بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

یادداشتهایی بر یک انقلاب (33)

"شطرنج با میمون"!

مصطفی صابر

 

در یادداشت پیشین، "قبل از 13 آبان"،  به برخی نتایج احتمالی این روز اشاره کردیم. اکنون بعد از واقعه باید گفت که آن انتظارات از 13 آبان نه فقط بجا بود که واقعیت زنده از آنچه میشد پیش بینی کرد جلوتر رفت. سر خط مهمترین نتایج 13 آبان را بیانیه حزب گفته است.  مثلا اینکه چطور حالا دیگر حتی به مغرض ترین مفسرین و پرت ترین نیروهای سیاسی هم این واقعیت تحمیل شد که این جنبشی برای "سبز" کردن جمهوری اسلامی نیست. بلکه انقلابی عظیم برای ریشه کن کردن رژیم کثیف اسلامی است. اینکه بیشتر معلوم شد که این حرکت عظیم مردم در شکل و مضمون رادیکال و چپ است و اکنون شرایط تامین یک رهبری منسجم  چپ و تا به آخر انقلابی را نیز فراهم می آورد.  اینکه چطور این انقلاب بشدت زنانه است و وحشیگری طراحی شده نیروهای رژیم  علیه زنان در 13 آبان تنها حقیقت "انقلاب زنانه" را با صدای بلند تر در دنیا فریاد میزند. اینکه چطور این انقلاب هردم نیروی بیشتری میگیرد و شهرها و مناطق بیشتری از کشور را در بر میگیرد (برای مثال در 13 آبان تحرک مردم تبریز بیش از حرکات قبلی بود). اینکه چطور حرکت مردم سازمانیافته تر بود (احتمالا به یمن حضور فعالتر دانشجویان). و غیره.

 

با اینهمه 13 آبان 88 جای تعمق و گفتگوی بیشتر دارد. مثلا اینکه چطور مردم در شعارهایشان رژیم را تحقیر میکردند و بر عزم خود در تداوم انقلاب تاکید میکردند: "دیکتاتور بیچاره بازی ادامه داره!". یا چطور حرکت و قرار بعدی را تعریف میکردند: "بسیجی آماده باش 16 آذر هم میاد!". یا اینکه چطور جواب موسوی و "اپوزیسیون" پرو رژیم را میدادند: "مرگ بر قانون اساسی جمهوری اسلامی".  روحیه رزمنده و سرحالی  که مردم علیرغم همه وحشیگری رژیم  نشان میدادند بسیار جالب و شورانگیز بود.  و شاید مهمتر از همه  همین بود که 13 آبان نشانه های استیصال رژیم و شکست محتوم آن را روشنتر از هروقت نشان داد. این یک فاکتور بسیار تعیین کننده در روند آتی اوضاع است و جا دارد کمی در مورد آن صحبت کنیم.

 

 تدارک وسیع و وحشیانه ای که رژیم برای مقابله با 13 آبان کرده بود، ابدا تناسبی با موضع و  تبلیغات رسمی رژیم که "خبری نیست و بحران نداریم" نداشت. البته هرکسی در ایران و جهان میداند که خیلی خبرها هست. ولی ابعاد بسیج رژیم برای مقابله با 13 آبان بسیاری را متعجب کرد و  روشنتر از هر شاخصی چه به نیروهای خودی، و چه  به ناظران سیاسی و دولت های بورژوازی جهان اعلام میکند که وضع جمهوری اسلامی خیلی خراب و انقلاب بسیار قوی و ریشه دار است. بر خلاف ظاهرش این خشونت روحیه نیروهای سرکوب را بالا نخواهد برد، بلکه دمبدم آنها را عصبی و از لحاظ روحی تضعیف خواهد کرد. بعبارت صحیح تر این خشونتی از سر اعتماد به پیروزی نیست، بلکه بیشتر دست و پا زدن های آخر است.  بله اگر انقلابی در حال حضیض باشد، اگر روحیه انقلابی پایین آمده باشد و مردم خسته شده باشند شاید چنین خشونتی کارساز باشد. اما اوضاع ایران اینگونه نیست. 18 تیر و روز قدس و تظاهرات های دانشجویی و کارگری و حالا محکم تر از همه 13 آبان نشان داد که انقلاب روبه اعتلاء است. در نتیجه این خشونت بسرعت به ضد خود تبدیل خواهد شد.  هم موقعیت بین المللی جمهوری اسلامی را  بسیار ضعیف میکند و هم تناقضات درونی اش را در ابعاد بیشتری تشدید خواهد کرد و هم پاسخ بازهم رادیکالتری از مردم خواهد گرفت. بگذارید این سه وجه را کمی توضیح دهیم.

 

در ابعاد بین المللی دست رژیم اسلامی را در مذاکرات بسیار ضعیف خواهد کرد و هرگونه معامله و سازش با این رژیم توسط غرب را دشوارتر خواهد کرد. یک دیپلمات غربی دو هتفه قبل  به دیلی تلگراف گفته بود که مذاکره با جمهوری اسلامی "مثل این است که با میمون شطرنج بازی کنید. شما آنها را کیش و مات می کنید و آنها مهره شاه را قورت می دهند." جناب دیپلمات شاید متوجه نیست که  نکته عجیب در این عبارت قورت دادان مهره شاه توسط "میمون" (با پوزش از میمونها) نیست. بلکه بیشتر این است که چرا غرب و دیپلمات بامزه به شطرنج  با حضرت "میمون" (یا به زبان آدمیزاد معامله با رژیم اسلامی) ادامه میدهد؟ بعد از 13 آبان غرب و جناب اوباما و مدودف و غیره چگونه میخواهند شطرنج بازی شان را با رژیمی که چنان وحشیانه زنان و مردان را جلوی چشم مردم جهان خونین مالین میکند توجیه کنند؟ آنهم مردمی که آمده اند و روشن صریح به روسیه و چین و اوباما هشدار داده اند "یا با اونا یا با ما". مردمی که متمدنانه میگویند "ایران سبز و آباد، بمب اتم نمی خواد". از سوی دیگر،  رژیم اسلامی چطور میتواند با این وحشیگری و سراسیمگی در 13 آبان ادعای ثبات و "خبری نیست" بکند؟ چه کسی حاضر است روی اسب "دولت مرده" که کلی باتوم و قداره و گاز اشک آور دوپینگ کرده شرط بندی کند؟ در نتیجه بسیار روشن است که پس از 13 آبان این حقه بازی "شطرنج با میمون" یا همان سیاست اوباما که فعلا قاچ زین خامنه ای را بچسبیم،  نمی تواند ادامه پیدا کند.

 

در بعد نزاع های درونی، خشونت و وحشیگری رژیم در 13 آبان فقط و فقط اعلام این است که هیچ سازش و بند و بستی در بالا ممکن نیست. اینکه در 13 آبان به کروبی و محافظینش گاز اشک آور زدند به اندازه کافی خصلت نماست.  دیگر نه فقط صحبتی از رعایت شرایط رفسنجانی برای سازش در بالا و ایجاد "دولت وحدت ملی" نمی تواند باشد، بلکه حتی شکاف در جناح غالب هم عمیقتر خواهد شد. برخی فکر میکنند اختلافات کنونی در جناح غالب که خود را در مورد انتخاب وزرا، مساله حذف سوبسید یارانه ها، سیاست خارجی و کلید داری مذاکره با آمریکا و موارد دیگر نشان میدهد واقعا سر اینگونه مسائل است. اما بیخ و بنیاد این اختلافات از بی اعتمادی به همدیگر و بی افقی کل نظام بر میگردد. اینطور نیست که حذف و کنارگذاشتن به کروبی و موسوی و خاتمی و منتظری و  حتی رفسنجانی ختم شود. خیر، بسیاری از مجیزگویان خامنه ای از برادران لاجوردی گرفته تا عسگر اولادی تا بسیاری از آیت الله های میلیاردر اکنون آینده شان را تیره و تار می بینند. خشونت و سرکوب و قداره چرخانی سپاه و خامنه ای در خیابانهای تهران و شهرهای دیگر معنی اش این هست که کل دسته بندی های جمهوری اسلامی باید خفه خوان بگیرند و همه پشت سر خامنه ای بخط شوند. آنهم در شرایطی که مرغ پخته هم فهمیده که خامنه ای و دستگاه سرکوبش نتوانسته و نمی تواند این انقلاب را از نفس اندازد و سرکوب کند. برعکس 13 آبان روشنتر و پر طنین تر از هر وقت "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر خامنه ای" را اعلام کرد. در نتیجه بعد از 13 آبان موضع خامنه ای که ظاهرا باید وحدت و یکدستی در بین جانواران اسلامی ایجاد کند ضعیف تر خواهد شد.  با طناب سید علی نمیشود ته چاه رفت . عنقریب که دریدن همدیگر آغاز شود.

 

اما مهمتر از همه خشونت و سرکوب وحشیانه در 13 آبان سبب ترس مردم نخواهد شد، آنها را مصمم تر خواهد کرد و ناگزیر میشوند که اشکال اعتراض خود را ارتقاء دهند و بیش از پیش رادیکال شوند. و این دلایل پایه ای دارد. آرزو و خیال ما نیست.  اگر در کنار این سیدعلی پینوشه زهوار در رفته لااقل یک نیمچه آلنده ای بود که میتوانست مردم را با وعده های لیبرالی و بزک نمیر بهار میاد بفریبد تا در گام بعد خودش و مردم را همچون طعمه ای آسان به کام دیکتاتور بفرستد،  باز یک حرفی. اما اگر "سیدعلی پینوشه ایران شیلی نمی شه" صحت دارد به این دلیل است که اینجا "آلنده ای هم پیدا نمی شه". نزدیکترین کاندید برای آلنده موسوی است که بطور مسخره ای انتظار دارد مردم  و "راه سبز امید" به دوره خمینی برگردد! (دوره خمینی یعنی دوره "یا روسری یا تو سری"، یعنی دوره حزب الله چرخانی با شعار "مرگ بر آمریکا"، یعنی دوره آتش زدن کتابفروشی های جلوی دانشگاه، یعنی دوره بستن آیندگان و آهنگر و پیغام امروز و حتی میزان و روزنامه های دیگر، یعنی دوره اعدام های خلخالی، یعنی دوره انقلاب فرهنگی و کشتار دانشجویان، یعنی دوره اعدام های چند ده هزاری  30 خرداد و کشتارهای 67، یعنی دوره "جنگ جنگ تا فتح کربلا"، یعنی دوره حمله به کردستان و به بمب بستن مردم آزادیخواه، یعنی دوره به گلوله بستن کارگران بیکار، یعنی دوره سرکوب شوراها و اعتصابات کارگری! یعنی دوره ای که انقلاب حاضر با تمام وجود برای بگور سپاردن آن بپا خاسته است.) روشن است که  با این آلنده و با آن پینوشه  ایران شیلی بشو نیست. بعبارت دیگر سرکوب و خشونت در ایران پشتوانه سیاسی ندارد، و این دلیلش نهایتا این است که  زمینه اقتصادی ندارد. بقول منصور حکمت نمی شود مردم را سرکوب کرد و مختنق کرد و گرسنه هم نگاه داشت.  بالاخره پینوشه یک دکترین اقتصادی داشت که به وقت خودش کار میکرد و کل بورژوازی غرب پشت آن بود و بعد از سقوط شوروی برای دوره ای دنیا را گرفت. الان از آن خبرها نیست. کل سرمایه داری در یک بن بست و بحران عمیق همه جانبه اقتصادی و سیاسی قرار دارد و مهمتر از همه خود جمهوری اسلامی یک معضل و مشکل برای این سرمایه داری بحران زده است. اگر قرار باشد جمهوری اسلامی راه حل اقتصادی داشته باشد قبل از هرچیز باید جمهوری اسلامی نباشد و با غرب کار بکند. 30 سال است دارند تلاش میکنند تا مگر جمهوری اسلامی را سر عقل بیاورند و نتوانسته اند، حالا درست در وسط یک انقلاب که مردم آمده اند تا این دندان کرموی دهان بشریت را در بیاورند چگونه خواهند توانست؟  انقلابی که دقیقا با توجه به همین اوضاع وخیم اقتصادی که به سرعت وخیم تر هم خواهد شد، چاره ای ندارد جز اینکه قوی تر و وسیع تر بشود و قدرت سیاسی را بگیرد تا به اقتصاد پاسخ دهد.

 

این است که سرکوب و خشونتی که رژیم در 13 آبان اعمال کرد، فقط نشان داد چقدر انقلاب در ایران یک وضعیت یکطرفه و غیر قابل برگشت را مقابل جمهوری اسلامی قرار داده است: زوال، خرد شدن و سرنگونی به نیروی انقلاب مردم.  (هفتم نوامبر 2009)


بازگشت به صفحه اول