بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

قدم بعدی انقلاب چه خواهد بود؟
در حاشیه تداوم مبارزه جوئی مردم در 16 آذر

از: سعید صالحی نیا

Salehinia@aol.com

7 دسامبر 2009

مقدمه:

نزدیک به 6 ماه از شروع دوره اخیر انقلاب مردم در ایران بر علیه رژیم اسلامی گذشته، روز 16 آذر امسال نشان دیگری بود که عزم مردم برای زیر کشیدن رژیم اسلامی دارد هر روز جزم تر می شود.اخبار تاکنونی از ایران حاکی است که دانشجویان و مردم در سطحی بسیار وسیع در تهران ، اصفهان، تبریز، اراک، کرمان، همدان با شعارهای مرگ بردیکتاتور و مرگ بر خامنه ای به میدان آمدندو عکس خامنه ای را آتش زدند و در مقابل فشار پلیس و دستگاه سرکوب رژیم و تلاشش برای نگه داشتن دانشجویان در محوطه دانشگاهها ، در بسیاری شهرها رود خروشان اعتراضی بر علیه حکومت اسلامی، یکپارچه و یکبار دیگر به دنیا اعلام کرد که دوران رزیم اسلامی و سرکوبش دارد به پایان خود می رسد. ما در حزب کمونیست کارگری ایران از بدو شروع دوره جدید اعتراضی مردم اعلام کرده بودیم که انقلابی در راه است و هدفش پایان دادن به دوران ننگین این حکومتست.

حزب ما در مورد محتوی تحولات جاری و افق پیش روی این جنبش انقلابی چه قبل از کنگره هفتم و چه طی کنگره هفتم بحثهای مفصلی داشته و بسیار شفاف محتوی حرکات اخیر را انقلابی انسانی دانسته که هدفش پایان دادن به دوران نابرابری، دیکتاتوری و آغازی بر سازماندهی جامعه آزاد، برابر و سوسیالیستی است. حزب ما به درستی بین کسب هژمونی سیاسی کمونیزم کارگری و پیروزی این انقلاب تاکیید داشته. تحزب کمونیزم کارگری ابزاری بی بدیل و موثر در هماهنگ کردن جنبش مطالباتی کارگری، زنان ، جوانان و سایر جنبشهای مطالباتی است. ما توضیح دادیم که موج دوم رنسانس و آزاد سازی قطعی انسانیت از قید و یند نظامهای مذهبی و ایدئولوژیک که ابزارهای تداوم حاکمیت سرمایه داری هستند در راهست که نه تنها جامعه ایران را دگرگون خواهد کرد بلکه شروعی خواهد بود برای تغییر ماهوی موازنه قوا در سطحی جهانی بین انسانیت مظلوم و تحت ستم و نظام بربری سرمایه.

سوال اصلی اما اینست که چگونه و طی چه مراحلی این حکومت را باید به زیر کشید.هر قدر بیشتر مردم رژیم را به مصاف می طلبند و دستگاه سرکوب چند لایه ای رژیم آنها را می کشد، دستگیر می کند و سرکوب می کند، بیشتر این سوال در مقابل فعالیت و رهبران انقلاب قرار می گیرد که چگونه در عمل باید این ماشین سرکوب را فلج کرد، از کار انداخت و به پائین کشید؟ آیا تداوم اشکال موجود مبارزاتی کافی است؟ آیا اشکال مسالمت آمیز مبارزاتی تاکنونی کافی خواهد بود برای به زیر کشیدن این حکومت؟

من سعی می کنم از دیدگاه خودم به نکاتی در این موضوع اشاره کنم و امیدوارم تلاش من بتواند سوالها و پاسخهای را از سوی سایر خوانندگان به ارمغان بیاورد:

الف- چرا مرحله نهائی این انقلاب به اعمال قهر انقلابی نیاز دارد؟

رژیم اسلامی یعنوان یک حکومت توتالیتر و ایدئولوژیک وارد دوره آخرین حیات ننگینش شده است. تنها سرکوب فیزیکی این حکومت را روی پا نگه داشته. دستگاه پلیس این رژیم از نهادهای رسمی اطلاعاتیش در سپاه پاسداران و سازمان اطلاعات تا شبکه پلیس ضد شورش و نیروهای غیر منظم بسیجی و لباس شخصی، آخرین سنگر این حکومت هستند و باید برای پائین کشیدن این رژیم در هم شکسته شوند. این رژیم و دستگاه سرکوبش حتی توان تسلیم شدن را به خواست مردم ندارند. به نظر من تا عملا و فیزیکا به واحدهایشان حمله نشود و خلع سلاح نشوند، تسلیم نخواهند شد. تظاهرات مسالمت آمیز و اعتصابات تنها زمینه های نهائی این پروسه اعمال قهر انقلابی را فراهم می کنند و از شدت خونریزی و تداوم دوران خونریزی می کاهند اما نیاز مرحله قهر انقلابی را به هیچ وجه منتفی نمی کنند.

هیچ حکومت توتالیتر و دیکتاتوری در طول تاریخ تنها با تظاهرات مسالمت آمیز به پائین کشیده نشده. رژیم شاه هم با تلفیق دوره تظاهرات مسالمت آمیز و اعتصابات سراسری و مرحله قهر انقلابی سرانجام به زیر کشیده شد.

تا توده مردم مسلح نشوند، پادگانها و مراکز سرکوب رسمی و غیر رسمی رژیم اسلامی را تسخیر نکنند این اراذل تسلیم نخواهند شد. برای سازمانده انقلاب هم فرض یاید باشد که هم مبارزه مسالمت آمیز را گسترش دهد و هم در طی روند رشد و گسترش مبارزات توده ای به مردم یاد آور شود که خود را برای مرحله آخر مبارزه و تسخیر فیزیکی حکومت آماده کنند. اعمال قهر انقلابی از سوی مردم، حقی است مسلم و انسانی . این حق مردم است که از خود دفاع کنند و دوره سرکوب فیزیکی رژیم را با سازماندهی پاسخ متقابل کوتاه تر و بی درد تر به اتمام برسانند.

ب- اعمال قهر انقلابی از چه مراحلی می گذرد؟

من معتقدم مردم و فعالین مبارزه انقلابی کنونی به نیاز ورود به مرحله قهر انقلابی پی برده اند. جنبشی در ایران شروع شده که در حال شناسائی عوامل سرکوب رژیم و افشای آنها در سطحی وسیع است. شعارها دارد نشان می دهد که مردم دارند "آخرین پیامهاشان" را به خامنه ای و اراذل رژیم رد و بدل می کنند. صبر مردم در مقابل سرکوب مداوم پلیسیريال تیر اندازی به مردم، زندان و شکنجه دارد به ته می رسد. رزیم جز اعمال خشونت و گسترش اعمال خشونت چاره ندارد و مردم به جان آمده از حکومت هم یا باید عقب بنشینند و سرکوبهای وسیعتر را انتظار بکشند یا با ورد به مرحله فهر انقلابی تکلیف رزیم را یکسره کنند. انقلاب، خودش دارد مردم را به سرعت به صحنه تعیین تکلیف نهائی فرا می خواند.

حزب کمونیست کارگری ایران همانطور که در دوره تبلیغ و ترویج انقلاب و شفاف سازی شعارهای انقلاب پیشگام بوده باید به موقع مرحله چرخش انقلاب به فاز قهر انقلابی را تشخیص داده و مردم را چه از جهت روانی و چه از جهت مادی در این مرحله هدایت کند.

قهر انقلابی از مراحلی می گذرد. گسترش اشکال مسالمت آمیز از تظاهرات خیابانی تا اعتراضهای موضعی، شعار نویسی ها تا اعتصابات کارگری و شهری ، همه زمینه های مرحله قهر انقلابی هستند. فضا ایجاد می کنند تا توافق اجتماعی در مورد پائین کشیدن رژیم شکل بگیرد و سازماندهی مردم در طی این دوران، پایه سازماندهی مسلحانه مردم خواهد بود.

مردمی که در خرداد ماه برای کسب مطالبات محدود تر خود به صحنه آمدند قدم به قدم و با تجربه روزمره خود متوجه می شوند که وارد کریدوری شده اند که در یک سمتش پیروزی و شادی در انتظار است و در سمت دیگرش یک نسل کشی و انقلاب همانطور که قبلا گفته ام یا باید از کانال زایمان خود بگذرد و یا تسلیم مرگ دردناکی بشود.

به نظر من روند عبور روانی مردم از مرحله تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیز به پذیرش مرحله قهر انقلابی شروع شده است و در مقابل سازماندهان انقلاب وظیفه خطیر تر و عاجل تری قرار گرفته و آن تلفیق سازماندهی برای هر دوی این مراحل است و تبلیغ و ترویج هم باید هدفش این باشد که این دو را به هم پیوند بزند.

در نبود یک سازمانده اجتماعی هم ممکنست مرحله قهر انقلابی شروع شود و درست بخاطر عدم سازماندهی ممکنست به سرکوبی وسیع و خونین منجر شود. همانطور که کمون پاریس به همین خاطر به خون کشیده شد. رژیم اسلامی هم با اعمال خشونت، ممکنست طالب چنین اقدام ناسنجیده ای باشد که گروهی از مردم دست به اسلحه بزنند و بخاطر عدم هماهنگی با سرکوب وسیع یک جنگ روانی دیگر راه بیندازد و در خفه کردن انقلاب موفق شود. بنا بر این، همانقدر که یک سیاست سنجیده آماده سازی مردم برای مرحبه قهر انقلابی حیاتی است، عدم توجه ما به لزوم اجتماعی کردن قهر انقلابی می تواند حرکتهای زودرس و ناموفق را تسریع کند که به نقع حکومت خواهد بود. لذا ما در سازماندهی اجتماعی قهر انقلابی همانقدر مسئول هستیم که در مرحله مبارزات مسالمت آمیز باید پیشگام باشیم.

ج- جنگ روانی مقدمه جنگ شهری

جنگها هم دو فاز متداخل دارند و رهبر پیروز آنست که در هردو جبهه بتواند مردم را سازمان دهد:

الف- مرحله جنگ روانی

حکومت و اوباشش باید یفهمند که نمی توانند از دست مردم فرار کنند. اسامی این اوباشان همراه عکسشان و آدرسشان و شماره تلفنشان باید وسیعا انتشار یابد. از مردم باید خواست کمیته های شناسائی عوامل سرکوب را در هر محله و شهر و کارخانه و دانشگاه و مدرسه سازمان دهند. حزب ما هم می تواند بعنوان پل ارتباطی با همه ابزارهای تبلیغیش همه این اطلاعات را بطور گسترده ای در داخل و خارج پخش نماید و از همه فعالین چپ و کمونیست و انقلابی هم بخواهد این ابزار شناسائی و معرفی عوامل سرکوب را بعنوان فاز اول جنگ روانی که آماده ساز مرحله قهر انقلابی است در دستور کار خود قرار دهند.

ب- شناسائی مراکز پلیس و سرکوب رژیم و معرفی وسیع آنها

دستگاه سرکوب رژیم اسلامی، چند لایه ای است و بطور مستقل هر لایه عمل می کند. پلیس علنی و ضد شورش مراکز خودش را دارد، سپاه پاسداران و لباس شخصیها در واحده های علنی و مخفی خود سازمان داده شده اند و شبکه بسیج که هم به وزارات اطلاعات و هم به سپاه پاسداران پیوند خورده، از منابع نسیتا وسیع و مستقل خود استفداه می کند.

شبکه وسیعی از ملبونها خانه تیمی و امن این تار عنکبوت اطلاعاتی-نظامی را به هم پیوسته و در عین حال استقلال مراحل تصمیم گیری توان عکس العمل موازی را برایشان ایجاد کرده است.

کمیته های انقلابی مردم در همه سطوح هدفشان باید گرد آوری و افشای همه این دستگاه علنی و مخفی باشد و حزب کمونیست کارگری هم در سازماندهی کشوری این شبکه اطلاعاتی مردمی می تواند و باید پیشگام باشد.

گسترش جنگ روانی با نهادهای سرکوب رژیم بعنوان مرحله و عنصر مهم شروع سازماندهی مرحله قهر انقلابی باید بسیار جدی تلقی شود. هیچ سازماندهی توده ای نظامی بدون گسترش آگاهی مردم از افراد و مراکز سرکوب رژیم به توفیق نمی رسد.

پیروزی مرحله نظامی بر علیه رژیم و کوتاه کردن مرحله خشونت انقلاب عمیقا به گسترش مرحله جنگ روانی با رژیم گره خورده است. هر قدر عناصر رژیم و مراکز سرکوبش بیشتر مورد شناسائی قرار گیرند، تزلزل روانی اینها برای ایستادن در مقابل اراده مردم وسیعتر می شود. گسترش ترس و رعب را ما باید بر علیه عوامل رژیم دامن بزنیم.

ترس و رعب ابزاری است که در تمام جنگها برای از پائین کشیدن حریف بکار گرفته می شود و رژیم اسلامی بر علیه انقلاب مردم همیشه بکار گرفته. این سلاح را باید بر علیه خودش بکار گرفت. نه با گسترش ترورهای ماجراجویانه بلکه با گسترش اطلاعات مردم از عوامل رژیم و مراکز آن در پروسه یک جنگ سازماندهی شده روانی.

د-سازماندهی جنگ توده ای و شهری بر علیه رژیم اسلامی

همانطور که گفتم، رژیم اسلامی بدون اعمال خشونت مردم به پائین کشیده نخواهد شد. اگر این فرض درست باشد، سوال این می ماند که سازماندهی قهر انقلابی را ما چگونه باید به پیش ببریم. همانطور که توضیح دادم این مرحله هم با فعالیت وسیع تبلیغی و ترویجی و گسترش وسیع فاز جنگ روانی به پیش می رود.هسته های فعالینی که در دوره تظاهرات و مبارزات اجتماعی در محله و کارخانه و دانشگاه تشکیل شده اند باید به سازماندهی نظامی، آموزش نظامی و بالا بردن توانهای جسمی، آموزشهای کمکهای اولیه و شناسائی محلهائی که بشود ضربه های موثر تر نظامی به رژیم زد قعال شوند. در جریان انقلاب 57 هم این روند تلفیق کار سیاسی و سازماندهی قهر انقلابی انجام گرفت هر چند شاید به چشم برخی فعالین نیامد!

ممکنست برخی شهرها و مناطق از جمله کردستان، از جهت سازماندهی مرحله قهر انقلابی تجربه اجتماعی بیشتری داشته باشند و عملا این مرحله از جائی در ایران شروع شود و با جاهای دیگر بسط یاید. ممکنست همانطور که تا بحال شاهدش بودیم، شعله این مرحله ایتدا در تهران اوج بگیرد اما هر چه هست به نظر من نه فقط برای پائین کشیدن رژیم اسلامی بلکه برای حفظ انقلاب و بعد از پیروزی آنهم ما به سازماندهی نظامی مردم نیاز مبرم داریم. مردمی که نتوانند از خود و بطور نظامی دفاع کنند نمی توانند به گرفتن قدرت سیاسی و حفظ آن نائل آیند.

ه- پاسخ به "مخالفین" مرحله نظامی انقلاب

نمی دانم چگونه می شود چپ بود و کمونیست و مرحله نظامی انقلاب را رد کرد. اعمل قهر انقلابی و ضرورتش هم در آثار مارکس و لنین و هم و مهمتر از این آثار، در تجربه واقعی همه انقلابها ثبت شده است. منتهی "مخالفین" ما عمدتا از بحث "اعمال قهر زود هنگام به نفع رژیم است" استفاده می کنند! پاسخشان هم زیاد سخت نیست. این "زود هنگاک بودن" را اینها باید تعریف کنند و ساعت و دقیقه اش را هم برای ما روشن کنند! من فکر می کنم هر آدم عاقلی می داند که انقلاب اساسا معنیش پدیده غیر قابل پیش بینی است. پیش بینی در انقلابها و مراحلی که طی می کنند به جهت زمانی از مشکل ترین کارهاست. در بسیاری مواقع اتفاقات از انتظارات جلو می افتند و اگر چنین بشود، "رهبرها" تبدیل می شوند به دنباله روهای انقلاب و آنهم در شکل خوشبینانه اش!

شرایط انقلابی یعنی همینکه ما بجای پیش بینی های "زمانی" به آینده نگریهای علمی و بررسی احتمالات بر اساس شناخت مبتنی بر فاکتها بسنده کنیم و انقلاب و مراحلش را سازمان بدهیم. آماده سازی مردم از طریق تبلیغ و ترویج فاز نظامی خودش بهترین ابزار کاهش مقدار خشونت واقعی رژیم بر علیه مردم است. جدی نگرفتن ضرورت مداخله گری حزبیت کمونیزم کارگری در سازماندهی و رهبری این فاز قهر انقلابی، پاسخ ندادن به نیازی است که مردم را دیر یا زود به سمت پادگانها و مراکز سرکوب رژیم خواهد کشانید و عقب ماندن از مردم.

پیدا کردن نقطه ای بین ماجراجوئی نظامی و تبلیغ "شکل مسالمت آمیز مبارزه" برای ابد، می شود امر فوری حزب و جنبشی که نه فقط برای پائین کشیدن رژیم کنونی مبارزه می کند بلکه مشغله اش حفظ انقلابی است که با اینهمه درد و زجر و خون به پبروزی خواهد رسید

خوشحال می شوم،سایر خوانندگان عزیزم نظرشان را در مورد این بحثهای مقدماتی من بدهند.

منبع دیگر:

انقلاب خشونت نیست، راه خلاصی از خشونت است!(حمید تقوائی)

http://www.wpiran.org/farsi1/index-farsi.htm
گزارشات حزب کمونیست کارگری ایران در مورد 16 آذر:

http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m12/7-16a1.htm
http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m12/7et162.htm
http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m12/7-et3.htm
http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m12/7-et4.htm

http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m12/7-et4.htm

http://www.rowzane.com/0000-2009/em-12/6-16azar6-wpi.htm

http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m12/7-et7.htm

http://www.rowzane.com/0000-2009/e-m12/7-et8.htm


بازگشت به صفحه اول