بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناسيونال ٣٢١

ياشار سهندي

صفحه بازتاب هفته

حکم مردم، حکم تاریخ

 

سریالی در دهه ٦٠ از سیمای جمهوری اسلامی پخش میشد که موضوع آن "قیام سربداران خراسان" بود در زمان حاکمیت "مغولان". شهری به نام "باشتین" به تصویر کشیده شده بود که قاضی القضاتي داشت، و ایشان قضاوت را امر ساده ای میدانست چون معتقد بود: "هر چه خان بگوید همان حکم است!" فی الواقع این حکایت همه حکام مستبد است. ایشان یا خودشان را سایه خدا میدانند، یا نماینده خدا، یا مرتبط با خود خدا. بنابر این حرف شان و فرمانشان را حرف اول و آخر میدانند. در دوره معاصر کم نداشته ایم از این گونه حکام. شاه خودش را سایه خدا میدانست. پینوشه جنایتهایش را امر خداوندی قلمداد میکرد. و بوش پسر نیز خود را نماینده خدا میدانست و میداند. از همه اينها گذشته يا اصلا نگذشته ولی فقیه خودمان كه بر همه مبرهن است كه فرمانش فرمان الهی است! و موهم لاي درزش نميرود. او وظیفه خود را پاسداری از حکومت الله بر روی زمین میشمارد. میگویند ایشان هر سه شنبه شب در جمکران به حضور مهدی جان میشتابد و آخرین امریه های اللهی را دریافت میکند! حالا چنین شخصی که امرش برای زیردستانش همان حکم خانی را دارد که قاضی القضات مربوطه اشاره کرد  میتوان تصور کرد وقتی مردمی سر به فرمانش نباشند چه حالی دارد. در هفته گذشته چندین نفر را دست چین کرده بودند به عنوان "نخبه" و جلو پای ایشان نشانده بودند تا از فرمایشات ایشان فیض ببرند. یکی از آن نخبگان به اعتراض به جناب فقيه بلند شد و سخنانی بر زبان راند که نمی بایست میگفت. يعني از ولي فقيه انتقاد كرد. حال میتوان تصور کرد چه حالی به این نماینده خدا دست داده است.

 

میگویند این نمایشی بوده. برخی میگویند این اعتراض واقعی بوده است. درهر دو صورت فرقی نمیکند، مهم این است که  عرصه چنان بر ایشان تنگ شده است که اعتراض در "محضر آقا" هم به نمایش گذاشته میشود. این نشان از سنبه پر زور اعتراضات مردم دارد که درحکم خان چند و چون میکنند.  عنان کار چنان از دستشان در میرود که در محضر آقا به آقا جسارت میکنند و یا خود آقا وادار شده است که نمایش از این دست در محضرش ترتیب دهد. نمایش حقیقی اما در خیابانها جریان دارد. نمایشی که نماینده خدا به روی زمین را نیز از سایه خودش هم ترسانده است. هر چه زدند، زندان کردند، کشتند و به هر عمل جنایتکارانه ای دیگری دست زدند، این مردم ساکت نشدند. ساکت نمیشوند. اکنون زمان آن است که ایشان شب با آرامش سر بر بالین نگذارد، ناامنی و احساس ترس تا اعماق پستوی "بیت معظم شان" رسوخ کرده است. این نمایش یا اعتراض واقعی هر چه که بود این واقعیت را نشان میدهد که خود آقا به ناتوانی و درماندگی اش اعتراف میکند. " هر چه که خان بگوید همان حکم است"، اما هر حکم خان اکنون بر ضد خودش عمل میکند و این مردم هستند که حکم میدهند و این حکم تاریخ است. نه نماز شب و نه نماز آیات، نه دیدار هفتگی در چاه جمکران و نه پوتین در مسکو، نه اوباما در واشنگتن و نه هیچکس دیگر نمی تواند نه آقا را نجات دهد نه نظام اللهی اش را.*  


بازگشت به صفحه اول