بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناسیونال ٣٢١
ستون اول
محسن ابراهیمی
انقلاب ادامه دارد!
١٣ آبان، این را نشان داد


در ١٣ آبان ، جمهوری اسلامی یک ضربه کارساز دیگری از جنبش انقلابی مردم خورد. در این روز، انقلابی که مدتهاست آغاز شده است یک گام بلند دیگر به جلو برداشت.

١٣ آبان روز دانش آموز است. روزی که اوباشان سلطنت وحشیانه به صف دانش آموزان معترض در آبان ٥٧ یورش بردند و به اعتراض انقلابی دانش آموزان به نظام فاسد سلطنتی خون پاشیدند . اما انقلابی که آن دانش آموزان مبارز جزوی از صفش بودند، در سال ٥٧ شکست خورد و بر روی انقلابی شکسته خورده، برجای شاهی از تخت افتاده، خمینی به عنوان ولی فقیه جلوس کرد. ضد انقلاب سلطنتی جایش را به ضد انقلاب اسلامی داد.

ضد انقلاب اسلامی پیروز، از همان فردای شکست انقلاب، در مقابل موج عظیمی از توقعات مردمی قرار گرفت که تازه انقلاب کرده بودند. ضد انقلاب، پیروز شده بود اما برای تثبیتش باید میلیونها مردمی که علیه بیعدالتی سلطنت بپاخواسته بودند را بر سر جایشان مینشاند. تسخیر سفارت آمریکا اولین شگرد سیاسی برای چنین هدفی بود. در سالگرد روز دانش آموز، "دانشجویان پیرو خط امام" به رهبری خود امام، سفارت آمریکا را تصرف کردند و امامشان فورا آن روز را به مدال "انقلاب دوم"، "انقلابی بزرگتر از انقلاب اول" مزین کرد. اما در حقیقت تسخیر سفارت، تاکتیکی از طرف ضد انقلاب اسلامی تازه پیروز شده علیه انقلاب ٥٧ بود که تازه شکست خورده بود. تاکتیکی برای به شکست کامل کشاندن آن انقلاب بود. ضد انقلاب اسلامی، با تسخیر سفارت در "بهار آزادی"، مسیر سیاه زمستانی سرد را هموار کرد که نهایتا در خرداد ٦٠ بر فضای ایران به طور کامل حاکم شد. تسخیر سفارت قرار بود به حکومت نوپا امکان دهد تا توقعات بحق مردمی انقلاب کرده را در هلهله قلابی ضد آمریکایی به زنجیر بکشد و برای همیشه مدفون کند. این حکومت توانست این توقعات را به ضرب چماق اسلام به زنجیر بکشد اما نتوانست برای همیشه مدفون کند. به این معنا، نام و عنوان واقعی تسخیر سفارت در ١٣ آبان، "ضد انقلاب دوم" است نه انقلاب دوم. تسخیر سفارت، در کنار جنگ هشت ساله، از ابزارهای مهم ضد انقلاب اسلامی حاکم بود تا انقلاب تازه شکست خورده را تماما شکست دهند.

با تسخیر سفارت، ١٣ آبان، روز دانش آموز توسط رژیم اسلامی مصادره شد. روز اعتراض علیه ارتجاع سلطنتی و اسلامی به روز رجزخوانی ضد غربی برای تثبیت ضدانقلاب اسلامی تغییر یافت. حکومت اسلامی، به مدت سه دهه تمام تلاش کرده است در این روز با عربده کشی ضد غربی، ماهیچه هایش را به مردم معترض در داخل نشان دهد. امسال، ١٣ آبان، توسط جنبش سرنگونی، از جمله دانش آموزان به نفع انقلاب مردم علیه ضد انقلاب اسلامی مجددا مصادره شد. اگر چه رژیم همه نیروهای آدمکشش، سپاه و بسیج و یونیفورم پلنگی و ناجا و لباس شخصی اش را به خیابانها گسیل کرد، اما مردم هم در مقیاسی صدها هزار نفره به خیابانها ریختند و ١٣ آبان را از روز فرمایشی- حکومتی علیه "استکبار جهانی" به روز مبارزه داخلی علیه دیکتاتوری میلیاردهای اسلامی تبدیل کردند. به این ترتیب، یک روز دیگر به روزهای انقلاب مردم اضافه شد. یک روز دیگر به روزهای تحرک و پیشروی جنبش سرنگونی، جنبش انقلابی اضافه شد.

شعارها رادیکالتر میشوند
"مرگ بر دیکتاتور"، یکی از شعارهای مرکزی و اصلی و توده ای مردم در ١٣ آبان بود. با این شعار، مردم دو تجسم منفور حاکمیت اسلامی یعنی احمدی نژاد و خامنه ای را نشانه گرفتند. در مازندران، عکس احمدی نژاد، این دلقک-دیکتاتور را به آتش کشیدند. در تهران، مردم باز هم از همرزمان رفتگر خود خواستند که این دیکتاتورچه را قاطی زباله ها ببرند: "برادر رفتگر، محمودو وردار ببر" و شهر را از این کثافت تمیز کنند. همزمان، مردم خشمگین، تمثال بزرگ دیکتاتور بزرگ را در چند قدمی کاخش بزیر کشیدند و لگدمال کردند و عینا به جهان مخابره کردند. انقلاب، در مقابل چشمان میلیونها مردم جهان از روی تجسم ضد انقلاب اسلامی رژه رفت. (بی بی سی و سی ان ان هم نتوانستند آفتاب را پنهان کنند).

"خامنه ای قاتله، ولایتش باطله" و "مرگ برخامنه ای" مدتهاست که خیابانهای تهران و شهرهای دیگر را لرزانده است. اما ١٣ آبان علاوه بر تکرار قدرتمند همین شعارها، از این شعارها هم فراتر رفت. انگار انقلاب مردم نمیخواهد هیچ منفذی برای هیچ توهمی و هیچ کلاشی سیاسی باز بگذارد. این شعارها شاید هنوز جایی برای ولایت فقیه در جسم یک مرتجع دیگر و در شکل و قالبی دیگر باز بگذارد. مردم برای این که جای هیچ شبهه ای را باقی نگذارند که کل نظام اسلامی را نمیخواهند، به شعارهایشان علیه خامنه ای اشکال و مضمون رادیکالتری دادند. فریاد زدند: "خامنه ای قاتله، نظامش هم باطله". فریاد زدند: "مرگ بر اصل ولایت فقیه". این شعارها را در کنار شعار "مرگ بر قانون اساسی جمهوری اسلامی" و شعار "نه موسوی، نه احمدی، آزادی برابری" قرار دهید تا معلوم شود که چرا در فردای ١٣ آبان، همه جناحهای حکومت به همراه اپوزیسیون اصلاح طلب درون و بیرونش باید یکجا نماز وحشت بجا بیاورند!

انقلاب مردم، با این ابتکارات و این شعارها، پاسخ دندان شکنی به همه مانورهای نظامی و ارعابها و التیماتومهای حکومت داد که در آستانه ١٣ آبان فضای ایران را گرفته بود که گویا نظام هیچ شعار و حرکت "انحرافی" را تحمل نخواهد کرد! این ابتکارات و این شعارها یک دهن کجی آشکار به سرلمپنهای اسلامی مثل سردار سرلشکر پاسدار سیدیحیی صفوی، مشاور ارشد ولی فقیه بود که دو روز جلوتر در پادگان سپاه ناحیه كرج اعلام کرده بود: "ولایت فقیه جانشین امام زمان(عج) است و این مساله شوخی‌بردار نیست". انقلاب نشان داد که واقعا هم با کسی شوخی ندارد حتی اگر آن کس جانشین امام زمان باشد! همچنین، انقلاب با این شعارها جواب محکمی به همه اپوزیسیون اصلاح طلب درون و بیرون نظام داد که سالهاست به هر مکر و حیله سیاسی متوسل شده اند تا مردم را در چهارچوب نظام نگه دارند؛ مردم را در چهارچوب قانون اساسی و "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" و اصلاح قانون اساسی و "ولی فقیه باید سلطنت کند نه حکومت" بازی دهند. این اپوزیسیون، در ١٣ آبان چشم بر حقایق تازه ای از رادیکالیسم مردم گشود: اصل نظام و اصل ولایت فقیه و اصل قانون اساسی، یعنی کل نظام اسلامی باید بزیر کشیده شود.

سانتیمانتالیسمی شیادانه
همان مردمی که در کمپین تلویزیون کانال جدید علیه اعدامها و مشخصا اعدام دلارا دارابی از ته دل فریاد زدند و نفرت عمیقشان علیه حکم شنیع اعدام و عشق عمیقشان برای زندگی را با صدای بلند اعلام کردند، این بار خیابانها را با فریاد مرگ بر خامنه ای، مرگ بر احمدی نژاد و مرگ بردیکتاتور، یعنی مرگ بر میرغضبهای اعدام پر کردند. برای کسی که ریگی در کفش ندارد معلوم است که مردم با شعار "مرگ بر" این جنایتکاران و این دیکتاتورها، آرزویشان برای پایان توحش اسلامی و عزمشان برای پایان دادن به حکومت اسلامی را اعلام میکنند. مردم با شعارهای مرگ علیه همه اینها، عزم جزمشان برای نقطه پایان گذاشتن به ٣٠ سال فقر و خفقان و قتل و تجاوز و شکنجه و سنگسار و ارتجاع و عقب ماندگی را اعلام میکنند. مردم با این شعارها میخواهند به حکومت مرگ و اعدام پایان دهند. مردم با این شعارهای سیاسی، تجسم و تبلور و نماینده کل توحش اسلامی حاکم را زیر سئوال میبرد. اما علیرغم اینکه این شعارها به صورت ویدیو و بلافاصله در سطح جهان قابل دسترس شده است، هنوز دشمنان قسم خورده انقلاب مردم، آنهایی که حاضرند به هر خفت و خواری تن بدهند تا در مقابل انقلاب زیر و رو کننده مردم سد ایجاد کنند، خاک پاشیدن به چشم مردم را ادامه میدهند. فردای ١٣ آبان، دلالان حرفه ای محبت میان مردم و نظام حاکم، روز روشن چشم در چشم مردم دوختند و به نام "زندگی و سبزی"، روایت وارونه از ١٣ آبان و شعارهایش ارائه دادند. یک نمونه: اظهارات دو قلوی مورد علاقه صدای آمریکا: اولی، همان ژورنالیست دودوزه باز مشهور که تخصصش در این است که منفورترین چهره های نظام را جلوی چشم مردم قرار دهد تا چهرهای مرتجع همین نظام را به نام قناری به مردم بفروشد (علیرضا نوری زاده)؛ و دومی همان کسی که مفتخر است یکی از بنیانگذاران سپاه پاسداران، یکی از آدمکشترین نیروهای نظامی تاریخ معاصر است (محسن سازگارا). اگر به ویدیوهایی که خود رزمندگان انقلاب از خیابانها ارسال کرده اند دسترسی نداشته باشید و به تحلیلهای این حقه بازان حرفه ای سیاسی در صدای آمریکا گوش کنید تصور خواهید کرد که مردم شعار مرگ بر خامنه ای و جنایتکاران دیگر را کنار گذاشته اند. مردم "متمدن" شده اند و بیشتر به سمت صلح و آشتی و سازش راغب شده اند! خوب دقت کنید. با یک تیر دو نشان میزنند. هم رادیکالیسم مردم را روز روشن انکار میکنند. و هم به عنوان متولیان مادرزاد تمدن و عشق به زندگی و دوری از خشونت ظاهر میشوند! در باره این حقه بازی آشکار که به یکی از خصوصیات ذاتی شخصیتهای سر به جنبش ملی- اسلامی تبدیل شده است باید در فرصت مناسب بیشتر صحبت کرد اما اینجا طرح این سئوال کافی است که آیا این سانتیمانتالیسم برای کسانی مثل نوری زاده که خود عمری زیر بال شخصیتهای جنبش ارتجاعی ملی-اسلامی را گرفته اند و یا مثل محسن سازگارا شخصا در مقامهای کلیدی دستگاههای سرکوب و سازمانهای کشتار بوده اند زیادی نیست؟ چنین سانتیمانتالیسمی از طرف چنین کاراکترهایی زیادی شیادانه نیست؟ آیا نسلی هشیار مثل جوانانی که چندین ماه است یک دستگاه عظیم ارعاب و حقه بازی را آچمز کرده اند را میتوان با این اداها گول زد؟ نه. ١٣ آبان یکبار دیگر این را اثبات کرد. *


بازگشت به صفحه اول