بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

انترناسيونال ٣٢٦

ستون اول

محسن ابراهيمي

 

کنگره ٧، کنگره انقلاب

 

کنگره ٧ حزب کمونيست کارگري، عاليترين مجمع حزبي با موفقيت کامل به پايان رسيد: تجمعي وسيع و پرشور و پر بحث و تصميم با حضور تعداد وسيعي از کادرهاي جنبش کمونيسم کارگري. در اين کنگره، نمايندگان اعضا و کادرها از سراسر جهان و همچنين تعداد زيادي مهمان و ناظر شرکت داشتند.  کنگره حزب علني برگزار شد. در کنگره به روي عموم باز بود و همه لحظات کنگره مستقيما از طريق اينترنت در دسترس همه علاقمندان قرار گرفت.

 

اسناد مصوب در اين کنگره، در همين شماره منتشر شده اند. اسنادي که تصوير روشني از انقلاب جاري ايران، از زمينه هاي عيني و اجتماعي اين انقلاب، از شرايط پيروزيش، از خصلت طبقاتيش، از مضمون انسانيش، از چشم انداز اوضاع حاضر، از صف انقلاب و نيروهاي ضد انقلابي در مقابل آن، از اوضاع سياسي کردستان  و وظايف ما ميدهند. اسنادي که به خوبي روشن ميکنند جامعه ايران براي رسيدن به يک زندگي انساني سر به طغيان برداشته است، انقلاب عظيمي را آغاز کرده است و حزب کمونيست کارگري مصمم است نگذارد اين انقلاب را به شکست بکشانند، مصمم است رهبري اين انقلاب براي پيروزي نهايي را تامين کند.

 

کنگره ٧ حزب، در مقطعي بسيار حساس و تعيين کننده از اوضاع سياسي ايران برگزار شد. جامعه ايران در حال حاضر صحنه فعال نبردي سخت و تعيين کننده ميان دو جبهه است. در يک جبهه، جمهوري اسلامي سرمايه قرار دارد که حکم پايان حيات ننگينش توسط مردم اعلام شده است و با توسل به هر سبعيت و قساوت و جنايتي ميخواهد عمر خود را کمي طولاني تر کند و در جبهه مقابل، مردمي انقلابي قرار دارند که عزم جزم دارند بر ٣٠ سال فقر و تبعيض و ارتجاع و عقب ماندگي حاکم نقطه پايان بگذارند. آري، جامعه ايران، صحنه جدالي تاريخساز ميان دو جبهه ارتجاع و ترقيخواهي، استبداد و آزادي، توحش و مدنيت، اسارت و رهايي، تبعيض و برابري، ضديت با انسان و انسانيت، و در يک کلام جبهه  بربريت و جبهه سوسياليسم است.  

 

کنگره ٧، تجسم سياسي و تشکيلاتي آن جنبش قدرتمندي بود که بيش از ٦ ماه است عمارت پوسيده حکومت اسلامي را به لرزه درآورده است و اخيرترين نمونه اش، يک روز بعد از پايان کنگره، در ١٦ آذر کل جامعه ايران را بار ديگر به لرزه در آورد. در ١٦ آذر، نبرد شور انگيز نسلي آگاه و پيشرو، نسلي آزاديخواه و برابري طلب با تجسم ارتجاع و تبعيض و خفقان و نابرابري يعني جمهوري اسلامي بار ديگر مردم جهان را به تحسين واداشت و اميد در دلهاي مردم زنده کرد. 

 

کنگره ٧، عاليترين تجمع حزبي است که به جرئت ميتوان گفت نماينده واقعي سياسي اين جبهه انسانيت است. در کنگره ٧، کمونيستهايي پرشور و ثابت قدم دور هم جمع شده بودند تا در اين روزهاي حساس تاريخي، در اين لحظات سرنوشت ساز نبرد ميان جبهه توحش و انسانيت، مسير آتي انقلاب جاري را مورد بحث قرار دهند و راه خود براي رهبري انقلابي براي سرنگوني نظام اسلامي و استقرار سوسياليسم را روشنتر کنند؛ تا تلاش خود براي رهايي از نظام طبقاتي و حکومت ارتجاعيش و استقرار يک جامعه انساني را در يک حزب روشن بين و منسجم به هم ببافند و متحدتر و منسجمتر و با عزمتر مبارزه شان براي يک جامعه انساني را پيش ببرند.

 

در اين کنگره، طيف وسيعي از کمونيستهاي کارگري و انسانهاي آزاديخواه و شريف دور هم جمع شدند تا در باره انقلاب ايران، تامين رهبري انقلابي و کمونيستي اين انقلاب باهم تبادل نظر کنند و راه روشن کنند و تصميم بگيرند. در اين کنگره ، ميشد طيف وسيعي از انقلابيون کمونيست،  پير و جوان (گاها از سه نسل)، زن و مرد، از کشورهاي مختلف و با زبانهاي مختلف را ديد که به خاطر يک چيز و فقط يک چيز کنار هم قرار گرفته اند: مبارزه براي جامعه اي انساني و سوسياليستي. دراين کنگره، مادران و پدراني که داغ شلاق در زندانهاي سطلنت و حکومت اسلامي هر دو را بر کف پاهايشان دارند؛ فعالين کارگري اي که عمري عليه چپاولگران سرمايه و اوباش اسلاميش مبارزه کرده اند و ناگزير به خارج آمده اند؛ کمونيستهايي که آثار سالهاي سال نبردي مسلحانه با جانيان اسلامي در کردستان بر چهره شان نقش بسته است؛ کمونيستهايي که سالهاي طولاني رنج زندگي مخفي را تحمل کرده اند؛ کمونيستهايي که خود مستقيما در انقلاب ٥٧ شرکت داشتند و همچنان استوار و محکم براي پيروزي انقلاب آتي گام برميدارند؛ کمونيستهايي از نسل جوان که بعد از انقلاب ٥٧ چشم به دنيا گشوده اند و تنها اطلاعشان از آن انقلاب خاطره تلخ  جانباختن مادران و پدران خود، يا همبازيها يا همکلاسيهاشان است؛ کمونيستهايي از کشورهاي مختلف از جمله افغانستان، اين جامعه له شده زير پاي ارتجاع و تروريسم اسلامي؛ کمونيستهايي از کشور کموناردها، در کنار هم با صداي بلند سرود انترناسيونال، سرود آزادي، برابري و سوسياليسم خواندند.

 

کنگره حزب علني بود و اين کنگره علني بي ترديد توسط طيفهاي زيادي دنبال شد.

 

اين کنگره يک حزب انقلابي کمونيستي بود و من ترديدي ندارم که اين کنگره را ضد انقلاب هم بدقت دنبال کرد. قطعا تعداد زيادي، از دست اندرکاران خود حکومت اسلامي گرفته تا اپوزيسيون اصلاح طلب اين حکومت، اپوزيسيوني که از انقلاب بيشتر از حکومت اسلامي ميترسند، به مدت دو روز پاي اينترنت ميخ شدند تا بدانند در عاليترين مجمع يک حزب کمونيست انقلابي، يک حزب مصمم براي هدايت انقلاب به سمت رهايي از نظام طبقاتي وجمهوري خونينش چه ميگذرد. انقلاب براي اينها يک کابوس دائمي است و بدون شک اين حضرات، با ديدن عظمت کنگره ٧ دچار کابوسي به توان ٢ شدند.

 

اما مهتر از اين، کنگره ٧، بي ترديد توسط تعداد زيادي از کارگران، زنان و جوانان و خيلي از انسانهايي که قلبشان براي آرمانهاي انساني، براي آزادي و برابري و رفاه و امنيت مي طپد دنبال شد. اين ها نيروهاي اصلي اردوي بزرگ انقلاب هستند که رهاييشان فقط در خلاصي از نظام سرمايه داري و حکومت اسلاميش است. اينها، يعني ميليونها جواني که عزم بر خلاصي فرهنگي دارند، ميليونها زني که عزم دارند بر ٣٠ سال تبعيض و حقارت نقطه پايان بگذارند، ميليونها کارگري که عزم دارند براي هميشه از اختناق و ديکتاتوري و فقر رها شوند؛ با کنگره ٧ پنجره اي بزرگ بسوي رهايي کامل و زندگي انساني ديدند. بي ترديد، کنگره ٧، حزب کمونيست کارگري را بيش از پيش به قلب اين انسانهاي شريف برد و اميد و تصميم اين انسانها را براي مبارزه پيروزمند صدچندان کرد. اين انسانها، در کنگره ٧ حزب، سيماي يک حزب انقلابي، يک حزب مصمم، يک حزب قدرتمند، حزبي با کادرهاي آگاه و تيزبين و توانا، حزبي مسلح به بالاترين سطح از پرنسيپهاي سازماني يک تحزب مدرن، حزبي با افکار و آرمانها و آرزوهاي بلند و انساني، و مهمتر از همه حزبي مصممم براي رهبري انقلاب تا پيروزي نهايي را ديدند. جاي همه اين انسانها در صف حزب کمونيست کارگري است. *


بازگشت به صفحه اول