بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناسیونال ٣٢١

سئوال در باره کنگره ٧

 

انترناسیونال: ویژگیهای  سیاسی مقطعی که کنگره ٧ در آن برگزار میشود چیست؟ تفاوت این مقطع یا مقاطع کنگره های قبلی در چیست؟

محمد آسنگران: آنچه اين كنگره را از ديگر كنگره ها متمايز ميكند، شرايط سياسي ويژه اي است كه در ايران با آن روبرو هستيم. جامعه ايران در يك موقعيت خاص و استثنايي قرار گرفته و بحث تغيير قدرت سياسي و تحولات اجتماعي، موضوع داغ جامعه است. بالطبع وظايف اين كنگره براي جوابگويي به مسايل پيش روي جنبشهاي انقلابي و بويژه جنبش سوسياليستي بسيار كنكرت تر ازقبل است. اين موقعيت تازه و منحصر به فرد است. جايگاه اين كنگره و موضوعات مورد بحث در اين كنگره هم ويژگيهاي اين دوران را بر خود دارد. از اين لحاظ كنگره در شرايط بسيار حساس و تعيين كننده اي برگزار ميشود.
امروزحزب كمونيست كارگري ايران، يك حزب جدي و مطرح و شناخته شده در ايران است. حزب با جامعه ايران و مبارزات مردم براي سرنگوني اين حكومت پيوند خورده و در حقيقت حزب و جامعه به طور برجسته اي با هم چفت شده اند. اكنون نميتوان سرنوشت حزب را از سرنوشت جامعه جدا ارزيابي كرد. اين دو در هم تنيده شده اند. شكست و پيروزي مردم شكست و پيروزي ما هم هست. بطور واقعي و ابژكتيو عكس اين معادله هم صادق است.
موقعيت و جايگاهي كه حزب در جامعه پيدا كرده است، امروزه بسيار متمايز از موقعيت حزب در گذشته و حتي نسبت به كنگره قبلي است. امروز حزب بايد مستمر به عنوان يك جريان دخيل در مبارزات جاري نقشه و سياست و تاكتيك خود را براي سرنگوني جمهوري اسلامي و حكومت بعد از جمهوري اسلامي به جامعه معرفي كند. انتظاري كه تا هم اكنون از كنگره ميرود اساسا بر دو محور است. اول اينكه راههاي به پيروزي رساندن اين جنبش انقلابي را بررسي و روشن كند و چگونگي عبور از سدها و موانع پيش رو براي سرنگون كردن حكومت اسلامي را
نشان بدهد و دوم اينكه تصويري شفاف و متمايز از احزاب و جنبشهاي ديگر در رابطه با حكومت آينده مورد نظر تدوين و به جامعه اعلام كند.
به يك معنا ميتوان گفت كنگره هاي ديگر همگي در جهتي بودند كه جامعه بتواند به چنين موقعيتي برسد كه بحث تغيير قدرت سياسي به بحث روز تبديل شود و جنبش سوسياليستي بتواند نقش تاريخي خود را در آن ايفا كند. امروز ما به اين موقعيت رسيده ايم كه جامعه با يك خيزش انقلابي و زيرو رو كننده مواجه شده است. اينكه سرنوشت اين جنبش انقلابي به كجا ختم ميشود اساسا به اين گره خورده است كه طبقات اصلي جامعه، يعني كارگر و سرمايه دار و نمايندگان سياسي اين دو در چه موقعيتي قرار ميگيرند. حزب كمونيست كارگري ايران در شكل دادن به اين اوضاع دخيل بوده و تا كنون سدها و موانع زيادي را توانسته از جلو پاي جامعه كنار بزند. به همين اعتبار انتظار از حزب هم بالا رفته و حتي مخالفين ما به درست انتظاراتشان را از حزب مطرح ميكنند.

يك موضوع مهم پديده انقلاب است. امروز در ايران ميليونها نفر با پاهاي خود راي به سرنگوني حكومت اسلامي داده اند. بخشي از مخالفين سرسخت انقلاب نيز مجبور شدند بگويند اين روش متمدنانه و توده اي براي مقابله و سرنگوني حكومت اسلامي است. چند ماه قبل، اگر ما از انقلاب حرف ميزديم و يا چند سال قبل، اگر ما تنها راه سرنگوني انقلابي حكومت اسلامي را انقلاب توده اي مردم ميدانستيم، بارها و بارها به ما حمله ميشد. از سازگارا تا عبادي و گنجي و... از احزاب راست اپوزيسيون اسلامي و ناسيوناليستي همه آنها كه انقلاب را مترادف با خشونت دانسته و مردم را از انقلاب برحذر ميداشتند اكنون با اين پديده موجه شده اند و تلاش ميكنند رنگ خود را به آن بزنند.

 

در ميان جريانات چپ هم قضيه به نوع ديگري همين است. چون انقلاب مردم در جريان است و هنوز پيروز نشده است بجز حزب كمونيست كارگري هيچكدام از جريانات چپ اين جنبش را انقلابي عليه جمهوري اسلامي نميدانند. اما شك نداشته باشيد همين جريانات بينابيني هم  بعد از مدتي و در ادامه قدمهاي پيروز مندانه  اين جنبش ناچار خواهند شد با فرمولبنديهاي خود راضي كن خود را از اين سرگرداني نجات دهند.  
اكنون ما در يك نقطه عطف جدي سياسي و تاريخي در ايران قرار گرفته ايم. جامعه در حال جوشش است. جمهوري اسلامي دچار سختترين و عميقترين بحران دوران حيات خود شده است. مردم براي به زير كشيدن اين حكومت به خيابان آمده اند. جنبشهاي سياسي و طبقات مختلف و احزاب آنها در مقابل هم صف آرايي كرده اند. كنگره حزب ميتواند و بايد تلاش كند كه بخشي از اين نقطه عطف باشد و براي به سرانجام رساندن و پيروزي انسانيت بر جهل و نابرابري نقش تاريخي خود را ايفا كند.
مردم پرچم عدالتخواهي و برابرطلبي بلند كرده و به پيش ميروند. ما اين انقلاب عظيم عليه حكومت اسلامي را ديده و از آن استقبال كرده ايم. ما براي ساختن انقلاب سالها است كه تلاش ميكنيم و به اين معنا مردم و حزب كمونيست كارگري در اوج دوران بشاشيت و سرحالي خود بسر ميبرند. زيرا زبوني دشمن و قدرت خود را تجربه كرده و به پيروزي در اين راه از هميشه اميدوار ترند.
كنگره قرار است به اين اوضاع دقيق شده و موانع و مشكلات را بررسي كرده و راههاي به پيروزي رساندن اين جنبش ميليوني را در مقابل مردم ايران قرار دهد. به اين اعتبار اين كنگره تنها كنگره يك حزب كمونيستي، كارگري نيست. اين كنگره، كنگره انقلاب و كنگره همه انسانهاي اميدوار و دخيل در مبارزه براي رسيدن به پيروزي انسانيت است. اين كنگره پروژه سياسي كمونيستهاي كارگري و پرچم پيروزي كارگر و انسانيت مدرن در جريان يك تحول سياسي جدي در جامعه است. *


بازگشت به صفحه اول