما در شرايط ديگري در مورد آينده ايران حرف ميزنيم. شرايطي بر خلاف عراق و افغانستان. در ايران بعد از يك حركت ميليوني و انقلابي ٬ ما ميگوييم مردم ايران اثبات كردند كه با انقلاب ميتوان عليه حكومتهاي ديكتاتور به ميدان آمد و ميخواهند ثابت كنند كه يك زندگي انساني در ايران امكان پذير است و يك حكومت انساني را ميتوان بر سر كار آورد.

سوال اينست اروپا و دول اروپايي كجا قرار ميگيرند و سوال اينست مردم اروپا چه ميكنند. صفحه شطرنج سياست در ايران خالي نيست. سازمانها و احزاب متعدد اپوزيسيون دارند فعاليت ميكنند و حزبي كه من به آن تعلق دارم حزب كمونيست كارگري ايران٬ حزب مدافع انقلاب٬ و حزب مدافع خواستهاي مترقي و انساني اين مبارزات است. ما از روز اول در مقابل حكومت اسلامي ايستاده  و بر عليه تحميل حجاب به زنان٬ عليه سنگسار و اعدام٬ عليه " انقلاب فرهنگي " حكومت اسلامي ٬ عليه حمله به كارگران و مردم كردستان ايستاده و در اين عرصه ها مبارزه كرده ايم. در ايران و در دنيا پرچم جهانشمولي حقوق انساني را برافراشته نگاه داشته و با جنبش اسلامي در دنيا سرشاخ شده ايم. در غرب در مقابل اسلام سياسي و نسبيت فرهنگي فعاليتهاي درخشان رهبران اين حزب٬ شهره خاص و عام است. من از مردم اروپا دعوت ميكنم از اين آلترناتيو مترقي انسانگرا٬ سكولار و مدرن و طرفدار جهانشمولي حقوق انساني دفاع كنند.

 

 

سهيلا جهانبخت

 

 


بازگشت به صفحه اول