بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

قرار و قطعنامه های مصوب کنگره هفتم حزب کمونیست کارگری ایران

دسامبر ٢٠٠٩ ، آذر ١٣٨٨

 

قطعنامه در مورد شرایط پیروزی انقلاب جاری و تعیین نظام آتی

 

۱- مضمون واقعی و عینی جنبش حاضر از نظر هدف سیاسی سرنگونی جمهوری اسلامی و از لحاظ آرمان اجتماعی رهائی از فقر واستثمار و تبعیض طبقاتی، رهائی زن، خلاصی فرهنگی جوانان، مدرنیسم و سکولاریسم، ممنوعیت اعدام و شکنجه و پایان دادن به سرکوب و خفقان، و در یک کلام تحقق آزادی و برابری و رفاه برای همگان است. جنبش جاری از نظر اهداف و مضمون عینی و واقعی آن یک انقلاب چپ و رادیکال، یعنی انقلابی انسانی برای رسیدن به یک جامعه انسانی، است.

 

 ۲- سرنگونی جمهوری اسلامی به معنی درهم شکستن کل ماشین دولتی و نهادهای قدرت، از بیت رهبری تا  بساط امام جمعه ها و تا انواع بنیادها و سازمانهای  شبه مافیائی حکومتی، انحلال کلیه ارگانها سرکوب شامل سازمانهای اطلاعاتی و زندانها و دادگاهها و شکنجه گاهها و نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی و شبه نظامی، و لغو قانون اساسی و کلیه قوانین جمهوری اسلامی است. انقلاب تنها با پافشاری و تمرکز بر خواست سرنگونی نظام جمهوری اسلامی به این معنای واقعی و همه جانبه است که میتواند به پیروزی برسد.  

 

۳- در شرایط حاضر پیشروی و پیروزی انقلاب قبل از هر چیز در گرو گسترش و تعمیق مضمون و جهت انسانی انقلاب و متحد شدن توده مردم معترض حول نیروی رهبری کننده ای است که اعتراض و نقد عمیق به کلیت نظام موجود را از یک زاویه آزادیخواهانه، برابری طلبانه و انسانی نمایندگی کند.

انقلاب باید رهبری و سازمان سیاسی لازم برای سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن توسط حکومت بلافصل مردم را بدست آورد.

 

۴- از نظر شکل مبارزه متعین شدن هر چه بیشتر انقلاب یک شرط مهم پیشروی و پیروزی آنست. انقلاب باید از تظاهرات توده ای فراتر برود و در اشکال و عرصه های مختلف و بنام اقشار و بخشهای مختلف جامعه اعتراض خود را بیان کند. شکل فعلی پیشروی انقلاب یعنی تظاهرات های توده ای تکرار شونده  نیز باید بر تشکل هر چه وسیعتر و دائمی بخش های مختلف جامعه استوار شود و استحکام یابد و از رهبری سراسری و متمرکز سیاسی و عملی  برخوردار گردد. ارکان اصلی این  تعین یابی عبارتست از :

   ۱-۴- بمیدان آمدن بخش هر چه وسیعتری از کارگران  و بچالش کشیده شدن حکومت از   

    جانب جنبش کارگری و شکلگیری و توسعه  اعتصابات و اعتراضات و تجمعات و

    راهپیمائیهای کارگری. ایجاد شوارها و تشکل های واقعی کارگری.

   ۲-۴- اعتراض و مبارزه بخشهای مختلف جامعه با هویت و موقعیت اجتماعی خود.  

    کارگران، زنان، دانشجویان، روشنفکران و نویسندگان،  معلمان و کارمندان، پزشکان و

    پرستاران، خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان، و کلیه اقشار ناراضی از وضع  

   موجود باید در نهادهای مختلف، در کانونها و کمیته ها  واتحادیه ها  و انجمنها و شوراها و  

  غیره، متشکل شوند و با فراخوانها و بیانیه ها و اطلاعیه های رادیکال خود  بمیدان بیایند.

  ۳-۴- شکل گیری تشکلهای محلی (هسته های مخفی محلی، انجمنها و شوراهای علنی،  

   کمیته های محلی و غیره)  بمنظور هدایت و سازماندهی  مبارزات در محله ها ومناطق .  

  ۴-۴- ایجاد  کمیته های سازماندهی و هماهنگی اعتصابات و تظاهرات ها  در کارخانه،  

   دانشگاه ها، مدارس، ادارات و بیمارستانها.

 

با توجه به نکات فوق 

 

الف- حزب کمونیست کارگری عزم راسخ خود را برای شکل دادن به رهبری سیاسی و عملی انقلاب اعلام میدارد و همه انقلابیون و توده مردمی  که خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی و تغییر بنیادی وضعیت موجود هستند را به متحد شدن حول  سیاستها و شعارهای حزب و پیوستن به صفوف  حزب فرا میخواند.

 

ب- حزب همه نیروهای اپوزیسیون را به حمایت از مبارزه توده های مردم برای بزیر کشیدن حکومت و در هم کوبیدن  کل نظام جمهوری اسلامی و مبارزه پیگیر در این جهت فرامیخواند.

 

ج- حزب اعلام میکند که هر درجه  مماشات و سازش سیاسی با رژیم،  تلاش برای حفظ نظام موجود در هر شکل  و کوشش برای حفظ هر گوشه و بخشی از حکومت و یا جناحی از حکومت عملا اقدامی در مقابل جنبش آزادیخواهانه مردم است. حزب در مقابل اینگونه تلاشهای سازشکارانه می ایستد و آنرا افشا و خنثی میکند.

 

د- حزب هر نوع رجوع و اتکاء نیروهای اپوزیسیون به تعصبات و هویت تراشی های مذهبی، ملی و قومی  را مانعی بر سر راه جنبش و انقلاب آزادیخواهانه مردم میداند و چنین سیاستها و شعارهائی را محکوم میکند و در برابر آن می ایستد. 

 

ه- حزب همه نیروهای آزادیخواه و مترقی در سراسر جهان را به پشتیبانی از انقلاب مردم ایران و مبارزه برای محکوم و منزوی کردن جهانی جمهوری اسلامی فرا میخواند. حزب از همه  دولتها و نهادهای بین المللی میخواهد تا  جمهوری اسلامی را بعنوان یک حکومت جانی و سرکوبگرمحکوم کنند و روابط سیاسی و دیپلماتیک خود با جمهوری اسلامی را قطع کنند. 

  

و-  حزب  اعلام میکند که تعهد و پایبندی به خواستهای زیر معیار سنجش آزادیخواهی و مترقی بودن هر شخصیت و نیروی سیاسی است. حزب  همه آزادیخواهان و نیروهای سرنگونی طلب را به مبارزه برای تحقق این خواستها فرامیخواند:

      ۱ - بازداشت و محاکمه علنی آمرین و عاملین کشتارهای اخیر و کلیه جنایات جمهوری  

            اسلامی در سی سال گذشته

      ۲ - جدائی کامل مذهب از دولت، از سیستم قضائی، و از آموزش و پرورش. آزادی کامل  

           مذهب و بی مذهبی بعنوان عقیده و امر خصوصی افراد  

      ۳- آزادی بی قید و شرط عقیده، بیان، اجتماعات، مطبوعات، تظاهرات، اعتصاب، تشکل و

         تحزب   

     ۴- لغو جدا سازی جنسیتی و کلیه قوانین ضد زن و تبعیض آمیز علیه زنان. برابری کامل

         حقوق زن و مرد

     ۵- برسمیت شناسی حقوق مساوی برای همه شهروندان ایران مستقل از مذهب، زبان و یا

        قومیت و ملیت

     ۶ - لغو مجازات اعدام، لغو قوانین قصاص، و ممنوعیت شکنجه جسمی و روانی در هر شکل  

        و تحت هر عنوانی

     ۷- آزادی کلیه زندانیان سیاسی و ممنوعیت تعقیب و بازداشت افراد به اتهام فعالیت سیاسی

 

ز- حزب پس از سرنگونی جمهوری اسلامی برقراری جمهوری سوسیالیستی را به رای عمومی مردم خواهد گذاشت. حزب برای تامین شرایطی میکوشد که جامعه  بتواند آزادانه و آگاهانه نظام مطلوب خود را انتخاب کند. بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی همه احزاب باید بتوانند آزادانه و بی قید و شرط  برای نظام مطلوب خود تبلیغ و فعالیت کنند. 

 

ح- حزب بر اساس برنامه یک دنیای بهتر و سیاستهای اعلام شده خود برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری سوسیالیستی، یعنی یک نظام انسانی بری از بیحقوقی، فقر، استثمار و  تبعیضات طبقاتی و تضمین کننده آزادی و برابری و رفاه برای کلیه شهروندان جامعه، مبارزه میکند و مردم را به  انتخاب این نظام  فرامیخواند.     

 

مصوب کنگره هفتم حزب کمونیست کارگری ایران

١۴ آذر ١٣٨٨ - ۵ دسامبر ٢٠٠٩

 

 

قطعنامه در مورد خصلت طبقاتی انقلاب جاری 

۱- جنبشی  که از خردادماه ۸۸  آغاز شد و با قدرت ادامه دارد انقلابی برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی و رسیدن به آزادی و برابری و رفاه است. انقلاب حاضر از نظر مضمون واقعی و زمینه های عینی شکل گیری خود در تقابل طبقاتی میان بورژوازی و طبقه کارگر ریشه دارد و تنها  با  خاتمه بخشیدن به سلطه سیاسی واقتصادی بورژوازی در ایران میتواند به پیروزی برسد.  

 

 ۲- نفس شکل گیری انقلاب جاری خود مبین دست بالا پیدا کردن افق و آلترناتیو کارگری برای سرنگونی جمهوری اسلامی در برابر سناریوهای راست نظیر خط استحاله و تغییرات تدریجی و رژیم چنج و دیگر آلترناتیوهای قومی مذهبی- ناسیونالیستی است. شکل گیری انقلاب تایید و تثبیت اجتماعی افق و چشم انداز کارگری برای زیرورو کردن بنیادی وضعیت موجود و مبین این حقیقت است که انقلاب  مطلوب ترین و ممکن ترین راه برای درهم شکستن نظام جمهوری اسلامی و رهائی کل جامعه از سلطه سیاسی و اقتصادی بورژوازی است. تببین و اعلام این افق و چشم انداز و پراتیک بیوقفه برای تحقق آن بوسیله نماینده سیاسی و طبقاتی کارگران، حزب کمونیست کارگری، خود عامل موثری در شکل گیری انقلاب جاری بوده است. 

 

۳- شکل گیری انقلاب در ایران در سطح جهانی جبهه فعال و موثری را برای به عقب راندن جنبشهای ارتجاعی  نظم نوینی  نظیر اسلام سیاسی، میلیتاریسم بورژوازی غرب، و تئوریهای سیاسی- اجتماعی  متناظر با آن نظیر نسبت فرهنگی ومالتی کالچرالیسم  باز میکند. انقلاب  ایران انسان و ارزشهای جهانشمول انسانی را در مرکز مبارزه طبقاتی  پرولتاریا و بورژوازی جهانی قرار میدهد و پس از یکدوره چند دهساله سیر قهقرائی در دنیا، افق روشن و امید بخشی را در برابر  مردم شریف و متمدن جهان ترسیم میکند. از این نقطه نظر انقلاب حاضر از ظرفیت بالائی برای جلب حمایت طبقه کارگر جهان و جلب افکار عمومی مردم آزاده دنیا برخوردار است. 

 

۴- طبقه کارگر تنها طبقه خواهان و قادر به پیروز کردن انقلاب حاضر است. چرا که از یکسو بطور عینی و واقعی رهائی طبقه کارگر از قید استثمار و سلطه سرمایه داری در گرو رهائی کل جامعه از فقر و ستم و تبعیض بیحقوقی و اختناق حاکم برجامعه است؛ و از سوی دیگر خواستها و آمال توده مردم، رهائی زن، خلاصی از قید سلطه مذهب، مدرنیسم و خلاصی فرهنگی، تامین آزادیهای بیقید شرط سیاسی و اجتماعی، و از میان برداشتن فقر و تامین رفاه عمومی  تنها در سیاستها و برنامه و افق طبقه کارگر نمایندگی میشود و عملا با تحقق اهداف و برنامه  سوسیالیستی طبقه کارگر امکان پذیر است. در روند انقلاب حاضرطبقه کارگر میتواند و باید  اکثریت عظیم جامعه  را بنبال پرچم خود بسیج کند، جمهوری اسلامی را سرنگون کند و آزادی و برابری و رفاه را متحقق نماید.

 

  ۵-  طبقه کارگر تنها از طریق حزب سیاسی خود میتواند در راس انقلاب جاری قرار بگیرد.  پیشروی و تعمیق و رادیکالیزه شدن انقلاب و در نهایت پیروزی آن در گرو روی آوری مردم به حزب طبقه کارگر بعنوان نماینده نقد و نارضائی و اعتراض توده مردم به وضعیت موجود و رهبر مبارزه توده ای برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. حزبی که  اولا  اهداف سیاسی و اجتماعی انقلاب را نمایندگی کند و در عرصه مبارزه بر سر قدرت سیاسی حاضر و فعال باشد و ثانیا از طرف جامعه بعنوان رهبر انقلاب انتخاب شود. در شرایط سیاسی ایران حزب کمونیست کارگری از چنین مشخصاتی برخوردار است و  این قابلیت و صلاحیت را دارد که موقعیت رهبری انقلاب را بدست آورد. 

 

۶- حزب کمونیست کارگری برای بجلو سوق دادن و تقویت  انقلاب حاضر، سازماندهی و رهبری آن و به پیروزی رساندن انقلاب با تمام قوا مبارزه میکند. حزب همه فعالین جنبش کارگری و همه انقلابیون  در جنبش دانشجوئی، جنبش رهائی زن و جنبشهای عتراضی بخشهای دیگر جامعه را به فعالیت حول سیاستهای حزب و پیوستن به صفوف حزب فرا میخواند.

 

     مصوب کنگره هفتم حزب کمونیست کارگری ایران

١۴ آذر ١٣٨٨ - ۵ دسامبر ٢٠٠٩

 

 

 

 

 

 

قرار در مورد شعار جمهوری انسانی

از آنجا که

۱- اساس سوسیالیسم انسان و بازگرداندن اختیار به انسان است.

 

۲- جامعه سوسیالیستی، بر خلاف سرمایه داری و دیگر نظامهای طبقاتی در طول تاریخ،  نظامی است که بر پاسداری از انسانیت، حفظ حرمت انسان، و تحقق و تامین آزادی، برابری، رفاه، و رهائی  فردی و اجتماعی همه افراد جامعه بنا شده و سازمان مییابد. انسان و انسانیت هدف و موضوع اصلی سوسیالیسم کارگری است.

 

۳- در دوره بعد از جنگ سرد در سطح جهانی، و مشخصا و بویژه در جمهوری اسلامی،  مذهب و ملیت و قومیت در سیاست و عملکرد و در فرهنگ و نظرات رسمی دولت و نیروهای سیاسی بورژوائی نقش مسلط و کلیدی پیدا کرده و انسان و انسانیت تحت الشعاع  هویت سازیهای ملی و مذهبی و قومی قرار گرفته است.

 

۴-  با توجه به تجربه شکست خورده سرمایه داری دولتی تحت نام سوسیالیسم تبلیغ و توضیح جوهر انسانی سوسیالیسم و نوع و محتوای انسانی حکومت مورد نظر ما، بر اساس آنچه در برنامه یک دنیای بهتر تشریح شده، در تمایز با انواع تجربه های سوسیالیسم بورژوایی امری ضروری و تعیین کننده است.

 

 لذا کنگره هفتم تصویب میکند که بمنظور تاکید بر خصلت و مضمون انسانی جمهوری سوسیالیستی بعنوان نظام و حکومت مطلوب ما،  تبلیغ شعار "جمهوری انسانی" و "حکومت انسانی"  در کنار و هم ارز  "جمهوری سوسیالیستی" و "حکومت کارگری" در دستور کار حزب قرار بگیرد.

 

     مصوب کنگره هفتم حزب کمونیست کارگری ایران

١٥ آذر ١٣٨٨ - ٦ دسامبر ٢٠٠٩

 

 

قطعنامه درمورد اوضاع سیاسی کردستان و وظایف ما

 

حرکت میلیونی مردم در خرداد ماه امسال اعلام راه حل انقلابی جامعه برای سرنگونی جمهوری اسلامی بود. ابراز وجود این جنبش انقلابی که هدف مستقیم آن سرنگونی کل نظام جمهوری اسلامی است مساله قدرت سیاسی را به انقلاب گره زد و یک تحول بنیادی در عرصه سیاست ایران بوجود آورد. علاوه بر خود جمهوری اسلامی کل اپوزیسیون راست در مقابل این انقلاب به تکاپو افتاده است. اما راه حلهای این اپوزیسیون، یعنی نسخه های استحاله و تغییرات تدریجی، رژیم چنج و انقلاب مخملی و بحران آفرینی در مرزها و فدرالیسم و رفراندوم و تغییر قانون اساسی و نافرمانی مدنی و غیره همگی در پراتیک اجتماعی مردم به حاشیه رانده شد. اکنون تلاش همه اینها روی به شکست کشیدن این انقلاب متمرکز شده است. همگی در مقابل خواست و اراده مردم برای رهائی از شر جمهوری اسلامی و برقراری یک جامعه انسانی ایستاده اند و تلاش میکنند مبارزه مردم را به انحراف بکشانند.

در شهرهای کردستان گرچه بدلایل معینی هنوز انقلاب همانند برخی شهرهای دیگر ابراز وجود نکرده است، اما وضعیت سیاسی ویژه کردستان ابراز وجود قدرتمند و تعین یافته انقلاب را در چشم انداز میگذارد و حزب برای تحقق آن تلاش میکند. مبارزه حزب و مردم در کردستان علاوه بر بزیرکشیدن جمهوری اسلامی، خنثی کردن و به شکست کشاندن سیاستهای ضد انسانی جریانات قومپرست و ناسیونالیسم کرد را در دستور دارد. از اینرو حزب برای رهبری و به پیروزی رساندن انقلاب، بدلیل وضعیت ویژه سیاسی در کردستان، علاوه بر سیاستها و پراتیک خود در سطح سراسری طرح و پراتیک ویژه ای را در کردستان در دستور میگذارد.

مبانی تحلیلی اوضاع سیاسی در کردستان و اقدامات ویژه حزب از اینقرار است:

 

١- عوامل تاریخی و سیاسی معینی به وضعیت سیاسی ویژه ای در کردستان شکل داده است. این شرایط جریانات سیاسی چپ و راست در کردستان را نیز در موقعیت ویژه ای قرار داده است. پس از انقلاب ٥٧ مهمترین شاخص وضعیت ویژه کردستان٬ عروج اجتماعی و سیاسی طبقه کارگر چه در مواجهه با ضد انقلاب و رژیم سرکوبگر اسلامی و چه در مقابله با جنبش و احزاب گوناگون ناسیونالیسم کرد بوده است. حزب کمونیست کارگری، بعنوان بخش تحزب یافته جنبش کمونیسم کارگری، نماینده سیاسی طبقه کارگر و نماینده کلیه پیشرویهای این طبقه و جنبش کمونیسم کارگری در مقابل ارتجاع اسلامی و ناسیونالیستی بوده است. علاوه بر این، بدلیل موقعیت ویژه حزب بعنوان بستر چپ در سطح سراسری، حزب به نیروی قابل اتکای کارگران و مردم آزادیخواه برای رهائی جامعه کردستان از قید استثمار و هرگونه ستمی بدل شده است.

 

٢- از نقطه نظر اجتماعی٬ موقعیت ویژه چپ در کردستان و گسترش نفوذ کمونیسم کارگری در جنبش کارگری و جنبشهای حق طلبانه خود را در طرح خواستها و مطالبات انسانی و پیشرو در این جنبشها، و در اشکال مبارزاتی کارگران و مردم آزادیخواه نشان میدهد. بویژه در دهه اخیر، گسترش اعتصابات کارگری و به میدان آمدن رهبران سرشناس و تشکلهای علنی فعالین کارگری، جنبش دفاع از حقوق کودکان در اشکال مدرن و بیسابقه، جنبش خلاصی فرهنگی جوانان، و جنبش آزادی زن و مطرح شدن مسائل و خواستهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه دراین جنبشها٬ نمونه هائی از موقعیت جنبش کمونیسم کارگری در کردستان را نشان میدهد. مطالبات و سنتهای پیشرو مبارزه این جنبشهای آزادیخواه و حق طلب در کردستان که جزئی از حرکت سراسری مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی است٬ در عین حال تعرضی جدی علیه سنتها و افق ناسیونالیسم کرد نیز بشمار میروند.

 

٣- بموازات تحکیم موقعیت کمونیسم کارگری و گسترش نفوذ آن در کردستان، موقعیت اجتماعی ناسیونالیسم کرد افول کرده  و احزاب مختلف این جنبش به  بی افقی و تشتت دچار شده اند. از طرف دیگر، نحوه بقدرت رسیدن ناسیونالیسم کرد در عراق در دوره ای باعث شده بود که احزاب ناسیونالیسم کرد در ایران به دخالت آمریکا و افق و سیاست نظم نوینی برای بقدرت رسیدن امید ببندند. فدرالیسم قومی و آرزوی تبدیل شدن به زائده های ارتش آمریکا به کل هدف و استراتژی احزاب سنتی ناسیونالیسم کرد و باندهای قومپرست بدل شده بود اما با شكست آمریكا درعراق و تحولات متعاقب آن در خود آمریكا این افق ناسیونالیسم كرد كور شد و جایش را به افق همکاری با رژیم اسلامی داد.

احزاب حاکم در کردستان عراق از یک طرف بدلیل شکست سیاستهای آمریکا در عراق و مسائل داخلی متعدد ناشی از آن دچار معضلات جدی شده اند و از سوی دیگر بدلیل اعتراضات مردم علیه فقر و فساد اداری آشکار دولت حاكم برکردستان عراق با بی افقی و سردرگمی عمیقی مواجه شده و نزد مردم بی آبرو شده اند و موقعیت سابق را در میان مردم از دست داده اند. تاثیر این وضعیت عمومی بر جریانات ناسیونالیسم کرد در منطقه و از طرف دیگر چشم انداز سرنگونی جمهوری اسلامی بقدرت انقلابی مردم به بی افقی و بی اعتباری ناسیونالیسم کرد در ایران افزوده  است.

 

٤- یک نتیجه مهم زیر سوال رفتن افق و سیاست نظم نوینی برای بقدرت خزیدن جریانات ناسیونالیسم کرد٬ رجعت به سیاست سازش و مماشات با رژیم بود. احزاب قومپرست و ناسیونالیست سنتی کرد گرچه آمادگی خود برای سازش و معامله با جناحی از جمهوری اسلامی را اعلام کردند، اما انقلاب و حرکت عظیم مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی این افق را هم کور کرد. از اینرو، ناسیونالیسم کرد که بجز این دو افق راهی مقابل خود نمیبیند، تماما در تقابل با انقلاب مردم آزادیخواه قرار میگیرد و امروز با در دست داشتن پرچم فدرالیسم قومی به یکی از مرتجعترین و خطرناکترین جریانات سیاسی در مقابل جنبش آزادیخواهانه  مردم در کردستان بدل شده است.

 

٥- سنتا مساله ملی در کردستان ظرف و محمل فعالیت نیروهای ناسیونالیست کرد بوده است و پاسخ همه این نیروها به این مساله فدرالیسم است. جریانات ناسیونالیست و احزاب بورژوازی کرد دنبال رفع ستم ملی نیستند، بلکه  کوشیده اند که وجود ستم ملی را مبنایی برای دامن زدن خرافه ها و تعصبات ملی و قدرت گیری خود، سازش و مصالحه با دولت مرکزی از بالای سر مردم، و نهایتا گرفتن سهمی از قدرت دولتی قرار دهند. آلترناتیو فدرالیستی که از جانب نیروهای ناسیونالیست کرد بعنوان راه حل مساله ملی و نجات مردم کردستان تبلیغ میشود عملا مساله ملی در کردستان را نهادینه میکند و موجب تشدید تخاصمات ملی بین مردم کردستان و سایر مناطق ایران میشود.

 

۶- حزب کمونیست کارگری راه رهائی کارگران و زحمتکشان در کردستان از تمامی تبعیضات و نابرابری ها و از جمله از ستم ملی را، زندگی بعنوان شهروندان متساوی الحقوق در یک جامعه برابر و انسانی میداند و مردم کردستان را به مبارزه برای رسیدن به چنین جامعه ای فرامیخواند. اما با این وجود اگر مردم کردستان در یک رفراندوم آزاد رای به جدائی بدهند حزب این جدائی را برسمیت میشناسد. ما در مقابل طرحهای گوناگون جریانات ناسیونالیستی و قومی، اعمال حاکمیت مردم و به دست گرفتن اهرمهای قدرت بوسیله طبقه کارگر و مردم سازمانیافته در شوراهای خود را قرار میدهیم. برقراری جمهوری سوسیالیستی و استقرار حکومت شورایی در سراسر ایران و از جمله در کردستان و جلوگیری از جایگزینی قدرت بوسیله عوامل و نهادهای بورژوازی محلی اساس سیاست حزب و راه واقعی رهائی مردم است.

 

٧- سنت مبارزه مسلحانه و وجود احزاب مسلح ناسیونالیست کرد، تسلیح مردم در شرایط اعتلای مبارزه سیاسی و در وضعیتی که از نظر توازن قوا میان مردم و رژیم این امر ممکن باشد  را امری الزامی و اجتناب ناپذیر میکند. از سوی دیگر شرایط نسبتا سهل دستیابی توده مردم به اسلحه  در مقایسه با سایر مناطق ایران و تجربه مبارزه و مقاومت مسلحانه توده ای در برابر تعرضات حکومت مرکزی، شکلگیری مبارزه مسلحانه توده ای در کرستان را در شرایط اعتلای سیاسی بسیار محتمل میسازد. از اینرو آمادگی سیاسی، سازمانی و تدارکاتی برای تسلیح توده ای و  قیام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی و برای دفاع از مردم در صورت خرابکاری باندها و دستجات مسلح ناسیونالیستی و قومپرست از هم اکنون باید بطور جدی مورد توجه کارگران و کمونیست ها در كردستان قرار گیرد.

 

٨- علیرغم تضعیف موقعیت سازمانی و اجتماعی احزاب ناسیونالیسم کرد، نباید به ظرفیت این احزاب در ضربه زدن به حرکت آزادیخواهانه کارگران و مردم زحمتکش در کردستان کم توجه بود. از اینرو حزب برای پیشروی جنبش کمونیسم کارگری در شرایط متحول امروز ایران افشا و نقد همه جانبه ناسیونالیسم کرد در شکل سنتی و یا قومگرایانه آنرا در دستور دارد و در هر شرایطی علیه تحرکات ضد مردمی و ضد انقلابی احزاب و باندهای ناسیونالیست و قومپرست، زد و بند آنان با جناحی از رژیم و یا دولت مرکزی و دول منطقه  و شکل گیری حاکمیت خودگمارده بورژوازی کرد از بالای سر مردم مبارزه میکند.

 

٩- سیاست عملی حزب در کردستان همانند سایر مناطق ایران سازماندهی و هدایت جنبش کارگری  و جنبشهای اعتراضی مردم با پرچم سوسیالیستی طبقه کارگر در جهت به پیروزی رساندن انقلاب، یعنی سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری سوسیالیستی است. در عین حال حزب با توجه به جنبش انقلابی جاری و ضرورت برداشتن موانع پیشروی انقلاب و با توجه به وضعیت ویژه سیاسی در کردستان و بمنظور پیشروی هرچه بیشتر جنبش کمونیسم کارگری و جنبش آزادیخواهانه مردم در کردستان بر انجام وظایف ویژه زیر تاکید میکند.

 

- سازمان دادن نیروی مردم انقلابی بمنظور درهم شکستن جمهوری اسلامی در کردستان و تامین شرایط اعمال حاکمیت مردم. سازماندادن ارگانها و تشکلهای مختلف عرصه های اعتراض اجتماعی. سازماندادن شوراهای کارگری و تشکلها و كمیته های محلی برای اعمال حاکمیت و بدست گرفتن کنترل شهرها و محلات.

 

- نقد و افشای افق و آلترناتیوهای ناسیونالیستی و نقد پیگیر سیاستها و عملکرد نیروها و احزاب ناسیونالیسم کرد. ناسیونالیسم سنتی و ناسیونالیسم قومی کرد باید از لحاظ نظری، سیاسی، و اجتماعی مورد نقد ما قرار بگیرند. حزب میتواند و باید با اتکا به موقعیت مبارزات شهری و چپ در جامعه و پیشرویهای کمونیسم کارگری ناسیونالیسم را اجتماعا نقد٬ منزوی و حاشیه ای کند.

 

- مقابله با فدرالیسم که توسط احزاب ناسیونالیست كرد بعنوان راه حل مساله ملی ارائه میشود، و تبلیغ و توضیح راه حل انقلابی و انسانی حزب كه در برنامه یك دنیای بهتر در برابر آلترناتیوهای بورژوائی تدوین شده است.

 

- نقد و افشای سازش و مماشات جریانات ناسیونالیست کرد با جنبش ملی اسلامی و جناحهای رژیم و مقابله با طرحها و سیاستهایی كه مانع مبارزات و هم سرنوشتی و اتحاد مردم كردستان با مردم دیگر مناطق ایران علیه جمهوری اسلامی است.

 

- سازماندهی و هدایت مبارزات کارگری و مبارزات مدرن شهری و تقویت این سنت مبارزه در برابر سنتهای مبارزه پیشمرگایتی و پارتیزانی در کوه و روستاها که سابقه ای دیرینه در کردستان دارد.

 

- آمادگی برای سازمان دادن نیروی مسلح در کردستان. آمادگی برای مبارزه مسلحانه و تسلیح عمومی مردم در شرایط اعتلای سیاسی بخشی از نقشه فعالیت حزب در کرستان است. حزب باید برای چنین شرایطی کاملا آماده باشد و برای تسلیح مردم در چنین شرایطی تدارک دیده باشد.

 

رهائی مردم کردستان در گرو پیروزی انقلاب در سطح سراسری و کنار زدن جریانات مرتجع و قومپرست و فدرالیست است. به این منظور حزب کمونیست کارگری فعالین جنبش کارگری و جنبشهای اعتراضی در کردستان را به سازمانیابی و فعالیت حول سیاستهای فوق و پیوستن به صفوف حزب فرا میخواند.

 

کنگره هفتم حزب کمونیست کارگری ایران

١٥ آذر ١٣٨٨ - ٦ دسامبر ٢٠٠٩

     

   

قرار در مورد  قطعنامه انقلاب جاری مصوب دفتر سیاسی

 

کنگره هفتم حزب "قطعنامه درباره انقلاب جاری در ایران" مصوب دفتر سیاسی  در تاریخ ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹ را مورد تاکید قرار میدهد. سیر تحولات دوماه اخیر صحت و حقانیت  این قطعنامه را کاملا  تایید کرده است.

 

قطعنامه درباره انقلاب جاری در ایران

 ۱- جنبش توده ای که از خرداد ۱۳۸۸ شروع شد سر آغاز یک انقلاب عظیم برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. این جنبش از نظر شرایط عینی اجتماعی و سیاسی میتواند درادامه خود با سرنگونی کل نظام جمهوری اسلامی و تحقق آزادی و برابری و رفاه به پیروزی برسد. پیشروی و پیروزی جنبش انقلابی حاضر  به فعالیت و دخالتگری حزب کمونیست کارگری و تامین رهبری حزب بر جنبش انقلابی گره خورده است.

 

  ۲- جنبش انقلابی حاضر، که در قدم اول در شکل تظاهرات و تجمعات گسترده توده ای و  

     میلیونی ابراز وجود کرد، همچنان ادامه دارد، و شرایط  تعمیق و رادیکالیزه شدن و  

     پیشرویهای بیشتر خود را فراهم می آورد. بهم ریختگی و آشفتگی صفوف حکومت، رشد تنفر  

     و انزجار عمومی مردم در ایران و در سطح جهانی از رژیم اسلامی و تضعیف موقعیت

    حکومت در سطح جهانی و در رابطه با دولتها و نهادهای بین المللی همه از جمله دستاوردهای

    تا کنونی جنبش انقلابی حاضر است. امروز دیگر چهره جمهوری اسلامی نه با پروژه هسته

    ای و ضد آمریکائی گری و مستضعف پناهی و دخالتگری درعراق و لبنان و فلسطین و رابطه

    اش با دیگر نیروهای تروریست اسلامی، بلکه با کشتار مردم در خیابانها و تجاوز و شکنجه در

    زندانها و وحشیانه ترین جنایات علیه بشریت که اسناد آن در برابر چشم مردم جهان قرار دارد

    رقم میخورد. شرایط سیاسی در ایران کاملا به نفع انقلاب و توده مردم و به ضرر حکومت

   اسلامی و کلیه نیروهای ضد انقلابی تغییر کرده است. برمتن این شرایط بزیر کشیدن و محاکمه

   و محکوم کردن جانیان حاکم، یک هدف فوری انقلاب و سکوی پیشروی آن به مراحل عالی تر

   است.

 

۳- انقلاب جاری از نظر مضمون ادامه جنبشهای اعتراضی کارگران و زنان و دانشجویان و جوانان و برآمد انفجاری جنبش سرنگونی طلبانه ای است که با شورش ۱۸ تیر  ۷۸ آغاز شد و در ده ساله اخیر در قالب اعتصابات وسیع و هرروزه کارگری، مبارزات جوانان و دانشجویان، جنبش مداوم زنان علیه حجاب و آپارتاید جنسی- که حکومت  به اسم جنبش بدحجابی مدام به آن حمله میکند-، جنبش دفاع از حقوق کودک، شورشهای متعدد شهری، جنبش علیه اعدام و علیه سنگسار، و تجمعات و اعتراضات هر ساله بمناسبت روز جهانی کارگر و روز جهانی زن و روز دانشجو و روز جهانی کودک بروز پیدا کرد. جنبش حاضر در مضمون و از نظر مبانی عینی شکل گیری و خواستها و آرمانهای خود یک جنبش چپ و رادیکال  با گرایش قوی برابری طلبی و آزادیخواهی کارگری است. نفس بروز و سر برآوردن این انقلاب  نشانه حضور و نفوذ قدرتمند آرمانها و سیاستها و آلترناتیو چپ است که بوسیله حزب در تمام دوره فعالیتش نمایندگی و پراتیک شده است. 

 

۴- امکان به میدان آمدن میلیونی توده های مردم بر سر مساله قدرت و شروع انقلاب جاری را تشدید بیسابقه کشاکش جناحهای حکومتی، که بنوبه خود ناشی از بالا گرفتن نارضایتی ها و اعتراضات مردم بود، فراهم آورد. اساس اختلاف میان جناحهای حکومتی، مانند اختلافاتی که از زمان بنی صدر تا امروز در صفوف حکومت همیشه وجود داشته است، بر سر شیوه های متفاوت حفظ نظام از "خطر" جنبش انقلابی مردم است. اما نزاع اخیر میان باندهای حکومتی، برخلاف دوره های گذشته، به چنان درجه ای از حدت رسیده است که دیگر چتر ولایت فقیه قادر به حفظ  وحدت و انسجام صفوف حکومت نیست. این واقعیت، که از همان مناظره تلویزیونی کاندیداهای انتخاباتی بر مردم عیان شد، در واقع سوت آغاز حرکت توده ای مردم برای حذف کل حکومت را به صدا درآورد.

 

۵- جناحهای حکومتی  یکدیگر را به کودتا و انقلاب مخملی علیه هم دیگر متهم میکنند. اما این شیوه ها در واقع سیاستهای مختلفی است که از سوی جناحهای حکومت در برابر حرکت انقلابی و سرنگونی طلبانه مردم اتخاذ شده است.

جناح خامنه ای احمدی نژاد برای درهم کوبیدن حرکت مردم سرکوب وحشیانه و کشتار عریان را در دستور گذاشت. هدف این شیوه وحشیانه، که در سیاست  ارتجاع  جهانی به عملیات "شوک و بهت" معروف است، تروریزه و شوکه کردن جامعه و درهم کوبیدن مردم بپاخاسته با اعمال شنیع ترین کشتارها و جنایتها است. جمهوری اسلامی از مدتها قبل از جمله با طرح امنیت اجتماعی و مانور ناجا خود را برای این عملیات علیه انقلاب مردم آماده میکرد و با برآمد جنبش توده ای با تمام توان جهنمی خود آنرا به اجرا در آورد اما در نهایت نتوانست جامعه را مرعوب و مختنق کند و از نظر سیاسی شکست خورد.    

شیوه جناح  رفسنجانی موسوی  و دنباله آنها در "اپوزیسیون خودی" و رانده شده از درگاه جمهوری اسلامی در مقابله با جنبش توده ای مردم برای سرنگونی نظام، تلاش برای  محدود کردن جنبش در چارچوب نظام، اسلامیزه کردن جنبش و در نهایت خنثی و عقیم گذاردن آنست. "موج سبز"  و "جنبش سبز"  و نظایر آن نامی است که ملی اسلامیون بر جنبش انقلابی مردم اطلاق میکنند تا آنرا در جهت تغییرات درون حکومتی دلخواه خود محدود کرده و به شکست بکشانند. این سیاست تغییرات درون حکومتی برای حفظ نظام  یک بار در دوره خاتمی شکست خورده است و امروز نیز بهیچوجه قادر به کنترل و تحریف انقلاب حاضر نیست. خواست و نیاز مردم ایران نه تغییراتی در حکومت بلکه خلاصی از کل نظام جمهوری اسلامی است و با پیشرفت جنبش انقلابی جاری این ضرورت بیش از پیش و به  شکل صریح تر و علنی تری در مبارزات   مردم متجلی میشود.    

 

۶-  شروع انقلاب حاضر نه تنها بشارت دهنده پایان عمر جمهوری اسلامی،  بلکه در عین حال در یک سطح اجتماعی اعلام شکست و بی اعتباری سیاسی و اجتماعی نسخه ها و پروژه های کل نیروهای اپوزیسیون بورژوائی، ملی اسلامیون و احزاب ناسیونالیست عظمت طلب و جریانات فدرالیست و قوم گرا، است. نسخه های استحاله و تغییرات تدریجی، رژیم چنج و انقلاب مخملی و بحران آفرینی در مرزها و فدرالیسم و رفراندوم و تغییر قانون اساسی و نافرمانی مدنی و غیره، عملا و در پراتیک اجتماعی مردم به حاشیه رانده شده و بدیل انقلاب و تغییر بنیادی وضع موجود در دستور روز توده های بجان آمده مردم قرار میگیرد. 

 

۷- روند انقلاب جاری به سرعت  و بیش از پیش احزاب و نیروهای سیاسی را به دو صف نیروهای انقلابی و ضد انقلابی، نیروهای طرفدار حفظ نظام حاکم، حداکثر با تغییراتی در شکل نظام، و نیروهای خواهان سرنگونی کل نظام جمهوری اسلامی تقسیم میکند. این در واقع بخشی از روند پولاریزاسیون طبقاتی جامعه به دو کمپ طبقاتی کارگر و سرمایه دار است.

 

۸- احزاب و نیروهای سیاسی اپوزیسیون بورژوائی - نیروهای متعلق به  جنبش ملی-اسلامی، جنبش ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی، و جریانات ناسیونالیست قومگرا - هر یک تلاش میکنند در جهت اهداف و سیاستهای خود بر جنبش انقلابی مردم تاثیر بگذارند و آنرا به انحراف و نهایتا به شکست بکشانند. این نیروها  در هراس از "خطر" انقلاب،  بیش از پیش بطور مستقیم و یا غیرمستقیم در برابر جنبش انقلابی مردم و خواستهای برحق آنان قرار میگیرند.  امروز نه تنها طیف وسیع  نیروهای ملی- اسلامی و دو خردادیون قدیم و جدید، که پاره ای از تن رژیم هستند و همواره تعهد خود به حفظ نظام را اعلام داشته اند، بلکه نیروهای اپوزیسیون بورژوائی مدعی سرنگونی جمهوری اسلامی، مانند حزب مشروطه و سازمان مجاهدین، تا اطلاع ثانوی از همان سرنگونی طلبی نیم بند خود نیز دست شسته و در کمپ  موسوی و نیروهای خط استحاله رژیم قرار گرفته اند.

 

 ۹- در برابر نظام حاکم و نیروهای بورژوائی مدافع آن، صف آزادیخواهی و برابری طلبی کارگری،   جنبش سکولاریستی پیگیر علیه مذهب و دخالت مذهب در دولت و قوانین و زندگی اجتماعی، خلاصی فرهنگی و مدرنیسم، و رهائی بی کم و کاست زن قرار گرفته است. این ها مولفه های تشکیل دهنده یک جنبش انقلابی و انسانی برای سرنگونی جمهوری اسلامی است که در چند سال اخیر با افت و خیز اما بطور مداوم در جامعه جریان داشته است. حزب كمونیست كارگری به شهادت تمام فعالیتها و مواضع و سیاستهای خود، حزب این صف است، صف انقلاب و آزادیخواهی و برابری طلبی بی تخفیف را نمایندگی و رهبری میكند و تمام تلاش خود را بر استحكام، شفافیت و پیشروی و پیروزی این صف قرار داده است. پیروزی این جنبش انقلابی و انسانی در گرو ایفای نقش فعال حزب كمونیست كارگری است. 

 

۱۰- شروع انقلاب در ایران  در سطح جهانی اعلام پایان یکدوره سیاه در تاریخ معاصر است. دوره ای که ویژگی آن یکه تازی میلیتاریسم دول غربی و ارتجاعی ترین نیروهای بورژوازی غرب از تاچریسم تا ریگانیسم و بوشیسم، و سر بر آوردن جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی و حضور نیروهای قومی- ملی- مذهبی در جوامع باقیمانده از اردوگاه بلوک شرق بود. دوره ای که جهان متمدن و مردم شریف دنیا در چنگال جنگ تروریستها و مدل  ریاضت کشی اقتصادی مکتب شیکاگو و نسبیت فرهنگی فشرده میشد و هر حرکت اعتراضی در خاورمیانه و آفریقا و اروپای شرقی و جمهوریهای بازمانده شوروی با پرچم قومیت و ملیت و مذهب خود را بیان میکرد. جنبش حاضر  اولین حرکت انقلابی و آزادیخواهانه توده ای و بروز اجتماعی  اعتراض جهان متمدن به دوره سیاه سی ساله اخیر در ایران و در جهان است. استقبال و ابراز حمایت پر شور نیروهای آزادیخواه و پیشرو و مردم شریف دنیا از شکل گیری  انقلاب  حاضر در ایران یک بروز  مشخص این واقعیت است.                

جنبش انقلابی حاضر در روند پیشروی و رایکالیزه شدن خود و نهایتا با جارو کردن نظام جمهوری اسلامی، تئوریها و گرایشات ارتجاعی ای نظیر مستضعف پناهی و ضد آمریکائی گری اسلامی و همچنین دکترین نسبیت فرهنگی و انقلاب مخملی و رژیم چنج را رسوا و بی اعتبار خواهد کرد و  به اسلام سیاسی و ارتجاع میلیتاریستی غرب در سطح جهانی ضربه ای اساسی وارد خواهد آورد.

 

۱۱- در برابر جمهوری اسلامی و الگوهای داخلی و جهانی  بورژوازی برای سرکوب و به انحراف کشیدن انقلاب مردم، آلترناتیو کمونیسم کارگری یعنی انقلاب توده ای برای سرنگونی کل نظام جمهوری اسلامی با پرچم آزادی و برابری و جمهوری سوسیالیستی قرار دارد. این آلترناتیو که  بوسیله حزب کمونیست کارگری نمایندگی میشود پاسخ واقعی به خواستها و آمال واقعی توده مردم ایران برای رسیدن به یک جامعه آزاد و برابر و مرفه و انسانی است. 

 

دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران

۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ۲۹ شهریور ۱۳۸۸


بازگشت به صفحه اول