بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناسیونال ٣٢١

سئوال در باره کنگره ٧

 

انترناسیونال: کنگره حزب علنی برگزار میشود؟ در مورد سنت علنی بودن کنگره حزب توضیح دهید؟ چرا علنی؟ علنی بودن کنگره از لحاظ سیاسی و عملی چه جایگاهی دارد؟

کاظم نیکخواه:بله كنگره حزب علني است و ورود براي عموم آزاد است. حزب كمونيست كارگري از سال ٢٠٠٠ كه كنگره سوم حزب برگزار شد، به ابتكار و پيشنهاد منصور حكمت و تصويب رهبري حزب، كنگره هاي خودرا هميشه علني برگزار كرده است و به همه مردم و شخصيتها و جريانات سياسي مختلف فراخوان داده است كه در كنگره بعنوان ناظر شركت كنند. حتي به ناظرين معمولا فرصت كوتاهي هم داده شده است كه در مورد مباحث كنگره يا هر موضوعي كه خواستند از تريبون كنگره سخن بگويند. اكنون نه فقط كنگره هاي حزب علني برگزار ميشود بلكه بسياري از كنفرانسها و جلسات سياسي تشكيلاتهاي حزب علني هستند. طبعا اين روندي امكان پذير در تشكيلاتهاي داخل ايران در شرايط كنوني نيست اما تلاش ما اينست كه تصميمات و بحثهاي حزب حتي المقدور در پيش چشم مردم برگزار شود.

 

علني بودن كنگره هاي حزب در واقع جزئي از سبك كار اين جريان در جهت شفافيت و علنيت است كه ما هميشه بر آن تاكيد داشته ايم. از نظر ما يك حزب اجتماعي بايد حتي المقدور جلوي چشم جامعه و مردم باشد. مي پرسيد چرا علني. بنظرم اين امر آنقدر بديهي بنظر ميرسد كه فكر ميكنم سوال بايد از آن طرف طرح شود كه چرا مخفي. منظورم اينست كه قاعدتا جرياناتي كه ادعاي سياسي بودن و اجتماعي بودن ميكنند و بنا به تعريف يك بنگاه خصوصي نيستند، اما در عين حال تمام فعل و انفعالات اصلي و تصميم گيريهايشان را در پشت درهاي بسته و بدور از چشم مردم انجام ميدهند قاعدتا بايد توضيح دهند كه چه مشكلي دارند كه خودرا از چشم مردم مخفي ميكنند. مگر قرار نيست امرشان امر مردم باشد؟ مگر قرار نيست اين مردم يا بالاخره لايه ها و بخشهايي از اين مردم به آنها بپيوندند؟ پس چرا خودرا از چشم همان مردم مخفي ميكنند؟ معمولا بهانه و علت مخفي شدن و يا غير علني بودن امنيتي است. يعني خنثي كردن توطئه هاي دشمن است كه ميتواند علتي قابل قبول براي علني نبودن باشد. اما براي اكثر جريانات سياسي فشار دستگاه هاي سركوب و جاسوسي گويي به يك توفيق اجباري تبديل شده است كه عيوب خودرا از انظار پنهان كنند! براي اينها اين به نحوي به خصوصيت هويتي تبديل شده است كه جلسات و تصميم گيريها و حتي بحثهاي ساده شان را بدور از چشم "اغيار" يعني مردمي كه با جريان مربوطه نيستند انجام دهند. حتي مطرح ميشود كه علني بودن يعني ليبرال بودن، يعني شل شدن بندهاي تشكيلاتي، يعني از دست دادن رزمندگي و چيزهايي از اين قبيل كه بطرف خود ما هم بسيار پرتاب شده است و جواب گرفته است. يك حزب اجتماعي بايد حتي المقدور علني باشد. بايد مردم بدانند چه ميكند، چه روال تشكيلاتي و تصميم گيري اي دارد. چگونه افراد جلو مي آيند و عقب ميروند، چگونه سياستي تصويب ميشود يا كنار گذاشته ميشود، و الي آخر. همه اينها نه فقط به مردم آموزش ميدهد و كمك ميكند كه شخصيتهاي يك حزب و سنتها و سياستهاي يك جنبش و حزب را در موقعيتهاي مختلف بشناسند، بلكه در عين حال به سلامت فضاي سياسي آن سازمان تا حد زيادي كمك ميكند، جلوي توطئه گريهاي احتمالي را تا حد زيادي ميگيرد. بطور كلي مردم بايد جريانات سياسي را بشناسند تا بتوانند در مورد نزديك شدن و يا دور شدن از آنها بدرستي تصميم بگيرند. اما وقتي سازماني اساسا مخفي است و معلوم نيست رهبريش طي چه پروسه اي رهبري شده، چگونه افراد انتخاب يا انتصاب شده اند و چگونه سياستها تصويب و اجرا ميشوند، بخش مهمي از هويت و ويژگيهاي اساسي اين سازمان از چشم مردم مخفي ميماند.  اميدوارم اين توضيح جنبه هايي از مساله علنيت كنگره حزب را توضيح داده باشد. بويژه در شرايط پرتحول كنوني در ايران، اين مهم است كه همه كساني كه خودرا متعلق به چپ و طبقه كارگر و كمونيست ميدانند، كنگره حزب را به عنوان يك رويداد سياسي مهم دنبال كنند و تلاش كنند مردم هرچه بيشتري را تشويق كنند كه بطور زنده از طريق اينترنت و غيره بحثهاي اين حزب را در كنگره اش دنبال كنند. اين يك كنگره مهم از يك حزب مهم در شرايطي بسيار حساس است.

بازگشت به صفحه اول