بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

گزارش اصغر کریمی رئیس هیئت دبیران حزب کمونیست کارگری به کنگره هفتم حزب

١٤ و ١٥ آذر ١٣٨٨ (٥ و ٦ دسامبر ٢٠٠٩)

 

گزارش سیاسی تشکیلاتی

 

سه ماه قبل از شروع انقلاب در ایران، تم برنامه های کانال جدید به مناسبت اول مه، فراخوان به تظاهرات سراسری علیه جمهوری اسلامی بود. دو ماه روزی چندین ساعت روی این تم بحث کردیم و فراخوان دادیم و با استقبال مردم مواجه شدیم. بزرگترین اول مه سی سال گذشته در ایران اتفاق افتاد که فضای بسیار متفاوتی را نشان میداد. نشان میداد که جامعه در آستانه تکانی جدی قرار دارد. در همین اثنا چند روز قبل از اول مه مقدمات اعدام دلارا دارابی را فراهم میکردند. کمپین فشرده کانال جدید علیه اعدام دلارا را شاید بتوان بزرگترین و توده ای ترین کمپین حزب نام برد. احساس میکردی کل جامعه بسیج شده و یکپارچه از خشم و نفرت علیه اعدام دلارا پر شده است. آنموقع گفتیم این یک رفراندم علیه مجازات اعدام بود اما مساله از این فراتر بود. جامعه داشت خود را برای حضور میلیونی در خیابانها آماده میکرد و ما بدرست به استقبال این شرایط رفته بودیم. هرچند وقوع انقلاب آنهم به این شکل را کسی نمیتوانست پیشبینی کند.

 

شش هفته بعد از اول مه، خیزش توده ای و میلیونی مردم شروع شد. همه قطعنامه ها و تحلیل های چند سال اخیر حزب مبنی بر اینکه سیر محتمل اوضاع ایران انقلاب علیه جمهوری اسلامی است،  حقانیت خود را در خیابان اثبات میکرد. تظاهرات توده ای و به خیابان ریختن و قصد سرنگون کردن رژیم که خیلی ها در توان خود نمی دیدند، یکباره برای مردم عملی شده بود. جایگاه حزب را باید اینجا دید. ما بخشی از این انقلاب بودیم. در ساختن آن سهیم بودیم. تنها حزبی بودیم که قطعنامه هایمان را پلنوم پشت پلنوم و کنگره بعد از کنگره تصویب کرده بودیم و برایش جنگیده بودیم. بعنوان تنها حزب سیاسی از جنبش سرنگونی دفاع کرده بودیم. در مقابل جنبش های دیگر اعم از جنبش اصلاح رژیم و رژیم چنج و بحران مرزی و انقلاب مخملی و دخالت نظامی قاطعانه ایستاده بودیم و در عقب راندن آنها سهیم بودیم. شخصیت هائی که رسانه های دست راستی غرب به خورد مردم میدادند را افشا کرده بودیم، اهدافشان را جلو چشم مردم گرفته بودیم و گفته بودیم قبول نمیکنیم.

 

انقلاب تحولی زیر و روکننده در رابطه مردم با حزب ایجاد کرد. روی آوری به حزب با شروع کار کانال جدید در هاتبرد وسعت گرفته بود اما این پیش درآمد روی آوری گسترده تر بدنبال انقلاب بود. انقلاب همان چیزی بود که حزب مدام ضرورتش را گفته بود و جامعه ای که فقط آنرا از زبان رهبران و فعالین حزب شنیده بود، طبیعی بود که به آن اعتماد کند و به آن روی بیاورد. در خارج کشور هم همین اتفاق در ابعادی محدودتر افتاد.

 

قبل از اینکه به عرصه های مشخص فعالیت وارد شوم میخواهم یک حقیقت مهم را اینجا تاکید کنم: ما یک پای ساختن این انقلاب و رادیکالیسم و آزادیخواهی و مدرنیسم آن و اعبتار اجتماعی بخشیدن به کمونیسم کارگری و ایده های انسانی آن بوده ایم، قطب چپ و آزادیخواهی جامعه را نمایندگی کردیم، به آن هویت سیاسی و حزبی دادیم و علیرغم همه ایرادات و ضعف های ما که کم هم نیست و علیرغم اینکه خیلی فرصت ها را سوزانده ایم، به نقش خود با تمام وجود افتخار میکنیم و اقدامات تاکنونی را سکوی پرش های بزرگتر میکنیم.

 

احزاب سیاسی معمولا در دوره های انقلابی و یا با حضور موثر و قرار گرفتن در رهبری جنبش های اجتماعی، مهر خود را به یک دوره از تحولات میکوبند و به احزابی اجتماعی و توده ای تبدیل میشوند. حزب کمونیست کارگری به جرات میتوان گفت در دو سه سال گذشته چنین نقشی ایفا کرده است. جنبش های اعتراضی مهمی در جامعه جریان داشته و یا به کمک خود حزب شکل گرفته، حزب با آنها جوش خورده و خود به نیروئی اجتماعی بدل شده است. این دوره باشکوه ترین دوره حیات حزب بوده است.

 

انقلاب جاری و سیاست حزب:

تیزترین موضعگیری حزب در این دوره، در برخورد به خیزش انقلابی ماههای گذشته بود. برخورد حزب به این جنبش منحصر به فرد بود. در مقابل جریاناتی که خیزش آزادیخواهانه مردم را به انتخابات نسبت دادند و گفتند اعتراضات برای جامعه مدنی است و مردم اصلاح رژیم را میخواهند، آنها که تلاش کردند ناسیونالیسم گندیده ایرانی را به آن قالب کنند، آنها که گفتند هدف بازگشت به دوره خمینی و احیای قانون اساسی است و یا چپ هپروتی که مبارزه عادلانه مردم را طرد کرد و میلیونها انسان آزادیخواه را طرفدار جناحی از رژیم خواند و یا چپی که با هزار تردید و ناروشنی سراغ آن رفت، حزب خیال همه را راحت کرد و آنرا بعنوان انقلاب آزادیخواهانه و حق طلبانه مردم به رسمیت شناخت و قاطعانه از آن دفاع کرد. ما زمین لرزه های قبلش را دیده بودیم و با تمام قوا برای رهبری آن خیز برداشتیم. گفتیم این فوران خشم فروخفته مردم است. اعتراض به حکومت آخوند و مذهب و اعدام و زندان و شکنجه و آپارتاید و نابرابری و فقر و محرومیت اکثریت عظیم و آیت اله های میلیاردر و فساد و جنایت است، انقلابی زنانه است، انقلاب نسل جوان برای آزادی و خلاصی فرهنگی است، انقلاب کارگر علیه ستم و استثمار و بیکاری و فلاکت است،علیه اعتیاد و تن فروشی و کل منجلاب اسلامی و در یک کلام انقلابی انسانی برای حکومتی انسانی است. این اساس سیاست حزب بود. میلیونها نفر زن و جوان و انسانی که برای سرنگونی این حکومت به میدان آمده بودند را به موسوی و کروبی تحویل ندادیم. گفتیم انقلاب مال ما است. طول بکشد یا نکشد، شکست بخورد یا پیروز شود، مال ما است. و خوشبختانه اکثر قریب به اتفاق محافل کمونیست و چپ، کارگری و دانشجوئی و فعالین حقوق زن و غیره در آن شرکت کردند و جهت درستی اتخاذ کردند.

 

ما بسیار خلاق، مسئولانه و هوشیارانه به این جنبش نگاه کردیم و خودمان را قوی تر کردیم. توازن قوا را تشخیص دادیم و گفتیم مردم از شکاف های بالا استفاده میکنند. گفتیم به سرعت از شعارهای اولیه و از این شخصیت ها و از این مراحل عبور میکنند و همینطور هم شد. موسوی و کروبی مردم را به مسجد و امامزاده و شعارهای مذهبی فراخوان میدادند و ما مردم را برحذر میداشتیم و به حضور در خیابان با شعارها و مطالبات آزادیخواهانه فراخوان میدادیم. ما انگیزه های مردم از این مبارزه را مدام تبیین میکردیم و خواست های واقعی مردم را مدام تبلیغ میکردیم. در لحظه به لحظه انقلاب شرکت کردیم و همه تلاشمان را برای رهبری آن به عمل آوردیم. خواستهای دهگانه مردم را فرموله کردیم و فضا را به نفع رادیکالیزم قطبی کردیم. این جوهر سیاست کمونیستی ما بود. گفتیم این شکاف به سادگی حل نمیشود و فرجه خوبی برای پیشروی مردم فراهم شده است. همینجا لازم است اشاره کنم که حمید تقوائی در تبیین روشن از این مبارزه و در تدوین و تدقیق تحلیل حزب شجاعانه ایستاد و نقش برجسته ای ایفا کرد.

 

کانال جدید:

در کنگره شش تصمیم گرفتیم به هات برد برویم. ٨ هفته طول کشید که روی ایر رفتیم. تردید بخاطر هزینه آن به لطف کمک بیدریغ کادرها، اعضا و دوستداران و بتدریج علاقمندان کانال جدید، رفع شد. بیش از یک میلیون دلار از طریق کمک مالی و وام توسط تعدادی از رفقا و فروش برنامه، تامین شد. بدلیل نقشی که پیدا کرد روز ٢٩ ژوئیه امسال تحت فشار جمهوری اسلامی بسته شد. بعد از سه ماه از طریق کمپانی دیگری برنامه ها را شروع کردیم، اما سه هفته بیشتر طول نکشید و قطع شد. و اکنون نیز مشغول مذاکره با کمپانی های دیگر برای راه اندازی مجدد آن هستیم. مجموعا دو سال و یک ماه کانال جدید ٢٤ ساعته از هاتبرد پخش شد.

 

تاثیرات کانال جدید بر جامعه برای هیچکس پوشیده نیست. چه برای جمهوری اسلامی که نیروی زیادی صرف خنثی کردن آن میکرد و چه برای توده های مردم. جامعه خیلی سریع نشان داد که به این کانال نیاز دارد و به گرمی از آن استقبال میکند. موقعیکه پس از ٩ ماه برنامه های زنده کانال جدید شروع شد، معلوم شد که به یک رسانه توده ای تبدیل شده است. برنامه های زنده نیز فاز دیگری موقعیت آنرا تغییر داد.

 

ما نوع تازه ای از تبلیغ را سازمان دادیم و پیشرفت محسوسی در تبلیغات ما بوجود آمد. تا آن زمان با این سطح از مخاطب مواجه نبودیم. باید به یک مخاطب میلیونی پاسخ میدادیم و در این کار موفق بودیم. موفقیت چشمگیر ما بخاطر رادیکالیسم و همینطور شیوه تبلیغ ما بود. ساده و زمینی، اما عمیق و کمونیستی، مربوط به زندگی و مشغله های توده وسیع مردم. در نتیجه زبان ما، نحوه استدلال، برخورد به مخالفین، انتخاب سوژه و پاسخ به سوالات مردم با گذشته ما تفاوت داشت. این یک پیشروی در یکی از مهمترین عرصه های فعالیت کمونیستی یعنی تبلیغ و آژیتاسیون بود که باید آنرا بیشتر تئوریزه کرد. ایراد و نادقیقی هم با توجه به ساعتها بحث شفاهی و موضوعات بسیار متنوع کم نبود، گاهی کلیشه ای بود، گاهی دقیق نبود، اما نگران آن نبودیم حرکت میکردیم و ایرادات راهم رفع میکردیم.

 

آژیتاسیون ها به دل مردم مینشست و آنها را ساعتهای طولانی پای برنامه ها میکشاند. کاملا روشن بود که توده وسیعی از مردم ساعات زیادی از روز پای برنامه های متنوع کانال جدیدند و مبلغ آن شده اند. بعد از چند ماه محسوس بود که نحوه حرف زدن بینندگان عوض شده است. میشد تشخیص داد که چه تعداد آژیتاتور سوسیالیست در میان مردم شکل گرفته است. طیف های مختلف از پیر و جوان، کارگران، زنان تا جانبازان و معتادان، از دانشجویان و استادان دانشگاه تا پزشکان و غیره جزو بینندگان برنامه ها بودند. بتدریج زنان در برنامه ها شروع به اظهار نظر بیشتر کردند و چهره برنامه ها زنانه شد.

 

تا این تاریخ جریانات راست کانال های اصلی رسانه ای را در انحصار خود داشتند اما پس از یکسال از شروع کار یعنی از تابستان ٢٠٠٨ این مساله به نفع ما تغییر کرد.

 

با شروع انقلاب، کانال جدید یک فاز دیگر جلو رفت. نفوذ سیاسی اش بیشتر شد، بینندگانش بویژه در اروپا زیادتر شد و احترام به حزب افزایش یافت. یک شاخص این پیشرفت گسترش تصاعدی کمک مالی در ماههای آخر بود.

 

کانال جدید صرفا رسانه نبود. نقش بسیج کننده و سازمانده داشت. به کمک این کانال چند هزار نفر در این فاصله عضو حزب شدند. ابزاری برای شکل دادن به یک کمونیسم اجتماعی و دخالتگر بود، مبلغان و کمونیست های پرشوری تربیت کرد که میامدند جواب دیگران را میدادند و از حزب دفاع میکردند. شکل گیری یک حزب بزرگ را میشد از این کانال دنبال کرد.

 

عليه اعدام

بزرگترین کمپین سیاسی حزب علیه مجازات اعدام و احکام اعدام بود. در فاصله دو کنگره خواست لغو مجازات اعدام در ایران به یک خواست عمومی و توده ای تبدیل شد و حزب نقش تعیین کننده ای در این زمینه داشت. نفرت مردم علیه اعدام بهترین دریچه برای دیدن تغییرات زیر و رو کننده ای است که در قلب و مغز جامعه ایران شکل گرفته است. اعدام یک ستون جمهوری اسلامی است و مبارزه با اعدام نیز یک ستون فعالیت حزب و یک ستون لرزاندن حکومت اسلامی است. در کنگره ششم از این عرصه بعنوان شاهکار فعالیت حزب صحبت کردیم و اینبار نیز همین را باید بگوئیم. با این تفاوت که اینبار با وجود کانال جدید ابعاد مقابله ما با اعدام و تاثیرگذاری ما بر جامعه قابل مقایسه با دوره های قبل نبوده است. ابتدا کم نبودند کسانی که از اعدام دفاع میکردند، بتدریج از اعدامها بطور مشروط دفاع میکردند و در ماههای اخیر و بویژه در جریان و بعد از اعدام فاطمه حقیقت پژوه و دلارا دارابی، یکپارچه و صریح علیه اعدام موضع گرفتند. دو کمپین علیه اعدام فاطمه حقيقت پژوه و دلارا دارابي٬ كه از طريق کانال جدید روزانه و حتي لحظه به لحظه پيگيري ميشد٬ در ابعادی عظیم آرای جامعه را نسبت به اعدام عوض کرد. در واقع رفراندمی علیه مجازات اعدام صورت گرفت. امروز در ايران هيچ سازمان و نهاد و حزبي جرات نميكند از اعدام دفاع كند.

 

نقش حزب و کانال جدید و فعالیت های کمیته بین المللی علیه اعدام و فعالیت های مینا احدی را هیچ انسان منصفی نمیتواند منکر شود. جامعه ایران امروز یک جامعه ضداعدام است، ما در ایجاد این فضا سهم خاصی داشتیم و این مایه افتخار همه ما در حزب کمونیست کارگری است. این یک جنبش واقعی و بسیار انساندوستانه، سیاسی، سرنگونی طلبانه و سوسیالیستی است و حزب قلب آن است. اگر پرسیده میشود حزب در داخل کشور کجا است، جنبش علیه اعدام را نشان میدهیم. و توصیه میکنیم که چند برنامه علیه اعدام دلارا را از آرشیو نگاه کنند تا ببینند جامعه کجا است و حزب کجای جامعه است.

در سطح بین المللی نیز در این زمینه تاثیرات محسوسی داشتیم. کار بین المللی ما نیز دو وجه مهم داشت بسیج مردم آزادیخواه در خیابان و جلسات و میتینگها و همزمان کار لابی ایستی و فشار به دولتهای غربی برای محکوم کردن و تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی. اکنون عبارت اعدام قتل عمد دولتی است بدرجات زیادی از برخی سازمانها و فعالین علیه اعدام شنیده میشود.

 

فعالیت علیه مذهب:

یک وجه هرروزه و بسیار فشرده فعالیت ها و تبلیغات ما کوبیدن مذهب و دخالت آن در زندگی مردم بوده است. به دلیل حاکمیت یک حکومت اسلامی در ایران و سد و مانع مذهب در هر مبارزه کوچک و بزرگی، باید با مذهب درمی افتادیم و ما با افتخار اینکار را انجام داده ایم. تبلیغات ما در این زمینه رادیکال و همه جانبه بود و با استقبال وسیع و پرشور جامعه همراه بود.

 

تم های چندین برنامه مستقیم ما در کانال جدید تحت عنوان حکومت مذهبی نمیخواهیم نشان داد که چگونه تبلیغات یکصد ساله دشمنان مردم و دشمنان کمونیسم را به میزان زیادی خنثی و به ضد خودش تبدیل کرده ایم. از خلال تبلیغات سیاسی علیه مذهب، ماهیت طبقاتی مذهب را به مردم نشان دادیم و مردم بیشتری را با خود همراه کردیم. برنامه های ویژه ما علیه حکومت مذهبی یک رفراندم واقعی و مهم علیه مذهب و دخالتش در حکومت بود که در جلو چشم همه و در شرایطی که حکومت اسلامی حاکم است عملی شد.

 

ما نه تنها جنبش و روحیه ضدمذهبی مردم را نمایندگی کردیم و عمق و وسعت بیشتری به آن دادیم بلکه اعتماد مردم هنوز آغشته به مذهب را نیز به خود جلب کردیم و از اینطریق مذهب خیلی از آنها را هم گرفتیم. مردم شریف زیادی که اعتقادات مذهبی دارند بیننده ما بودند، از نظر طبقاتی خود را در کنار ما میدیدند، انساندوستی و آزادیخواهی ما را میدیدند و تبلیغات ما آنها را به سمت ما کشاند. این یک عرصه بسیار مهم مبارزه ما بود. جنبش ضدمذهبی یک ستون بزرگ انقلاب را تشکیل میدهد. و ما یک پای قدرتمند و شاخص آن بودیم.

 

آژیتاسیون سوسیالیستی :

ما فعالیت علیه بیحقوقی ها و ستم و نابرابری در عرصه های مختلف را به دو عرصه دمکراتیک و سوسیالیستی تقسیم بندی نمیکنیم و به این تقسیم بندی قائل نیستیم. در همه این عرصه ها تبلیغات ما سوسیالیستی، ضدسرمایه داری و عمیقا انسانی است. چه آنجا که علیه فقر و بیکاری و استثمار صحبت میکنیم، چه آنجا که علیه اعدام یا بیحقوقی زن، علیه مذهب و حکومت مذهبی یا علیه زندان و شکنجه، بیحقوقی کودک یا اعتیاد یا تن فروشی، و یا آنجا که درمورد سیستم قضائی و نیروهای سرکوب صحبت میکنیم، مضمون و ماهیتی عمیقا سوسیالیستی را تبلیغ میکنیم و ریشه های طبقاتی آنرا میشکافیم. اینها همه عرصه های مبارزه مردم با حکومت است و در خلال این تبلیغات که مانند جنگی هرروزه درگیر آن بودیم، آگاهی طبقاتی کارگران و توده های مردم را بالا بردیم. توده های مردم در جریان مبارزه سیاسی است که در مقیاسی ماکرو و در صورت وجود یک حزب کمونیستی که به آنها دسترسی داشته باشد آگاهی طبقاتی شان افزایش می یابد و این فاکتورها همه در ایران موجود بوده است. نه فقط از ٢٢ خرداد بلکه از قبل از آنهم مردم درگیر یک مبارزه گسترده با جمهوری اسلامی بودند. جامعه ایران جامعه آرامی نبود، در جدال با حکومت بود. از دختر و پسری که هرروز در خیابان درمقابل گله اوباش حکومت مقاومت میکردند تا کارگری که مدام دست به اعتصاب و اعتراض میزد یا معلم و دانشجوئی که اعتصاب و اعتراض میکرد و بطور کلی توده های مردم که به اشکال مختلف و کمتر نهان و بیشتر آشکار علیه حکومت و کل این وضعیت انزجارشان را نشان میدادند، این آمادگی را هم داشتند که نقد سوسیالیستی به این اوضاع را بپذیرند و ما در خلال همین مبارزه و با شرکت در همین جبهه های جنگ مردم با جمهوری اسلامی نقد سوسیالیستی خود را اشاعه دادیم. نه به شکل ایدئولوژیک بلکه سیاسی، نه به شکل تجریدی بلکه بر متن مبارزه داغ مردم در عرصه های مختلف اینکار را کردیم و به همین دلیل از موفقیت زیادی برخوردار بودیم. همین ها، کانال جدید و حزب را به جریانی مورد علاقه عموم مردم تبدیل کرد. مردم متوجه انساندوستی و آزادیخواهی عمیق، راه حل های واقعبینانه، سازش ناپذیری و حقانیت حزب را شدند، تفاوت ما را با دیگران دیدند و خیلی ها از جریانات دیگر کنده شدند و به ما نزدیک شدند. ما راه را برای فعالیت سوسیالیستی بسیار هموارتر کردیم. کمونیسم را خوشنام و حزب را به یک نیروی بزرگی تبدیل کردیم.

 

 

تشکیلات حزب در داخل کشور:

در شرایطی که یک حکومت سرکوبگر سر کار است، بسیار دشوار است عرض و طول تشکیلات داخل کشور حزب را تشخیص داد. حتی برای دست اندرکاران کمیته سازمانده، تشخیص دقیق عملی نیست. در گزارش مربوط به کانال جدید اشاره کردم که چگونه شکل گیری یک حزب توده ای را میشد از برنامه های پخش مستقیم مشاهده کرد. علیه اعدام، علیه مذهب و حکومت مذهبی، در بحث حقوق زن، علیه اعتیاد و تن فروشی و در برنامه های مختلف دیگر کمونیست های دوآتشه زیادی خودشان را نشان میدادند. میشد دید که چگونه توسعه پیدا میکند. چگونه نسبت به مواضع حزب و یک دنیای بهتر فرموله میشود و جواب دیگران را میدهد و در واقع به کمک یک ابزار حزب و جامعه ای، حزب بزرگی شکل گرفت که دامنه اش از روستاهای کرمان و چهارمحال تا تهران و خراسان و آذربایجان و کردستان و سراسر کشور گسترده بود.

 

تشکیلات حزب در داخل عبارت است از تعداد زیادی محفل و جمع و شبکه که در عرصه های مختلف مشغول فعالیتند. در زمینه حقوق کودک، حقوق زن، در دانشگاهها و بویژه در محیط های کارگری و اعتراضات کارگری و در تظاهرات های خیابانی. گزارش آماری کمیته سازمانده حزب، گوشه دیگری از موقعیت تشکیلات داخل را نشان میدهد. طبق گزارش کمیته سازمانده، در فاصله دو کنگره بیش از ١٠١٠ جمع کوچک و بزرگ تقاضای عضویت کردند که بدلیل شرایط خفقان، عرض و طول این جمعها بدقت روشن نیست. شاید چند مثال، تصویری از این مساله بدهد. همین هفته قبل یک جمع به آمار کمیته سازمانده اضافه شد. آنها را دورادور میشناختیم اما تماسی با آنها نداشتیم. با دو کادر خوب از این جمع صحبت کردیم. گفتند ٧٠، ٨٠ خانواده هستیم که در تعدادی جمع های کوچکتر مطالعه میکنیم و بر سر مسائل مربوط به کمونیسم و مذهب و زن و انقلاب بحث میکنیم و با هم در تظاهرات ها شرکت میکنیم و شعارها را رادیکال میکنیم و درمقابل شعارهای نادرست می ایستیم. این یکی از جمعها است. سایر جمعها هم از دو و سه تا ٣٠ و ٤٠ و ٥٠ و بعضا بیشتر گزارش شده است. بعضا از طریق رفقائی که به خارج میایند تصویر ما از جمعها و فعالیت آنها روشن تر میشود. یکی از کادرهای حزب در تابستان امسال در گزارشی اطلاع داد در سفری که به یکی از استان های کشور داشتم حدود صد رفیق حزبی را در چند شهر برای اولین بار ملاقات کردم همه با روحیه خیلی بالا و بدون اینکه ترسی داشته باشند درمورد حزب بحث میکردند. تعدادی هم اطراف هرکدام از آنها بود. رفیقی میگوید اینقدر آدم دورمان جمع شده که نمیدانیم چگونه آنها را سازمان بدهیم. جمع های زیادی هستند که جاهائی سر و کله شان پیدا میشود میبینیم که مثلا ٢٠ نفرند باهم برنامه ها را میبینند و بحث های داغی بین آنها جریان دارد اما تماسی با حزب ندارند. از این مثال ها زیاد است. کمیته سازمانده تصویر دقیقتری از تشکیلات دارد اما همانطور که اشاره کردم بدلایل امنیتی مجبورم سربسته توضیح بدهم.

 

بحث راهگشای حمید تقوائی در پلنوم ٣٠ در یکسال و نیم قبل، مبنی بر اینکه حزب را محور قرار دهیم و از مردم بخواهیم به حزب بپیوندند، جهشی در عضوگیری حزب به وجود آورد. از آن تاریخ تا کنون بطور متوسط ماهی ٦٠ جمع کوچک و بزرگ برای عضویت تماس گرفته اند. طبق این گزارشات، ٣٥ درصد مرتبطین تازه از تهران هستند و مجموعا در ١٦ استان جمع های حزبی با کمیته سازمانده ارتباط دارند. از دور افتاده ترین شهرها و حتی از دهات سیستان بلوچستان عضو شده اند. چند هزار نفری که در این ١٠١٠ جمع هستند کسر کوچکی از تشکیلات واقعی حزب در ایران هستند. در میان آنها از سمپاتهای دور تا کادرها و مبلغان و مروجین حزب حضور دارند. در مجموع آمارهای کمیته سازمانده و حمایت پرشور مردم از حزب و کمپین هایش در کانال جدید ضربدر شواهد و تحلیل ها است که تشکیلات داخل حزب را توصیف میکند.

 

رفقای داخل بسیار خوش بینند و روحیه بالائی دارند. درمورد کانال جدید خیلی جاها علنی بحث میشود و درمورد حزب نیز سریع اعتماد میکنند و بحث میکنند. گزارش رفقای داخل میگوید که کانال جدید راه را برای آنها هموار کرده و انقلاب ترسها را از بین برده است و آنها با موجی از روی آوری به حزب مواجهند.

 

بافت تشکیلات بسیار اجتماعی و متفاوت از گذشته است. بعضا اعضای یک خانواده یعنی پدر و مادر و فرزندان، یا چند خواهر و برادر با هم عضو میشوند. تعداد قابل توجهی از زنان

عضو حزب شده اند. از زنی که مورد تجاوز قرار گرفته تا مادر و دختری که با هم اعلامیه پخش میکنند و شعارنویسی میکنند، از کارگر کارخانه و کارگر بیکار تا دانشجو و معلم و پرستار و جانباز و جوان و زن و مرد، ترکیب اعضای جدید حزب را تشکیل میدهند. تعداد کسانی که خود را مسلمان و مذهبی میدانند و یا گرایش ناسیونالیستی دارند و عضو حزب شده اند هم کم نیست. البته ناسیونالیسم و مذهب در این طیف از رفقا نه عمق دارد نه ایدئولوژیک است. اینها اغلب کمونیست های دو آتشه ای هستند که این پوسته ها را به راحتی کنار میزنند.

 

نقطه ضعف بافت جدید حزب فقدان مطالعه و سابقه کار تشکیلاتی و حزبی است. نیاز به آموزش حیاتی شده و در ماههای اخیر تعدادی جمع مطالعاتی تشکیل شده است. برنامه حزب، کمونیسم و مذهب و مساله زن از جمله مباحث این جمع ها است.

 

تکثیر نشریات، اطلاعیه ها و  جزوات حزبی، تکثیر نوار سخنرانی ها و برنامه های تلویزیونی یک عرصه رو برشد فعالیت حزب در این دوره بوده است. از جمله جزوه این حزب شماست از منصور حکمت را قبلا یکی از جمع ها ١٢٠٠ نسخه و جمع دیگری کتاب کاپیتال ترجمه جمشید هادیان را در هزار نسخه تکثیر و پخش کرده است. یکی از جمع ها ده هزار نسخه از ده خواست فوری را تکثیر و پخش کرد.

 

کمبود کادر بویژه در بافت تازه حزب یک معضل جدی است. برخی از این جمع ها بخاطر نداشتن مروج و سازمانده بعد از مدتی وامیروند. روحیه شان بالا و پائین میرود. به این دلیل بعضا بی دوام هستند. تماسشان قطع میشود و بعد از چندماه دوباره سر و کله شان پیدا میشود. یک محور فعالیت ما ارتقای اعضائی است که زمینه کادر شدن دارند، تشویق آنها به مطالعه، رابطه نزدیک با آنها آنقدر که شرایط امنیتی اجازه میدهد، رفع گیر و گرفتها و ارتقاء فعالیت آنها. البته همانطور که اشاره کردم کانال جدید تعداد قابل توجهی سازمانده و مبلغ سوسیالیست و در واقع تعداد قابل توجهی کادر حزب پرورش داده است.

 

بافت تشکیلاتی که با کمیته سازمانده تماس دارد اساسا کارگری است و اساس فعالیتش در محیط های کارگری است. متاسفانه بدلایل امنیتی از اسامی مراکز کارگری، اعتصابات و اعتراضاتی که نقش مستقیم داشتیم، و سایر جنبه های این عرصه از فعالیت چیز زیادی اینجا نمیتوان گفت. یک مثال شاید بدرجاتی موقعیت ما را بیان کند. یکی از فرماندهان سرکوب در یکی از تجمعات اعتراضی یکی از کارخانه ها به کارگران میگوید دستمزدتان را بروید از شهلا دانشفر بگیرید.

 

در محیط های دانشجوئی در این دوره پیشرفت امیدبخشی را شاهد هستیم. در عرصه جنبش آزادی زن، نقش ملموسی داشتیم. به زنان اعتماد بنفس دادیم. مباحث زیادی را به درون خانواده ها بردیم. از هشت مارس امسال درصد زنانی که به کانال جدید زنگ میزنند جهش پیدا کرد و چهره کانال جدید زنانه شد. در جمعها و محافل حزبی، زن و مرد در جلسات شرکت میکنند و بحث میکنند و یک تم داغ در میان آنها حول مساله زن است. سیاست رادیکال و ضدمذهب حزب و وجود چهره های بین المللی و شناخته شده حزب در این زمینه، نقش مهمی ایفا کرده است. اما از نظر ایجاد کانون ها و تشکل های ویژه مساله زن و طرح مباحث مربوط به این عرصه در داخل موقعیت ضعیفی داریم، نیروی زیادی است که نه برایش نشریه ای داشته ایم و نه ابزارهای مناسبی را در دستورش گذاشته ایم. و این از زاویه تاثیر بر بخش فعال و پیشرو در این زمینه حیاتی است.

 

در برخورد به انقلاب، خیلی از رفقای ما پرشور شرکت کردند، شعارها را رادیکال تر کردند و مقابل هواداران رژیم و موسوی و اله اکبر ایستادند و مطالبات و شعارهای حزب را تبلیغ کردند. وجه دیگر کار ما سازماندهی تظاهرات در محلات و ایجاد هسته های محلی برای رهبری اعتراضات بود که در برخی محلات عملی شد و تاثیرات خوبی بر تداوم فضای اعتراضی گذاشت.

 

خلاصه کنم، نیروی زیادی دور حزب جمع شده است. جنب و جوش زیادی حول حزب در داخل جریان دارد و جنب و جوش زیادی برای فعالیت با حزب دیده میشود و عملا نوعی تمرکز در تشکیلات حزب در داخل ایجاد شده است. اما هنوز هم کسی را به کسی وصل نمیکنیم و تشکیلات خوشه ای درست نمیکنیم. اما خیلی از جمعها عملا به یک خوشه تبدیل شده اند. اخیرا پلاتفرمی را برای پاسخگوئی به این وضعیت تصویب کردیم که راهگشای تشکیلات داخل خواهد بود و یک قدم موثر آنرا به یک تشکیلات دارای تقسیم کار و ضبط و ربط دار نزدیک تر خواهد کرد.

 

اینجا جای صدها کادر و مبلغ و سازمانده حزب که نتوانستند در این نشست مهم شرکت کنند خالی است. متاسفانه مسائل امنیتی محدودیت زیادی به آنها تحمیل میکند. آنها نمیتوانند با اسم و رسم خود را به جامعه و به صفوف حزب معرفی کنند و به این خاطر حتی به خیلی از آنها برای نماینده شدن نتوانستیم رای بدهیم. اینها در جنبش کارگری، در میان جوانان، دانشجویان، زنان و معلمان و در دل جامعه حضور فعال دارند و کارهای ارزشمندی در شرایط پر از خطر به پیش میبرند. همینجا اجازه دهید از جانب حاضرین در کنگره از تک تک این رفقا صمیمانه قدردانی کنیم و آنها را در آغوش بگیریم.

 

فعالیت حزب در خارج کشور:

کافی است هر هفته و یا هرروز سری به سایت های حزب بزنید تا فعالیت بی وقفه تشکیلات خارج و کادرها و چهره ها و کمپینرهایش را در عرصه های مختلف و در کشورهای مختلف ببینید. علیه جمهوری اسلامی، علیه اسلام سیاسی، علیه اعدام، علیه بیحقوقی کارگران، علیه بیحقوقی زنان، علیه سازش دول غرب با جمهوری اسلامی و علیه رسانه هائی که دائما تصویر وارونه از اوضاع ایران به مردم میدهند، علیه حضور مقامات رژیم در خارج و در همبستگی و جلب حمایت افکار عمومی از مبارزه مردم ایران. این فعالیت ها توسط واحدهای حزب یا کمپین ها و نهادهائی که به ابتکار حزب ایجاد شده است و یا توسط چهره های سرشناس حزب به پیش میرود. از حضور هرساله در کنفرانس سازمان جهانی کار تا مقابله با حضور مقامات رژیم در خارج، از مقابله با اسلام سیاسی و قوانین شریعه تا فعالیت علیه اعدام، از شکایت به دادگاه لاهه تا جلب حمایت سازمانهای کارگری و مدافع حقوق انسان برای اعمال فشار به جمهوری اسلامی، از فعالیت لابی ایستی و غیره عرصه های متنوع فعالیت حزب در خارج را تشکیل میدهد.

 

از مقطع انقلاب تاکنون تشکیلات خارج کشور تحرک فوق العاده بیشتری از خود نشان داده است. حضور جنبش سرنگونی طلب و چپ انقلابی را در مقابل جنبش ها و احزاب و گرایشات سازشکار تقویت کرده است و یک پای ثابت و موثر در سازماندهی آکسیون های مختلف در شهرها و کشورهای مختلف، از جمله یک پای موثر اقدام مهم در اشغال سفارت سوئد بوده است. در ماههای گذشته روی آوری به حزب و عضویت در حزب سیر صعودی داشته و دهها نفر بویژه جوانان عضو حزب شده اند و زمینه ایجاد واحدهای تازه ای فراهم شده است. اما چندین برابر این تعداد  کسانی بودند که به حزب نزدیک شدند، اما ضعف ساختارهای حزبی، نداشتن پاتوق ها و مکانهائی برای گردهمائی و ضعف های دیگر سازمانی، بسیاری از این فرصت ها را برای جذب و ارتقای آنها از دست داد.

 

انتشارات حزب که برای مدتی نافعال شده بود به همت منصور فرزاد جزواتی را به چاپ رسانده است. بویژه با توجه به روی آوری بیشتر به حزب در ماههای گذشته و نیاز طیف جدید به شناخت بیشتر از حزب و کمونیسم کارگری، باید اهمیت بیشتری به فعال کردن انتشارات داد.

 

یک ضعف مهم تشکیلات فونکسیونی برای گردهمائی دائم اعضا و کادرها و دوستداران حزب است. پاتوق های حزب یکی از مهمترین ظروف حزب برای سر حال نگهداشتن واحد حزب و اعضای حزب، همفکری و هم جهتی و فعال نگهداشتن تشکیلات، رابطه مستمر با دوستان و هواداران حزب و به سوالات آنها جواب دادن و کتاب و نشریه به آنها دادن و ارتقاء آنها است.

راه و روش کار با جنبش های توده ای، و مسلط نبودن شیوه های کار مدرن یک ضعف دیگر تشکیلات ما در خارج کشور است و همین باعث سوختن بسیاری از فرصت ها برای قرار گرفتن در راس تظاهرات های توده ای در خارج کشور شده است.

 

همینجا باید به جنبه دیگری از فعالیت ارزشمند حزب و کادرهای حزب نیز اشاره کرد. در ایندوره مردمی که از ایران و ترکیه و هند و پاکستان تا کشورهای اروپائی به فدراسیون و عبداله اسدی و سایر مسئولین فدراسیون برای پیشرفت کار پناهندگی شان و دیپورت نشدن به ایران مراجعه میکنند بسیار بیشتر و متنوع تر شده است. تعداد زیادی در فاصله بین دو کنگره توسط رفقای ما از دیپورت به ایران نجات یافته اند. متاسفانه علیرغم نیاز به گسترش فعالیت فدراسیون در خیلی از کشورها، مراجعه و روی آوری زیاد و زمینه از همیشه آماده تری که وجود دارد، برخی واحدهای آن تضعیف شده یا از بین رفته است. حزب باید به این نهاد که به کار ارزشمند انسانی و سیاسی بزرگی مشغول است و به رشد و گسترش آن که برای نجات تعداد هرچه بیشتری از پناهندگان ایرانی بیش از هرزمان ضروری شده است صمیمانه کمک کند تا واحدهایش را بازسازی کند.

 

یک پیشرفت، یک تناقض:

دو مثال فعالیت حزب در آلمان و انگیس، هم پیشرفت مهمی را و هم تناقض بزرگی را در فعالیت تشکیلات خارج کشور حزب نشان میدهد. اینطور به نظر میرسد که فعالیت حزب در این دو کشور بسیار افت کرده است و از جهاتی هم این واقعیت دارد. اما از زوایای خاصی فعالیت و حضور حزب و سیاست هایش از تمام دوران فعالیت حزب بیشتر بوده است. در یکسال گذشته سه میتینگ، راهپیمائی و کنفرانس سطح بالا و مدرن در انگلیس توسط نهادهای مختلف به سرپرستی مریم نمازی سازمان داده شد که در هرکدام از آنها صدها نفر و از جمله بزرگترین نهادهای سکولار و انساندوست و سرشناس ترین چهره های سکولار و مدافع حقوق انسان شرکت کردند، چیزی که در فعالیت ما دیده نمیشد. حضور ما در رسانه های انگلیس و رابطه ما با شخصیت ها و سازمانها و نهادهای مدافع سکولاریسم و حقوق انسان و غیره قابل مقایسه با هیچ دوره از فعالیت حزب نبوده است. اکنون چهار ماه است که در مرکز شهر لندن همبستگی با مردم ایران انجام میشود یعنی ١٢٥ روز پیوسته فعالینی حزبی و غیر حزبی یکی از پلاتفرمهای حزب را در خیابان عملی کرده اند که اینهم سابقه نداشته است. این سبک و روش جدیدی را مقابل حزب قرار داده است. در آلمان نیز فعالیت هائی که توسط مینا احدی انجام میشود از سخنرانی ها و حضور در رسانه ها تا رابطه محکمی که با بسیاری از شخصیت های چپ و سرشناس و نهادها و سازمانهای ضدمذهب و انساندوست و غیره ایجاد شده است، با تمام ٢٠ سال قبل آن قابل مقایسه نیست. مینا احدی و مریم نمازی را همه این نهادها و رسانه ها بعنوان کمونیست و عضو دفتر سیاسی حزب میشناسند و روز به روز استقبال بیشتری از آنها میکنند. این فعالیت ها مستقیما حزبی نیست اما مکانیزم اجتماعی و کانال اصلی بسیج توده ای افکار عمومی در حمایت از مردم ایران و علیه جنبش ها و گرایشات دیگر است. بعلاوه حجم زیادی تبلیغات سوسیالیستی حول مسئل مختلف روی نگرش خیلی از شخصیت ها و نهادهای سکولار و اومانیست تاثیر گذاشته و از این مجرا دید آنها نسبت به کمونیسم ما عوض شده است. علیرغم این هنوز این فعالیت ها به عنوان فعالیت حزب به رسمیت شناخته نمیشود. رابطه واحدهای حزب با این نوع فعالیت ها و رابطه مسئولین این فعالیت ها با واحدها و رهبری حزب باید روشن تر تعریف شود.

 

فعالیت حزب در سطح بین المللی:

با شروع انقلاب موج همبستگی جهانی با مردم ایران جهشی عظیم کرد و مساله ایران که قبل تر با مسائلی مثل اتمی و تروریسم و خاور میانه و حداکثر حقوق بشر تداعی میشد امروز با مبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی و زندان و شکنجه و تجاوز تداعی میشود. ذهنیت افکار عمومی به تصويري كه ما سالها برایش تلاش میکرديم نزدیک شده است. هرجا نهادهای نزدیک به حزب و چهره های شناخته شده حزب کمپینی سازمان داده اند، تعداد قابل توجهی از سکولارها و روشنفکران شناخته شده اومانیست و آتئیست و فعالین نهادها و سازمانهای مدافع حقوق انسان با آنها همراهی كرده و عليه دخالت مذهب و اسلام سياسي در زندگي مردم حرف زده اند و خود نیز رادیکال تر شده اند. ما در آستانه جهش بزرگی از بسیج افکار عمومی در همبستگی با مبارزه مردم ایران و پیگیری سیاست های حزب مبنی بر انزوای بین المللی رژیم، بستن سفارتها و مراکز رژیم در خارج، افشای لابی ها و چهره های دو خردادی و رسانه ها و احزاب و دولی که آنها را لانسه میکنند و مقابله با اسلام سیاسی، قرار گرفته ایم. وقت ایجاد نهادهای بزرگ با مشارکت مردم شریف این کشورها و وقت کمپین های قدرتمند و همبستگی های بزرگ و توده ای فرارسیده است. ما نسبت به جنبش های دیگر درموقعیت خوبی هستیم اما احتیاج به نقشه و ظرف های مناسب و تعریف شده داریم. از جمله، کمپین ها و نهادهای مختلف نزدیک به حزب باید سیاست متمرکزی را حول شکل دادن به جنبش همبستگی با مردم ایران به پیش ببرند. از نظر سبک کار، کمپین های سیاسی تبلیغی باید جای خود را به مجموعه ای از کمپین سیاسی و اقدامات سازمانگرانه، به درگیر کردن و دخالت دادن و فعال کردن تعداد زیادی از علاقمندان به همبستگی با مردم ایران و ایجاد نهاد و سازمان بدهد. در این زمینه نقش چهره هائی که پیشقدم این فعالیت ها بشوند تعیین کننده است.

 

در ماههای اخیر سوالات زیادی حول مسائل ایران و راه حل و آلترناتیو درمقابل رفقای ما گذاشته میشود. این راه را برای بحث مستقیم درمورد قدرت سیاسی و ضرورت حمایت از حزب و سیاست ها و پلاتفرم های حزب فراهم میکند. شرایط ایران فضای خارج را به مساله سرنگونی جمهوری اسلامی و ضرورت حمایت از مبارزه مردم ایران و مساله قدرت سیاسی کشانده است. این موضوع مهمی است و حزب و کمیته ارتباطات بین المللی و چهره های شناخته شده حزب که در این عرصه فعالند باید به استقبال این شرایط بروند.

 

اینترنت:

نسل امروز نسل فیس بوک و تویتر است. حزب در این زمینه پیشرفت هائی کرده است اما کار زیادی هنوز در این زمینه نکرده ایم. حرفه ای تر کردن سایتها، استفاده بیشتر از فیس بوک، استفاده از تکنیک های پیشرفته تر و بسیج نیروی بیشتر و این کاری است که اساسا از نسل جوان ساخته است و نسل جوان را باید در این عرصه سازمان داد.

 

مالی:

بیش از یک میلیون و سیصد هزار دلار هزینه حزب و کانال جدید در فاصله دو کنگره بوده است. هیچکس باورش نمیشود که چطور از پس چنین هزینه ای برآمده ایم. جا دارد از تک تک دوستانی که از ایران و از خارج کشور از ده دلار و بیست یورو و صد کرون و پنجاه کرون تا ده و پانزده هزار یورو و دلار و هرچه توانستند در اختیار حزب گذاشتند و از تعداد قابل توجهی که تعهد پنجهزار دلاری و بیست هزار دلاری دادند و عملی کردند عمیقا قدردانی شود. اجازه بدهید از میان تعداد زیادی از رفقا از بهمن خانی و فرشته مرادی، مصطفی صابر، سیروس ارجمند و بهرام سروش بخاطر کمک های بسیار سخاوتمندانه شان اسم ببرم و تشکر کنم. همینطور از کمیته مالی حزب در سوئد و همکاران آن رفقا کاوش مهران، فریده آرمان، آذر پویا، حسن صالحی، افسانه وحدت، فاضل نادری، رزگار روشن، سیما بهاری، مهین علیپور و سوسن صابری بخاطر کار فشرده آنها برای تامین بخش قابل توجهی از هزینه های حزب قدردانی شود که اگر این منبع نبود کانال جدیدی دو سال دوام نمیاورد. و همینطور رفقائی که با گرفتن وام های قابل توجه که بعضا بهره آنرا هم خود به عهده گرفتند از جمله عباس محمدی، مصطفی صابر، محمد امیری، رحیم یزدانپرست، آذر پویا و هوشیار سروش و فریده آرمان، باید مورد قدردانی قرار گیرند که بدون آن کانال جدید شروع نمیشد.

چند نکته دیگر را هم لازم است اشاره کنم:

ماهی ٥٠ تا ٦٠ هزار دلار هزینه ماهانه برای حزبی با این وسعت، رقم بسیار پائینی است و این باعث میشود که زیر ظرفیت کار کند و سراغ خیلی از پروژه ها نرود.

نیروی بسیار کمی برای تامین مالی حزب سازمان داده شده است.

حق عضویت ها که یکی از منابع مالی حزب بوده است باید بسیار جدی گرفته شود. بخشی از حق عضویت ها وصول نمیشود و این باید جدی گرفته شود.

حزب به یک سازمان مالی بزرگ و جدی نیاز دارد و باید تعداد خیلی بیشتری از اعضا و کادرها را در این عرصه سازمان دهد.

 

ضعف ها و موانع:

قبل از اینکه به ضعف ها و انتقادات بپردازم، اشاره کنم که همانطور که متوجه شدید بدلیل ضیق وقت حتی نتوانستم به خیلی از فعالیت ها و ارگانهای حزب اشاره کنم. فعالیت های حزب بسیار متنوع و گسترده است و اینجا حتی اشاره به همه آنها هم ممکن نیست.

 

ضعف و ایراد در کار ما زیاد است. مهمترین ضعف ما در این دوره لنگ زدن در کار توده ای و ضعف در کار با جامعه بوده است. بعضا کتابی بودن، نرفتن به قسمت گود استخر و کار در صحنه وسیع سیاست، قرار نگرفتن در موضع نماینده سیاسی مردم ایران و دولت آتی، باور نکردن به این انقلاب و اینکه شروع این انقلاب یعنی موسم تعرض و نیرو گیری ما است و در همین راستا عروج تعداد قابل توجهی از چهره های حزب، قلم زدن و سخنرانی کردن و جواب این و آنرا دادن و در سطح بین المللی نمایندگی این انقلاب را کردن و در داخل با توجه به محدودیت های امنیتی به اشکال دیگری در این اشل ظاهر شدن. ظرفیت ما بسیار بیش از این بود و حزب را باید بسیار بیش از این میساختیم.

 

در گزارش به کنگره قبل بر چند ضعف مهم و بر چند محور فعالیت برای دور آتی تاکید شد: ضرورت نقد پیگیر و دائمی جنبش ها و جریانات و گرایشات مختلف، پرورش کادر در سطوح مختلف و از جمله در سطح رهبری و شریک کردن تعداد هرچه بیشتری از کادرهای حزب در هدایت روزمره فعالیت مرکزی حزب، بازبینی سیاست تشکیلاتی در داخل برای رشد سریعتر حزب و اختصاص نیروی بیشتر به کمیته های سازمانده، کردستان و جوانان، مالی و تلویزیون.

 

در این زمینه در حالیکه در برخی زمینه ها بهبود نسبی داشته ایم، برخی ضعف ها هنوز دست نخورده باقی مانده است. در زمینه نقد روزمره جریانات و احزاب و خط و خطوط سایر جریانات اپوزیسیون بهبود چشمگیری در فعالیت حزب ایجاد شده است، اما هنوز نباید احساس رضایت کنیم. این همانطور که بارها تاکید شده بر پیشرفت حزب در زمینه کادرپروری هم تاثیر مستقیم دارد. افکار و عقاید عقب مانده در میان مردم نسبت به اعدام، مذهب، سنت ها و اخلاقیات مردسالار و ضدزن و رفتار عقب مانده نسبت به کودکان را نقد کرده ایم و در مقیاسی اجتماعی تغییراتی ایجاد کرده ایم. در برخورد به انقلاب ما خط و سیاست منحصر به فرد خود را داشتیم و متناسب با این کم و بیش جریانات مقابل و منقد خود را و قبل از همه جریانات اصلاح طلب حکومتی را در ابعادی اجتماعی نقد کردیم و خودمان را در مقابل آنها در بعدی اجتماعی تقویت کردیم. این البته مطلقا به معنی رضایت در این عرصه نیست.

 

پرورش کادر، هم به دیدگاه سازمانگرانه حزب بستگی دارد از جمله پروژه و مسئولیت سپردن به کادرها، دیدن دائم ظرفیت ها و ارتقای آنها و تقویت این دیدگاه در تمام سطوح حزب، تماس فشرده با کادرها و آموزش و غیره و هم به باز کردن دائم جبهه های مبارزه سیاسی نظری علیه جنبش ها و جریانات مختلف. همینطور رهبری حزب دائما باید با برخوردی نقادانه به کار حزب در عرصه های مختلف به کادرها افق بدهد و آنها را برای حل معضلات بسیج کند. ضعف ها را باید مدام دید و با برخوردی نقادانه برجسته کرد تا حلش کرد. این در کار ما بطور ناموجهی کمرنگ است.

 

نکته مهم دیگر دوز سازمانگری کم در نگرش پراتیکی ما در اکثر عرصه های فعالیت است که ادامه کاری، رشد و گسترش فعالیت های حزب و کادر پروری را ضعیف میکند. در واحدهای حزب، در نهادهای نزدیک به حزب و در کار و فعالیت روزمره کمپینرهای حزب روحیه سازمان دادن ضعیف است. نه تنها اعضای حزب بلکه مردم زیادی پیرامون ما هستند که حاضرند در عرصه ای سازمان داده شوند و شروع به کار کنند و گوشه ای از اهداف و سیاست های حزب را به پیش ببرند. ظرف نمیسازیم و برنامه ای برای جذب و سازمان دادن مردم نداریم. البته جاهائی و بدرجاتی بر این ضعف غلبه کرده ایم اما این نه همه جانبه بوده است و نه روحیه حاکم بر همه عرصه ها چنین است.

 

در حال حاضر در عرصه های مختلف احتیاج به کادرهائی داریم که بلافاصله در فردای کنگره فعالیت ها را توسعه دهیم. سایتهای ما درجا زده اند و نیرو میخواهند، در عرصه بین المللی، در مقابل اسلام سیاسی و در جلب همبستگی با مبارزه مردم ایران، در زمینه ترجمه، کمپین علیه اعدام، فدراسیون، مالی، انتشارات، تبلیغات کتبی، تلویزیون، کمیته سازمانده حزب در ایران، تشکیلات خارج کشور در سطح رهبری و در سطح کشورها و شهرها، در نوشتن و نقد هرروزه جنبش ها و جریانات مختلف، باید دهها کادر حزب قدم جلو بگذارند و بسرعت جای خود را پیدا کنند. یک حزب محکم و منضبط با مکانیزم های جا افتاده نیاز حیاتی ما است. و کادرها باید برای رفع این موانع و این کمبودها شریک و هم افق شوند تا این فاز بسرعت پشت سر گذاشته شود.

 

حضور قدرتمند حزب در این دوره یک حقیقت مهم را هم به همه نشان داد و آن حزب و حزبیت است. بدون حزب نه اینهمه فعالیت ممکن بود، نه خط و افق و قطعنامه دادن و تدقیق مباحث امکانپذیر، نه حضور فعال آکسیونی، نه از پول، نه از کانال جدید و نه دخالتگری در عرصه های مختلف مبارزه. برای هر کمونیست و انسان شریفی که رسالتی برای خود قائل است ارزش حزب و سازمان بیشتر خود را نشان داد و برای ما کادرها و اعضای حزب این دوره باید الهام بخش دست بالا کردن و مسئولیت گرفتن و ساختن ارگانهای مختلف حزب برای یک فعالیت بسیار قدرتمندتر در همه زمینه ها باشد.

 

بعنوان یک جمعبندی:

علیرغم هر نارضایتی ما از پیشرفت کارها، فعالیت های حزب کمونیست کارگری برای تک تک اعضا، کادرها و دوستداران این حزب غرورانگیز است. به تک تک فعالین حزب، اعضا و کادرهای حزب، که در شهرهای ایران برای تقویت حزب تلاش کرده اند، فعالیتی را سازمان داده اند، کتابی چاپ و پخش کرده اند یا عضو جدیدی به حزب جذب کرده اند، خبرنگاری کرده و یا پلاتفرم های حزب را عملی کرده اند، شعاری نوشته اند یا اعلامیه ای پخش کرده اند و تک تک فعالین حزب در خارج کشور که مدام در این خیابان و آن خیابان و یا این میتینگ و آن میتینگ مشغول فعالیت بوده اند، کمپینی را پیش برده اند، سایتی را اداره کرده اند، کلیپی ساخته اند، چیزی ترجمه کرده اند، جزوه ای چاپ کرده اند، پاتوقی راه انداخته اند، پولی برای حزب درآورده اند، جواب کسی را داده اند، استودیوهائی را اداره کرده اند و یا در هر عرصه ای و به هر درجه ای تلاش کرده اند، باید مدال داد و از تک تک آنها قدردانی کرد. به یمن مجموعه این فعالیت ها امروز حزب و کمونیسم کارگری به نیروئی معتبر در ایران تبدیل شده و در آستانه جهشی بزرگ در رهبری انقلاب قرار گرفته است.

 

همه ما میدانیم که هیچگاه نمیخواهیم در هیچ نقطه ای ثابت بمانیم حتی اگر هیچ ایرادی در کار این دوره نمیدیدیم. میدانیم که کارهای بزرگتر پیش روی ما است نه پشت سر ما. ما امید واقعی برای پیروزی این انقلاب هستیم، باید ضعف ها را بسرعت مرتفع کنیم و به رهبر مسلم طبقه کارگر و مردم آزادیخواه و به رهبر مسلم انقلاب تبدیل شویم. در فاصله دو کنگره جهشی به جلو داشته ایم اما به آن راضی نیستیم. اوضاع کنونی بیش از هرزمان به همه ما فراخوان میدهد. دریچه ای که برای کسب قدرت سیاسی باز شده است در طول تاریخ ما بیسابقه بوده و همچنان باز است. کمونیسم و طبقه کارگر و میلیونها زن و جوان بپاخاسته، به نیروی تک تک ما احتیاج دارند. یکپارچه تر و متحدتر، و پرشورتر و مصمیم تر از همیشه باید به این نیاز پاسخ بدهیم.

زنده باد حزب کمونیست کارگری

 


بازگشت به صفحه اول